« عكسي از يك دوست | دفتر اصلي | ميردامادي تركوند »


June 02, 2005

اين بار سانسور معين در سيما

نمي‌دونم چند نفر تونستن برنامه چهارشنبه شب دكتر معين در شبكه اول سيما رو ببينن،
از نظر من كه برنامه خوبي بود و دكتر توانست با صراحت بعضي حرفها رو بزنه و بعضي را هم به جلسه ديگري موكول شد،
من شب‌هاي قبل نيز شاهد اين برنامه مصاحبه مانند بودم به خصوص برنامه سردار رو ديدم،
در مورد برنامه دكتر چيزي كه به نظرم خيلي واضح بود شيطنت‌هايي بود كه دوستاني سيمايي در خصوص دكتر انجام داده بودند،‌
فرم نامناسب نورپردازي به صورتي كه سعي كرده بودند كه اولا سر دكتر را كه كم موست نمايان كنند و ديگر اينكه چشم‌هاي دكتر را در سايه‌اي گذاشته تا مخاطب آنها را نبيند و اين براي يك مخاطب خيلي اهميت دارد كه بتواند در چشم‌هاي كسي كه دارد برايش صحبت مي‌كند نگاه كند،
وقتي اين برنامه را با برنامه شب قبل سردار دكتر مقايسه مي‌كنم يكي از مسائل نوع همين نور پردازي است به صورتي كه با اينكه سردار كم مو تر از دكتر است ولي جوري نورپردازي شده بود كه اين مسئله در چشم نزند و در ضمن صورت آن جناب هم بسيار نوراني جلوه مي‌كرد،
جداي از اين در برنامه معين مجري هر وقت كه دكتر از مسائل حاد سياسي كشور صحبت مي‌كرد با پوزخندهايي كه دوربين هم مدام آنرا نمايش مي‌داد سعي در بي‌معني جلوه دادن حرفهاي معين مي‌كرد،

يكي از مسائلي كه مجري در حين صحبت پرسيد در خصوص اعتقاد دكتر به «تهاجم فرهنگي»‌ بود كه معين بسيار خوب و مسلط جواب اين قضيه را داد و البته من متوجه پرشي در حرفهاي دكتر شدم ولي فكر كردم چيز مهمي نيست،
ولي در خبرها خواندم كه برادران سيمايي آنجايي كه معين به پخش برنامه‌هايي چون هويت و چراغ و كنفرانس برلين اشاره كرده، بهشان برخورده و به بهانه اينكه اينها عليه رئيس سابقشان است از پخش آن خودداري كرده‌اند،
نمي‌دانم اين روش‌ها در اين كشور قرار است تا كي ادامه داشته باشد، ولي همين را مي‌دانم كه اين راه جز به تركستان به جاي ديگري ختم نمي‌شود،
در اين كشور هر جايي براي خودش يك شوراي نگهباني گذاشته و براي ملت تصميم مي‌گيرد، اگر مردم از صحبت‌هاي يك كانديدا خوششان نيايد قطعا اقبال عمومي را هم آن شخص به دنبال نخواهد داشت،
سانسور صحبت‌ها قبل از قضاوت مردم عين قضاوت شوراي نگهبان از طرف مردم است،
اين روزها، روزهاي سانسور است، از سانسور كولايي به خاطر زن بودن تا سانسور تاج‌زاده و بهزاد نبوي و در آخر كار هم خود معين،
باز داستان هشت سال پيش در حال تكرار است، اما اينبار بايد نشان دهيم كه ديگر كوتاه نمي‌آييم،
اين بار مي‌ايستيم و حق‌مان را مي‌گيريم،
در همين زمينه:
سانسور برنامه دكتر معين در صداوسيما – روزنامه اقبال
آرمين: در صورت ادامه روند موجود صداوسيما در مقابل اين سازمان تحصن مي‌كنيم – روزنامه اقبال
تاج‌زاده: در صورت ادامه سانسور از سيما از ماهواره استفاده مي‌كنيم - امروز

دنبالك اين دفتر

لينك اين مطلب اين دفتر:
http://hanif.ir/mt/mt-tb.cgi/101

لينك دفترهاي ديگر به اين مطلباين بار سانسور معين در سيما:


