« ... | دفتر اصلي | ... »


July 06, 2005

...


به نظرم اين مطلب از وبلاگ پدرارزش خوندن داره، در ضمن در اين شرايط سختي كه بر گنجي گذشته يادي هم از اين بزرگمرد مي‌شود،
مخصوصا اين تكيه:
«من مانده‌ام كه با مسئولان جمهوري اسلامي ايران با چه زباني بايد سخن گفت و هشدار داد، و واقعا براي نجات جان گنجي چه مي‌توان كرد. ظاهرا همه راههاي مدني و ممكن پيموده شده و بي‌پاسخ مانده است. بايد به راهي تازه فكر كرد. از همه آناني كه سر در گرو ارزش‌هاي انساني دارند و جان آدمي براي آنها عزيز و محترم است درخواست مي‌كنم كه نسبت به اين موضوع واكنش نشان دهند و آماده باشيم كه براي رهايي گنجي دست به اقدامي تازه زنيم، اقدامي كه لااقل وجدانمان را راضي كند.»
متن كامل را اينجا بخوانيد.

دنبالك اين دفتر

لينك اين مطلب اين دفتر:
http://hanif.ir/mt/mt-tb.cgi/141


« ... | دفتر اصلي | ... »




شرمنده حنيف جان اين خبر رو ميردامادي هم اعلام نمود
اگر واقعا مطمئني اين خبر صحت ندارد به پدر بگو تكذيب كند.
ولي در هر حال مايلم نظر خودتو در صورت صحت اين خبر بدانم.

حنيف: چون اطمينان دارم چنين چيزي با حضور پدرم صحت ندارد،‌ نظري هم ندارم، بعدشم قرار نيست كه يك نفر مدام در حال تكذيب خبرها باشه

ارسال شده توسط: علي اكرمي درJuly 12, 2005 07:26 AM

در مورد خبري كه در كامنت اقاي خداد بود مبني بر بررسي جبهه فراگير دموكراسي خواهي توسط سه نفر من فكر مي كنم اگر اين خبر صحت داشته باشه جندان مناسب نيست كه براي تشكيل يه جبهه سه نفر كه همشون هم عضو يك تشكل هستند بنشينند يك منشور تهيه كنند و براي امضا به بقيه بدهند.
اگر قرار است اين يك كار جمعي باشد از هريك از گروههاي حامي معين در انتخابات و ديگر تشكلهايي كه اعلام موافقت با تشكيل اين جبهه نموده اند بايد يك نماينده دعوت شود و بعد آن نمايندگان مشور جبهه را تهيه نمايند.

حنيف: اين خبر به هيچ عنوان صحت ندارد و فقط نظر يكي دوستان و يا بهتر بگويم پيشنهاد يكي از دوستان بوده است.

ارسال شده توسط: علي اكرمي درJuly 9, 2005 12:25 PM

بازهم من وبلاگتو خوندم و هنوز از اينكه نظرات رو پيش از چاپ بازبيني مي كني ناراضيم
لااقل كامنتهاي اين مطلبو بخاطر اكبر بدون بررسي مي ذاشتي

ارسال شده توسط: علي اكرمي درJuly 9, 2005 12:22 PM

سلام
شباویز فردا ساعت 12 ظهر به روز می شود با عنوان:شیک پوشی سیاسی.
من بینوا بندگکی سر به راه نبودم و راه بهشت و مینوی من بزرو طوع و خاک ساری نبود.مرا خدایی می بایست شایسته ی آفرینه ای که نواله ی ناگزیر را گردن کج نمی کند

ارسال شده توسط: شباویز درJuly 9, 2005 08:32 AM

ممنون از سایت جالب شما من شما را پیوند دادم گرچه مخاطبی ندارم ولی برای دل خودم این کار را می کنم به امید روزهای خوش و موفقیت برای شما

