« نامه‌هاي قديمي همسر | دفتر اصلي | لحظه هاي زندگي »


July 22, 2005

متهمان پرونده نظرسنجي‌ و دو نامه قاضيان و عبدي

اين روزها انتشار نامه‌ «حسين قاضيان» يكبار ديگر همه را به ياد پرونده جنجالي نظرسنجي‌ها انداخت كه به نظرم يكي اولين پروژه‌ها براي زمين‌گير كردن اصلاح‌طلبان بود و تا حدي هم موفقيت‌هايي را بدست آورد، متهمان اصلي اين پرونده «عباس عبدي»، «حسين قاضيان»، «بهروز گرانپايه» بودند كه البته متهمان ديگري هم اين پرونده داشت مانند «احمد بورقاني» و «عليرضا علوي‌تبار» كه هيچگاه برايشان حكمي صادر نشد.
يادي از متهمان پرونده نظرسنجي!

«حسين قاضيان» را تنها دوباره و پس از ماجراهاي اين پرونده ديده‌ام در نمايشگاه مطبوعات سال 82 به همراه فرزندانش ديدمش كه در آن روزها در مرخصي بود و ما در غرفه «ياس‌نو» عكس بسيار بزرگي از «عباس عبدي» بعنوان عضو زنداني روزنامه نصب كرده بوديم، و امسال كه باز هم در نمايشگاه مطبوعات ديدمش، البته اينبار او نيز بواسطه بلاهايي كه برسرم رفته بود مرا مي‌شناخت و مدتي با هم صحبت كرديم و اميدوار بود كه در پرونده‌شان اتفاق ميموني بيفتد و البته مي‌دانست كه حكم تبرئه عبدي صادر شده و مي‌گفت چون هر دو يك اتهام داشته‌ايم من نيز بايستي تبرئه شوم. انساني آرام و در عين حال تيز بين يافتمش، با قلبي مهربان؛
تنها دوست دارم كه خبر آزادي او را بمانند ساير دربندين بشنوم، او الان در معرض ظلمي مضاعف قرار گرفته، در حاليكه تبرئه است همچنان ديوارهاي بند او را محصور كرده،
مناسب ديدم حال كه متن نامه پر سوز و گذاز «حسين قاضيان» منتشر شده، نامه سال 82 عبدي را نيز بار ديگر منتشر كنم، هرچند كه نامه بسيار طولاني است اما هنوز حرف‌هاي بسيار براي گفتن دارد و تلفيق دو نامه اين دو متهم اصلي پرونده نظرسنجي روايتي دقيق از آنچه در اين ماجرا گذشته است را بازگو مي‌كند، بي هيچ حرف اضافه‌اي دعوت مي‌كنم كه نامه را بخوانيد:

متن يا حاشيه دادگاه من؟

ناگفته‌هاي عباس عبدي از پرونده نظرسنجي

آيا آنچه كه گذشت يك دادرسي عادلانه و قانوني بود؟



شايد برخي تصور كنند، آنچه كه در دادگاه من و احكام صادره گذشته متن اصلي پرونده است و اگر هم حاشيه‌اي باشد فرع بر موضوع است. اما آنچه كه در ادامه خواهد آمد نشان مي‌دهد كه متن اصلي اين پرونده براي اولين بار است كه مطرح مي‌شود و اگر چه قصد نداشتم بنا به موقعيت كشور تا مدت‌هاي زيادي اين موارد را منعكس كنم اما اكنون كه بر خلاف بديهي‌ترين اصول اخلاقي و اسلامي و قانوني، پيمان خويش را با من نقض كرده و مانع از آزادي‌ام شده‌اند و حكم به ظاهر قانوني را به اجرا گذاشته‌اند، چاره‌اي ندارم جز اين كه متن واقعي اين پرونده را ابتدا نزد عده‌اي از علاقه‌مندان به نظام منعكس كنم. البته مسائل بسيار مهمي درباره بند «دال» ‌يا همان دادگاه غير علني وجود دارد كه فعلاً بر اساس مصالح عمومي كشور از ذكر جزئيات آن مي‌گذرم و اميدوارم كه طرح مسائل تا حد همين متن موجب حل مشكل شود و كار به جاهاي ديگر كشيده نشود، زيرا من بر خلاف دست‌اندركاران پرونده نمي‌خواهم به بهاي لطمه زدن به منافع مردم و كشورم، اهداف خويش را محقق كنم.
آنچه كه در ادامه مي‌آيد را تا كنون دهها بار از زمان دستگيري در ذهن خود مرور و در مواردي هم كه دسترسي به قلم و كاغذ ميسر بوده آنها را يادداشت كرده‌ام و تمام سعي خويش را كرده‌ام كه حتي از طرح مسائل غيرقطعي اجتناب ورزم و صرفاً به بيان وقايع قطعي بسنده كنم، به ويژه آن كه دست‌اندركاران پرونده مي‌دانند هيچ جمله خلاف واقعي از من نشنيده‌اند، و تمامي اين وقايع را براي افراد درگير در پرونده يا حتي دست‌اندركاران زندان عنوان كرده‌ام (برخي از همه اطلاع دارند و عده‌اي هم بخشي از آن را) و اگر خلافي وجود داشت علي‌القاعده تا به حال انواع برخوردها را با من كرده بودند.