» درهم 13/3/84 from Paknevis پاکنویس
سلام. 5 روزه که برگشتم مالزی. چون می خواهیم خونه فعلی رو تحویل بدیم یکمی درگیر اسباب کشی هستم و خیلی وضعیت ثابتی ندارم که بشینم بنویسم. تبیلی... [Read More]

لينك داده شده از: June 3, 2005 05:41 PM


« عكسي از يك دوست | دفتر اصلي | ميردامادي تركوند »




حنیف واقعاً راست می گی ،میر دامادی ترک.ند .البته اگه تاج زاده یا نبوی بود خیلی بیشتر میترکوند

ارسال شده توسط: mehrdad torabi درJune 4, 2005 11:37 PM

انتخاب آقاي سليمي نمين بعنوان مدافع آقاي قالي باف نشانگر نه تنها بد سليقگي كه عدم شناخت اين گروه از ابتدائي ترين قوائد جلب ارا مردم است آنهم در مقابل مير دامادي بعنوان مدافع معين خلاصه برنامه گزارش خبري شبكه دو در شب پنج شنبه به تعدادبينندگانش از راي قالي باف كاست

ارسال شده توسط: فرزين درJune 3, 2005 03:00 AM

دائم سعی کردی / دائم شکست خوردی / مهم نیست / باز سعی کن / باز شکست بخور/ این بار آبرومندانه تر ...ساموئل بکت
نا اميد نباشيم ... به معين رای دهيم

ارسال شده توسط: هنرمندان بوشهري درJune 3, 2005 02:12 AM

چرا ما با واژه اصلاحات ياد شکست خاتمی می افتيم/ چرا از اصلاحات دکترمصدق که باعث بزرگتربن دستاورد اصلاخی ايران شد ياد نمی کنيم .آيا مصدق انقلاب کرد؟نه در حالی که مجلس وشاه و استعمار دشمن او بودند /به حق گنجی درست ميگويد ما امروز اصلاح طلبی چون مصدق می خواهيم (نه خاتمی)/آرزو ميکنم معين مصدق باشد تا خاتمی/شما چطور؟

ارسال شده توسط: majid rostami درJune 3, 2005 01:29 AM

افتضاحه....افتضاح...حتی یه اشاره هم به مسائل اقتصادی نکرد....واقعا متاسفم....اخه با شعار
توسعه سیاسی که نمیشه توده مردم رو چذب کرد...

ارسال شده توسط: یاسر درJune 2, 2005 11:35 PM

حنيف من تعجب مي كنم كه مسائل رو اينجوري مي بيني شايد به قول يه فيلسوف اين مولفه هاي موجود در مكان و زمان هستند كه تعيين مي كنند ما چه جوري فكر كنيم نمي دونم گرفتي يا نه اگه نگرفتي با يكي از دوستان فيلسوفت مشورت كن حتما برات توضيح ميده!!!

ارسال شده توسط: مهدي درJune 2, 2005 11:07 PM

سلام آقا ميخواهيم مراسمی شبيه به ميدان آزادی در شهر مان لاهيجان برگزار کنيم صدالبته با اخذ مجوزهای قانونی . برنامه ما غروب پنج شنبه هفته آينده است تاريخ 19/3/84 . لاهيجان يک استخر دارد که نماد اين شهر است . استخر 15 کيلومتر مربع مساحت دارد و محيط آن تقريبا دو کيلومتر است . در سايتم در اين باره نوشته ام دوست دارم تعدادی از چهره های محبوب اصلاح طلب نيز در اين مراسم باشند . لطفا روشهای اخذ مجوز و حضور فعالان سياسی اصلاحات و حاميان معين را در اين مراسم برايم بازگو و تلاش کن

ارسال شده توسط: لاهیجی درJune 2, 2005 05:49 PM

salam bejonbid zamane mazloombazi tamam shod agar koolaee ra rah nemidan 1 nafare dige . forsat soozi nakonid barha be reza goftam tablighatetan zaeef ast

ارسال شده توسط: zahra eshraghi درJune 2, 2005 03:44 PM

راستی، حنیف جان چرا همان برنامه‌های سخنرانی و تلویزیونی را که در اقبال چاپ میکنید در سایت قرار نمیدهید؟