ارسال شده توسط: azadeh درJuly 8, 2005 11:09 PM

http://hosseeinkhodadad.blogfa.com/post-137.aspx

salam
in ra bekhanid lotfan

ارسال شده توسط: hosseeinkhodadad درJuly 8, 2005 12:13 PM

خیلی خوشحال شدم که یک شورای سه نفره متشکل از دکتر محمد رضا خاتمی، رجبعلی مزروعی و دکتر میردامادی تشکیل شده است برای بررسی جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر.
مشکل فقط ارتباط احزاب با توده مردم نیست بلکه توده مردم نمی توانند ارتباطی با احزاب داشته باشند. شما باید ببینید مردم چه می گویند و خواسته مردم چیست. دموکراسی و حقوق بشر به نتیجه ایی نخواهد رسید و از همین حالا به شما بگوییم که موفق نخواهید شد. شما اصل مطلب را فراموش می کنید و به شاخه های فرعی می چسبید. کلمه دموکراسی و حقوق بشر فقط بین روشنفکران معنای با شکوهی دارد و مردم حتی نمی دانند معنای دموکراسی چیست و حقوق بشر چه قوانینی دارد. دموکراسی یعنی حق حاکمیت مردم ( حکومت مردم بر مردم). به هیچ یک نمی رسیم مگر حق انتخاب را مردم پیدا کنند. حق انتخاب یعنی ازادی. ازادی یعنی حق انتخاب. سالهای سال همه حرکت ها درک کردند که باید از کلمه ازادی استفاده کنند ولی در معنای ازادی منحرف شده اند. باید جبهه برای ازادی تشکیل شود. درست است که پروتوکلها نام ازادی را فریب مردم بیان کردند ولی حقیقت و هدف حاکمیت مردم جز در ازادی مردم معنای دیگری ندارد. اگر خاتمی رئیس جمهور شد و انقلاب دوم خرداد را بوجود آورد زیرا کلمه ازادی را شعار خود قرار داد. مردم دنبال دموکراسی و حقوق بشر نیستند ولی همه معنای ازادی را درک می کنند.
خداوند به اولین انسان اختیار و ازادی انتخاب داد و همین باعث خروج انسان از بهشت شد. ولی باز حق انتخاب و ازادی نعمتی خداوندی است که انسان را می تواند به درجات عالی انسانیت برساند. ما حتی برای پوشش سر اهل کتاب حق انتخاب و ازادی را گرفته ایم. با نام دین تجاوز به حریم خصوصی و حق انتخاب مردم شدند. چرا مسلمانان بدون زور و اجبار در کشورهای زیادی و حتی در غرب نیز پوشش سر دارند؟ زیرا حتی در غرب تا حدودی ازادی است. ما حتی همین ازادی و حق انتخابی که در غرب وجود دارد نداریم!. انسان بین خوب و بد می تواند انتخاب کند و حق این انتخاب یعنی ازادی. اگر جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر برای کسب قدرت و حذب روشنفکران کشور است، مبارک باد برایشان. و اگر برای مردم ایران می خواهد تلاش کند که به نتیجه نخواهد رسید.
اول باید برای آزادی مذاهب و احترام تمام مذاهب تلاش کنند و روسری اجباری را بردارند و همچنین تبعیض دینی. حتی یک دختر یهودی باید حق انتخاب و ازادی در مملکت اسلامی داشته باشد. بجای ازادی های سیاسی بروند دنبال آزادی های اجتماعی. ثابت کنند که در دین اکراه و اجبار نیست. ثابت کنند که اجبار و زور مایه فساد و فحشا است.

حداقل یکبار هم شده ببینند توده مردم چه می گویند. مردم مخالف اسلام و حکومت اسلامی و استقلال نیستند ولی می خواهند این شعار رعایت شود.
استقلال....... ازادی........ جمهوری اسلامی
باید در این سه کلمه و برای این سه کلمه جبهه تشکیل داد. استقلال نداریم تا هنگامی ازادی نباشد. ما بنده دیگر کشورها هستیم تا نتوانیم ازادی برای مردم ایران بوجود آوریم. اگر ازادی را برپا کردیم هم به استقلال کامل می رسیم با رابط خوب با تمام کشورها و هم به حقوق بشر و دموکراسی. امروز هم جمهوریت در خطر است و هم قرائت اسلام. قرائت حاکم از اسلام فاشیستی است و قرائت فاشیسم از دین نباید حاکم باشد. اگر تشکیل این جبهه فقط برای نفس کشیدن در فضای سیاسی است، ادامه بدهند، ولی اگر هدف مردم هستند ... باید برای آزادی مردم تلاش کنند و جبهه ازادی اجتماعی را بوجود بیاورند.

