« خاطراتي از دوران انتخابات – 3 | دفتر اصلي | اعتصاب غذا براي گنجي »


July 31, 2005

پاياني بر شهامت مطبوعاتي‌

يكي از ويژگيهاي مطبوعاتي كه پس از رخداد دوم خرداد ۷۶ پا به عرصه اطلاع رساني گذاشتند جسارت در بيان، شكستن مرزبندي‌ها و به اصطلاح تابوهاي معمول و شفافيت در عرصه خبر و ترجيح انتشار خبر بر مسائل پشت‌پرده بود كه البته در اين راه نيز روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران زيادي تاكنون هزينه آن راه را پرداخته‌اند كه ليست كردن نام‌هاي آنان به طوماري شباهت خواهد يافت كه جاي آن در اين مقال نيست.


يكي از موفقيت‌هاي جريان مطبوعاتي اصلاح‌طلب در سالهاي اخير رسوا و افشا كردن پروژه‌هاي قتل و حذف روشنفكران و روزنامه‌نگاران بود كه به پروژه قتل‌هاي زنجيره‌اي موسوم شد. اين مطبوعات با شجاعت و شفافيت حداكثري سعي در روشن نمودن زواياي مختلف آن تاريكخانه داشتند كه تا حد بسيار زيادي هم در اين خصوص موفق شدند و توانستند اولين ضربات را به اين پروژه وارد كنند. در واقع این گروه كليد توقف پروژه قتل ها و فعال شدن دولت در اين خصوص بودند؛ اقدام این گروه البته هزينه‌هاي فراواني داشت، توقيف سلام، ترور حجاريان و حبس و زندان‌هاي بلند مدت براي گنجي، زرافشان و عمادباقي بخشی از هزینه های پرداخت شده برای این اقدام بود. و هنوز بسیاری از اين عزيزان در حال كشيدن آن مصائب هستند.

دومين حركت‌هاي موفقيت آميز مطبوعات اصلاح‌طلب دفاع آنان از حقوق اوليه زندانيان سياسي بود، كه در سالهاي اخير بارها و بارها دچار مشكلات متعدد شده‌اند. آمار زندانيان سياسي در سالهاي اخير نيز خود به فهرستی طولانی تبديل شده است كه مطبوعات اصلاح‌طلب با اطلاع رساني به موقع و دفاع از آنان هميشه سعي داشتند تا با دفاع منطقي آنان را در زير چتر اطلاع‌رساني خود قرار دهند.

سومين نكته‌اي كه در اين ميان مي‌توان ذكر كرد افشاي ماجراي زهرا كاظمي است كه مطبوعات اصلاح‌طلب در اين خصوص نيز با شجاعت تمام و با آگاهي نسبت به خطرات آن ايستادگي كردند و حقايق اين ماجرا را منتشر كردند.

هرچند كه ممكن است نمونه های فراوان ديگري را نيز بتوان به این نمونه ها افزود، اما غرض اينست كه يكي از وظايف عمده‌اي كه مطبوعات اصلاح‌طلب در سالهاي گذشته به انجام آن همت گماردند، حمايت از حق مظلوم و افشاي تاريكخانه‌هاي مختلف بود.

اما چيزي كه امروز ديده مي‌شود نه آن جسارت و شجاعت است و نه آن حق طلبي و دفاع از مظلوم.
انگار امروز گنجي در اثر بیماری داخلی یا عمل آپاندیس به بیمارستان افتاده است. و انگار که هیچ موضوع مهمی در میان نیست. بسادگی و با يك امريه هيچكس از گنجی خبري درج نخواهد كرد و نام گنجی را بمانند زهرا كاظمي كه ديگر هيچ مطبوعه‌اي حتي اسم او را نيز نمي‌آورد، به نامی در فهرست نام های ممنوعه تبدیل کرده اند.

امروز هر چه می جوییم، هيچ نشانه‌اي از آن مطبوعات اصلاح‌طلب در ميان نمی بینیم، و اگر بیشتر بگردیم، خواهیم دید که مطبوعات به جاي پيشرفت پس رفتی اساسي کرده اند؛ جبر زمانه و زور زورمداران اين رفتار مطبوعاتی را تقويت كرده است. و شاید بتوان اين برهه را پاياني بر مطبوعات افشاگر اصلاح‌طلب دانست.


« خاطراتي از دوران انتخابات – 3 | دفتر اصلي | اعتصاب غذا براي گنجي »




دوست عزیز در جایی خواندم کلامی که به زنچیر کشیده شود کلام مخوفی است استحکام خارایی وش فلان چمله مشهور چیزی نیست مگر تراکمی که از یک استبداد حاصل میشود ستمگری نویسنده را ناگزیر از محدود ساختن قطر نوشته میکند که این خود موچب میشود توده های بیشتری و با سرعت ان را بخوانند و همین موجب افزون شدن و تحکیم وحدت نیروی مردم میگردد هر چه ظلم اوج گیرد سختی ضربت سخن بیشتر میشود.شرافت یک قلب بزرگ که در راه عدالت و حقیقت در هم فشرده شود صاعقه ایجاد میکند
انکه زبان و قلمش بریده با زبان و قلم کوتاه شده فکر و عمل میکند بیداری وجدان عظمت جان میخواهد.

با مهر

ارسال شده توسط: امید درAugust 2, 2005 12:45 PM

باید صبر کرد

ارسال شده توسط: maryam درJuly 31, 2005 08:44 AM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)