ارسال شده توسط: مهدی درJune 2, 2005 02:31 PM

به جز اين مورد، ديروز در يكي از برنامه ها وقتي دكتر از برنامه خارج شد با خوشرويي تمام به خبرنگاران گفت وقت ندارم و لبخندي زد كه برود ولي خبرنگاران به ايشان گفتند كه پس ما كي بايد با شما صحبت كنيم و اين لحظه را عجيب صداي تلويزيون بلند و واضح شده بود كه يك لحظه احساس كردم صداي تلويزيون اكو شده است!!! چند مورد ديگر هم هست از جمله براي قاليباف كه در اكثر برنامه ها ايشان را از زير فيلم برداري مي كنند تا بزرگي و شكوه را نشان دهد و هيچ وقت، قسمتي را نشان نمي دهند كه سردار سرش پايين باشد ولي براي، دكتر معيين اين بارها اتفاق افتاد... چندين مورد ديگر هم هست كه در جاي خود بسيار جالب و ديدني است...
راستي يك شعري از طرف بچه ها دريافت كردم گفتم قسمتي از اين شعر را برايتان بگذارم شايد جالب باشد:
يه بازي مردونه - به هركسي كه صد افتاد - رييس جمهور همونه
مابچه هاي محل-هر پنج تامون حاضري- محسن علي مرتضي-محمود و مجتبي
قرار شد هركسي-برنامه‌اش را بياره-براهمه بخون-شايد كه راي بياره
اول حسن شروع كرد-رفت و رو سنگي ايستاد-دستشو برد توجيبش-كاغذش را درآورد
گفت اگه مسئول بشم-هزارتا قصر مي سازم-هركدام را به يكي-از فاميلام مي‌سپارم
وقتي كه مسئول شدم-صدتاهتل مي‌سازم-برا مسافرامون- سنگ تموم مي‌ذارم
همونايي كه از قبل-با صدتا همراه مي يان-مي‌يان كه نفت ببرن-چيز ديگه نمي خوان

ارسال شده توسط: آدم نماي پارانوئيدي درJune 2, 2005 12:50 PM

بالاخره اين چيزها هست. کاريش نميشه کرد.

ارسال شده توسط: مهدی درJune 2, 2005 12:40 PM

سلام دوست ناديده!
اگر فرق خاتمي را با معين ميدانستيم و اگر ميفهميديم قانون اساسي چه فرقس با 8 سال پيش كرده و نيز اگر كسي بما ميگفت در نگاه رهبر چه اتفاق خارق‌العاده‌اي افتاده آنوقت شايد باز هم ميشد همچون 26سال گذشته بازي گزينش بين بد و بدتر را تكرار كرد.
اما عزيز من!
به گمان اگر قرار است معين كاري بكند بهتر است بعد از معرفي خود در تلويزيون و نيز بعد از نظرسنجي از مردم براي ديدن بازخورد محبوبيتش در بين مردم وازده و هيجانزده‌ي روزمرگيهاي كوچه و بازار آنوقت بيايد كنار بكشد و طرفداران و مردم را به راي مخدوش جهت تغيير قانون اساسي ترغيب كند. و بدينصورت نمايش انتصابات را به رفراندومي بياد ماندني مبدل سازد و بدينصورت نام خويش را در تاريخ ايران جاودانه سازد.
معين اگر كمي تامل كند اين بهترين رفتار انديشمندانه ي او ميتواند باشد.
با حضور شوراي نگهبان،باند رفسنجاني، و رهبري تماميتخواه اين كارها وقت تلف كردن است دوست من.
بسيار ناراحتم كه ممكن است به شورصادقانه‌ات آسيبي زده باشم اما دوست من حقيقت تلخ است و رهايي بخش.
ارادتمند: سينا هدا.

ارسال شده توسط: سينا هدا درJune 2, 2005 12:22 PM

عزیزم , انصراف ندادن معين از انتخابات بزرگترين فرصت را براي تمام آزادي خواهان درون نظام سوزاند . مي داني چرا ؟در وبلاگم جوابت را گذاشته ام .

ارسال شده توسط: شهريار درJune 2, 2005 11:30 AM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)