شورای مرکزی جبهه مشارکت می دانم ما را مشارکت نمی دهد و نمی خواهد نظر توده مردم را بداند. ولی خوب است اول ببینند مردم دنبال چه چیزی هستند و چرا شعار استقلال، ازادی، جمهوری اسلامی را دادیم!. شاید شعار روشنفکران امروز ایران حقوق بشر و دموکراسی باشد، ولی شعار امروز مردم ازادی و رفاه است. از جنجالهای سیاسی که انسان نمی داند حق با کیست خسته شدند. از ناتوانایی و مظلوم نمایی خسته شدند. 8 سال پای شعارهای بی عمل نشستیم. کدام ازادی را اقای خاتمی بوجود آورد و ماندگار شد؟

ارسال شده توسط: hosseeinkhodadad درJuly 8, 2005 12:12 PM

آیا تظاهراتی در خور ارزش آزادی بیان انجام براه میافتد؟ نه ، حالا اگه یه گروههایی بخوان بر علیه از دست دادن منافعشان راهپیمایی براه بیندازند ببینید چه غوغایی میشود. جنگ ما با مافیای قدرت است نه با دادستان مترسک و همکارانش. گنجی هم تنها نیست . در زندان مجتبی ها بودند و انصافعلیها و بنی طرفها

ارسال شده توسط: مسعود انتظار درJuly 8, 2005 03:55 AM

عقیده با گنجی و علیجانی و صابر و رحمانی و بسیاری دیگر در بند است . حنیف جان ! اگر کاری میشود بگو . از پدر بپرس که بصورت مدنی چه میشود کرد .
نشود روزی که از تاسف انگشت به دندان بگزیم که کاری میشد و ما انجامش ندادیم . باید کاری کرد ! اما چه باید کرد ؟

ارسال شده توسط: علی درJuly 8, 2005 12:17 AM

سلام

تا جایی که امکان وبلاگ و متنی باشد در خدمت انسانیت انسان حاظرم هر کاری انجام دهم.

ارسال شده توسط: ایران امروز درJuly 7, 2005 11:30 AM

حنيف عزيز.بهتر از من ميداني كه قدرت در همدلي و همكاري وهماهنگي همه وبلاگ نويسان است.به گمانم پدرتان وديگران بايد در اين اتحاد وپي گيري مستمر و انگيزش فشار افكار عمومي براي ازادي گنجي پيشقدم شوند.موفق باشي.

ارسال شده توسط: اميد اقا درJuly 7, 2005 12:18 AM

hala ke hameye rah-haye be zaher ghanouni be bon-bast resideh pas bayad az rah-haye gheir-e ghanouni vared shod!!
mageh amalkarde ghoveye ghazayieh vaghe'an ganouni ast?
nemisheh ba tazahorat, tahasson, va az inkarha rahi az pish bord?
nemsiheh mostaghim raft pish-e rahbar?
baba in adam vaghti mord mikhaym bokonimesh pirahan-e osman?
ba'd az entekhabat ke fahmidim in belogestan va ghorzadanhaye toush chand mardeh hallajeh!!

ارسال شده توسط: sar be hava درJuly 6, 2005 10:11 PM

واقعاً متاسفم و نمی‌دونم چطوری می‌تونم کمک کنم!! تو می‌دنوی؟!

ارسال شده توسط: امین درJuly 6, 2005 09:30 PM

می بایست کاری شود کارستان. نتنها ایشان آزاد شوند بلکه بعد از این دیگر کسی بخاطر عقیده اش حبس نکشد. بنده که نمی دانم دیگر چه کاری می توان کرد، اما معتقدم همیشه راهی هست.

ارسال شده توسط: سهیل اسدی درJuly 6, 2005 08:12 PM

امیدوارم آنانکه به عنوان کسانی که «سر در گرو ارزشهای انسانی دارند» می خوانیدشان، توان اجرایی هم داشته باشند. چون دیگر بیانیه فلان مرجع عال قدر محصور و یا شفاعتهای ریسس پیشین مجلس، راه به جایی نمی برد.

ارسال شده توسط: نسرین وزیری درJuly 6, 2005 07:50 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)