« انجمن صنفي و سخني با دوستان منتقد | دفتر اصلي | بولتن داخلي جبهه مشاركت »
August 22, 2005
مسئله تعطيلات رسمي در ايران
بحث تعطيلات رسمي و كاري كه نمايندگان مجلس هفتم در راه اصلاح اين بحث در نظام اداري ايران برداشتهاند به بحثي جنجالي در محافل خبري، سياسي و مذهبي و عمومي تبديل شده است.
جدا از اين بحث كه چه روزهايي را مجلسيان كم يا اضافه كردهاند، در كل با اين روند موافقم زيرا اينگونه ميانديشم كه متاسفانه اكثريت تعطيلات رسمي در ايران كه شامل ايامي جز جمعهها ميشود براي اكثريت قشر جامعه ايراني تنها عايدياي كه به بار ميآورد كسالت و غم زدگي است.
استدلال اين سخن را هم اينگونه ميگويم كه قشر متوسط شهري به بالا در كشورمان براثر وضع مالي مناسبي كه دارند هميشه براي تعطيلات خود برنامه ريزي داشته و با توجه به سطح درآمدي و معيشتي امكانات تفريح مناسب مانند سفرهاي تفريحي و گردشي و توريستي را در اختيار دارند و لذا اصولا معتقدم كه براي اين قشر تعطيل بودن يا نبودن روزهاي سال چندان اهميتي ندارد و تاثيري در انجام تفريحاتشان به جا نميگذارد همانگونه كه برايشان تعطيلي عزا يا عيد نيز چندان تفاوتي نخواهد داشت.
اما تعطيلات براي قشر متوسط به پايين جامعه ما كه متاسفانه اكثريت را هم در بر ميگيرد، بعلت اين كه اسباب تفريح چنداني در اختيار ندارند و تنها امكاناتشان منابع عمومي است كه اين بخش هم قابل دسترسي و استفاده توسط همگان نيست، بنابراين تنها تفريح باقي مانده و در دسترس اين قشر اكثريت رسانه همگاني صداوسيما ميشود.
متاسفانه صداوسيما نيز كه بعنوان يكي از وسايل سرگرمي شناخته ميشود توان انجام اين مسئوليت بزرگ به خوبي ندارد و كافيست يكبار در روز جمعهاي نظارهگر شبكههاي مختلف سيما باشيم و خواهيم ديد كه به غير از ساعات پاياني شب آنچنان برنامه سرگرم كنندهاي در آن وجود ندارد.
براساس مجموعه همين عوامل است كه معتقدم تعطيلات موجود جدا از گذاشتن هزينه بر دوش كشور و پايين آوردن راندمان كاري، موجب بروز خستگيهاي روحي نيز ميگردد، و تا زماني كه در كشور امكان استفاده مناسب و عمومي از تفريحات سالم در جامعه به صورت عام فراهم نگردد، اين مشكل اساسي هم خواهد بود.
« انجمن صنفي و سخني با دوستان منتقد | دفتر اصلي | بولتن داخلي جبهه مشاركت »