« گوگل تاك | دفتر اصلي | تست دمكراسي دوباره متولد شد »


August 28, 2005

غرق توهم!

يكي از ويژگي‌هاي جامعه امروز ايران كه متاسفانه به بيماري‌اي نيز تبديل شده است، توهم توطئه و يا تصور يك عامل فرضي و دشمن بسيار با برنامه و پيشرفته است.

پي بردن به اين بيماري و نيز شدت آن هم كار چندان پيچيده و سختي نيست و كافيست تا با ميزان اندكي وقت گذاشتن و گفتگو با فرد مورد نظر از نوع و ميزان و شدت اين داستان آگاه شد.

چند روز پيش در حال گفت‌وگو با چند دوست تازه آشنا بودم كه بحث وارد فاز سياسي و انتخابات شد كه اين دوست گفت من در ابتداي انتخابات گمانم بر اين بود كه حاكميت و حكومت قصد دارند هاشمي را به قدرت برسانند و بر اين ديدگاهم بسيار سرسخت هم بودم و حتي شرط هم بستم كه تنها اوست كه رئيس جمهور خواهد شد.

به او گفتم كه خوب بعد از دور دوم به چه نتيجه‌اي رسيدي، آيا آنموقع فكر مي‌كردي كه ممكن است راي مردم باعث شود كه حتي هاشمي هم رئيس جمهور نشود؟

گفت: حقيقت امر اين است كه خير ولي الان مطمئن هستم كه اين هم يك بازي حكومت بود و يقين دارم كه خود هاشمي هم در جريان اين بازي بود و راضي به اين اتفاق وگرنه امكان ندارد بدون موافقت او كاري در مملكت كرد، و از عمد آمده بود تا احمدي‌نژاد پيروز شود{!!!}

وي ادامه داد: البته به يك چيز ديگر نيز يقين پيدا كردم و آن اينكه قطعا احمدي‌نژاد را اينها در طول 20، 25 سال گذشته پرورش داده‌اند براي يك چنين روزي {!!!}

نقل ادامه بحث ما فقط مطلب را مطول مي‌كند اما نكته اصلي اين گفت‌وگوي ساده در اينجا بود كه اين دوست ما بعنوان يك شهروند تحصيلكرده به جاي اينكه به فكر استفاده از حق دادن يا حق ندادن راي خود باشد بوسيله معادلات ذهني خود هميشه سعي مي‌كند، اقدامات را از پيش برنامه‌ريزي شده بداند، بنابراين ديگر احتياجي به دادن زحمت اضافي و اينكه تصميم بگيرد يا فكر كند كه راي دادن يا ندادنش چقدر مهم است و در آينده سياسي‌اش تاثير گذار، هيچ لزومي ندارد.

نكته دوم ماجرا هم آنجاست كه با تصور يك قدرت ماورايي سعي در توجيه همه تخيلات خود بر مي‌آيد، تخيلاتي كه شايد در روي زمين يك درصد آن هم به سختي قابل وقوع است و وقتي با عدم وقوع تخيلات خود روبرو مي‌شود، سعي مي‌كند كه اين تخيلات را بزرگتر كرده و از حد قبلي نيز فراتر مي‌رود.

اين بيماري ذهني كه شايد هركدام از ما به نوعي دچار آن شده باشيم محصول استبداد تاريخي حاكم بر ايران و عدم اطلاع شفاف از اطلاعات و اخبار است كه در اين ميان عامل سياست گريزي مردم ايران را نيز بايستي اضافه نمود كه گاهي آنچنان سياسي مي‌شود و گاهي از جاده عكس آن با سرعت هر چه تمام‌تر عبور مي‌كنند، كه در اثر اين فضا فرد فضاي سياسي را در ذهن خود متصور مي‌شود و بر اثر عدم اطلاعات كافي و توان تحليل صحيح رويدادهاي سياسي، مدان آنرا در ذهن خود قدرتي پنهان و ماورايي در نظر مي‌گيرد.


« گوگل تاك | دفتر اصلي | تست دمكراسي دوباره متولد شد »




دوست خوبم
این بیماری ناریخی مردم این کشور است ک ریشه آن بر می گردد به تجربه تاریخی خصوصا از مشروطیت به بعد.
البته همیشه این توهمات یک اساسی داشته حالا در مصادیق ان مردم اشتباه می کنند. به نظر جنابعالی آیا آقای احمدی نژاد در دور اول همین رای را بر خلاف همه نظر سنجی آورد. مردم هم بر اساس همین قضایا قضاوت می کنند.
یک شهروند

حنيف: مشكل اصلي هم كه بدان اشاره كردم همين است، وقتي فكر مي‌كنيم و مي‌بينيم كه اتفاقي كه افتاده را نمي‌توانيم تجزيه و تحليل كنيم، وارد مسائل تخيلي مي‌شويم، من معتقدم راي احمدي نژاد در دور اول همين ميزان بوده، انگار فراموش كرده‌ايم كه در دو انتخابات رياست جمهوري 76 و 80 محافظه‌كاران به صورت ثابت 6 تا 7 ميليون راي داشتند، حالا يعني نمي‌توانند در يك سازماندهي 5 ميليون آن راي به احمدي نژاد بدهند!!!

