« سومين عضو وبلاگ نويس خانواده | دفتر اصلي | چه کسانی اول ماشه را فشار می دهند؟ »


November 20, 2005

لطفا HELP

اين روزها به شدت مشغله ذهني‌ام رفته بالا،
جمع و جور كردن فكر براي نوشتن اصلا برام امكان پذير نيست،
حتي بعضي موقع‌ها حوصله خودم رو هم ندارم، بي‌چاره «نامه هاي ننوشته»
نمي‌دونم اين پروژه خونه گرفتن ما كي مي‌خواد تموم بشه، ديگه حوصله‌ام را سر برده،
شغل رسمي ام تو اين يك ماهه اين شده كه مدام دم اين بنگاه‌ و اون بنگاه باشم،
اما آخرش هيچ ..........
با اين چندرغاز ما انگار خونه اي نيست، هرچي ما هم كوتاه ميايم ولي انگار خونه كوتاه نمي‌ياد ......
تا آخر هفته هم بيشتر وقت نداريم ......
خلاصه كلافه‌ام، كلافه
اينها رو هم نوشتم كه كمي خالي شم، شما ببخشيد كه اين اراجيف رو تحمل كرديد و خونديد
شما پيشنهادي براي خلاص شدن از اين گرفتاري نداريد؟


« سومين عضو وبلاگ نويس خانواده | دفتر اصلي | چه کسانی اول ماشه را فشار می دهند؟ »




سلام آقاي مزروعي عزيز پيشنهادي برايت داشتم .
اگه دنبال خونه هستي يك سر به جاده ساوه بزن اسلامشهر را كه بگذري تا خود ساوه خونه متناسب با هر درآمدي پيدا ميشه . از خونه 18 متري تا 35 متري . تلفن كه معمولا ندارند گاز شهري هم كه يادش بخير تو شهرستان داشتيم . اما اين خونه هاي 18 متري داراي حياط آشپزخانه حموم و دستشوئي است .اينترنت هم اگه تلفن داشتي و خواستي استفاده كني با سرعت 28 امكانش هست . به دل كه نگرفتي ؟ به خدا شوخي نيست واقعيته .


ارسال شده توسط: ميلاد درNovember 24, 2005 11:43 PM

چاره‌اش اينه كه دوست من يه مقدار به فكر نون باش خربزه آبه! چند روز بيش يه حديث ديدم از امام موسي بن جعفر(ع) كه خوشبخت رو انسان مومني دونسته بودن كه براي گذران زندگي درآمد كافي داشته باشه. حالا از اول توي گوش ما خوندن پول بده! روشنفكر كه پولدار نميشه! دنيا زندان مومنه و ... حالا جوان تحصيل كرده، اهل فكر و قلم بايد براي سطح يك نيازها به قول آقاي مازلو (نيازهاي فيزيولوژيكي- خوارك،پوشاك و مسكن) اينقدر اين در و اون در بزنه و بره سراغ پديده اي به نام بنگاه كه آدمهاي اونجا براي دانسته هات دو زار ارزش قائل نيستن و خيلي احترامت رو داشته باشن مسخره ات نكن! عزيز برادر، حقير با سختي و به تنهايي حركت كرده ام و اومدم جلو و فهميدم كه حداقل در اين كشور بايد اول پول داشته باشي تا بتوني زندگي كني بعد فكر كني و بعد بنويسي. غير اين بايد تا ابد مجرد بموني و بدون تعهد زندگي كني. آرزو مي كنم هرچه سريعتر مشكلت رو حل كني با افزايش درآمد و كار بيشتر اين تنها راهه. يا حق

ارسال شده توسط: سيروس درNovember 21, 2005 09:46 AM

سلام! راستش رو بخواین، من هم مشکل شما رو داشتم، چندرغاز پول و یه خونه آبرومند! آخرش از تهران رفتم کرج!شما رو والله نمی دونم کجایین و کجا می خواین زندگی کنین!! ولی ما که راضی بودیم! ;) :D

ارسال شده توسط: zz درNovember 20, 2005 12:56 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)