ادامه نامه را دانلود كنيد.
متن PDF نامه

متن Word نامه


« نامه‌هاي قديمي همسر | دفتر اصلي | لحظه هاي زندگي »




به نظر می آید شما راحتتر به آقای عبدی دستزسی دارید اگر اینطور است از ایشان دو سوال دارم خوشحال میشوم سوالها را با ایشان مطرح و جواب آنها را به هر طریقی ارسال نمایید: 1-در سالهای سخت نیمه اول دهه هفتاد مطالب ونوشته های ایشان در روزنامه سلام ضمن آگاهی بخشی وبالا بردن اطلاعات مردم نقش بسزایی در جهت دهی افکار جوانان و دانشجویان داشت. اما بعد از دادگاه موسوم به نظر سنجی ظاهرا ایشان خودشان را از مسایل سیاسی کنار کشیده اند.البته قبل از وی هم آقایانی دیگر مانند موسوی خویینی هاو عبدا...نوری و... این کار را انجام داده بودند. چرا بعد از آن همه هیاهو و به صحنه آوردن بسیاری از مردم و جوانان حال آنها را رها کرده و به حال خود گذاشته اند مگر اینها تعهد سیاسی ندارند؟خیلی از جوانان به خاطر آنان دچار لطمات جسمی و روحی شده اند.اگر دلیلی برای اینکار خود دارند چرا آن دلایل را بیان نمی کنند. 2-قبل از انتخابات مرحله دوم ایشان طبق تحلیلی خواستار کنار کشیدن آقای هاشمی به نفع آقای کروبی بودند که از قضا تحلیل درستی از کار درآمد. حال سوال من این است که ایشان نمیتوانستند تحلیلی قبل از انتخابات مرحله اول داشته باشند و آن را در اختیار ستاد معین قرار بدهند؟

ارسال شده توسط: وحید درJuly 26, 2005 12:51 PM

سلام حنیف عزیز

نمی دونم کارم درسته یا نه ولی خیلی دلم ازدست عبدی پر . شاید اگه اون توی دادگاه ... بگذریم
من لینک دفتر بی مخاطب رو تو بلاگم دادم اگه میشه لینک من رو هم تو بذار . همه بایدبه هم کمک کنیم.
در ضمن مطلبت تو روز آنلاین رو هم خوندم . از فشاری که توی زندان روت بوده واقعا متاسفم

ارسال شده توسط: حسام محمدزهی درJuly 24, 2005 10:19 AM

رنگ پس زمينه خواندن متن را دشوار ميکند.

ارسال شده توسط: Nima درJuly 23, 2005 11:00 AM

سلام دوست عزيز.خبر تجمع روز دوشنبه جلوی بيمارستان در حال پخش شدن است.شما نيز با درج خبر در وبلاگ خود و خبر رسانی به افراد ديگر به ما ياری برسان.اميد آنکه شما را جلوی بيمارستان ميلاد ببينيم/دست من و تو بايد اين پرده ها رو پاره کنه/کی ميتونه جز من و تو/درد ما رو چاره کنه/موفق و پيروز باشيد

ارسال شده توسط: siamak درJuly 22, 2005 09:26 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)