ارسال شده توسط: دوست درAugust 30, 2005 05:04 PM

من هم موافق هستم .
ولی متاسفانه این حالت در رهبران این مملکت بیشتر از
مردم است . و همین مسئله آنرا تشدید می کند .
و علاوه بر اینها در جامعه ای که جریان اطلاعات
صحیح نیست و حقایق گفته نمی شود توهم و شایعه هم
بیشتر است .

ارسال شده توسط: وب نگار درAugust 30, 2005 12:46 PM

به قوب نااااپلئون (مثل دایی جان بخونید) : تنها چیزی که اندازه نداره حماقته.همین

ارسال شده توسط: مهدی درAugust 29, 2005 06:35 PM

چرا نه؟ به خاطر اینکه حس کنید متفاوتید این طور میگید و گرنه سوال من اینه چی شد کسی که رای خودشو تو انتخابات تهران چند پله اضافه کرد اینبار این کار رو نکرد جراب این سوال چه مثبت باشه و چه منفی باید نگران دموکراسی بود چه کسی پیدا شده باشه قوی تر از هاشمی و چه هاشمی قویترین باشه

حنيف: اين هم همون توهميه كه فكر مي‌كنيم كه هاشمي و .... خيلي قدرتمندند و اگه شكست خوردن، آنهم بوسيله راي مردم، چون باز ميخوايم سر حرف خودمون باشيم، تحليل مي‌كنيم كه خودش هم مي‌دونسته!!! بعد هم اين مستند راي تهران رو از كجا آورديد، اگه قرار بر دست بردن باشد در راي همه دست برده شده نه يك نفر.

ارسال شده توسط: peiman درAugust 29, 2005 01:24 PM

Akh gofty. divane konandas na?

ارسال شده توسط: takinson درAugust 29, 2005 08:57 AM

به نظر من این امر به ریشه و خرافات ما ایرانیها بر می‌گردد که در هی چیزی نیروی ماورای طبیعی می‌بینیم!

ارسال شده توسط: امین درAugust 28, 2005 11:23 PM

چقدر عقب مانده ایم ما ملت ایران!
چقدر نابینا ایم و چقدر عوام!
چقدر کم مطالعه و پر ادعا ایم !
چقدر کودک ایم !

ارسال شده توسط: ثنا درAugust 28, 2005 10:29 PM

به نظرم در مملکتی که مدیران و زعمایش همیشه فکر می کنند که دیگران توطئه می کنند. خودشان توطئه گرهستند و به همین دلیل به دیگران سوئ ظن دارند

ارسال شده توسط: م درAugust 28, 2005 09:03 PM

هنوز که هنوز است دائی جان ناپلئون در ما زنده است . باید این ویروس دائی جان ناپلئون را از خود دور کنیم . این قدم اول است .

ارسال شده توسط: علی درAugust 28, 2005 07:54 PM

سلام .... در مورد مطلب باید بگویم با شما موافقم ، خیلی ها برای اینکه سختی فکر کردن و حرکت کردن را به خودشان ندهند ، خیلی راجت همه چیز را از پیش ساخته شده می پندارند ...... ضمنا مطلبی با عنوان افروغ؛ بازیگردان یا بازیچه نوشتم که خیلی بی ربط به حرفهای شما نیست .... خوشحال میشم بخونیش ... شاد باشی

ارسال شده توسط: otanes درAugust 28, 2005 07:08 PM

دوست من، كاملا با تو موافقم، ترسم از اين است كه ما اصلاح‌طلبها هم در شرايط سخت پيش آمده دچار چنين نگاهي شويم.

ارسال شده توسط: علي‌اصغر شفيعيان درAugust 28, 2005 05:01 PM

سلام
آقای مزروعی متشکرم از اینکه به این مسئله مهم که در جامعه ما نمونه های زیادی هم دارد اشاره کردید.
بسیاری از دوستان و آشنایان من هم با همین تحلیل در دور دوم انتخابات شرکت نکردند.و جالب اینکه فقط یک نفر از آنها بعد از انتخابات قبول کرد که اشتباه کرده.
به هر حال امید وارم روزی راه حل این مسئله را پیدا کنیم.
ولی اون چیزی که مسلم اینه که ما هنوز همون ملتی هستیم که از مشروطه به رضاخان رسیدیم.

ارسال شده توسط: عاطفه درAugust 28, 2005 03:17 PM

سلام

توهم توطعه و جلوگیری از تفکر بدون حاشیه!

ارسال شده توسط: ایران امروز درAugust 28, 2005 08:22 AM

ارسال نظر