« برای یکسالگی حضورش | اول دفتر | پرونده ما و پرونده شما »

مشق دموکراسی در اعتصاب بی‌بی‌سی فارسی/حقی که ادا شد

اتفاق مهمی افتاد این روزها که کمتر کسی به آن توجه کرد. بسیاری از روزنامه‌نگاران بی‌بی‌سی، بزرگترین شبکه خبری جهان، در اعتراض به مسئله‌ای صنفی که موضوعش برای این یادداشت دغدغه نیست، در سراسر جهان دست به اعتصاب زدند: در فرایندی دموکراتیک و با حضور نهادهایی ناظر رای‌گیری کرده و با توافق اکثریت، دو روز (چهاردهم و پانزدهم آبان) همراه هم شدند و سر کار نرفتند و قرار است بیست و چهارم و بیست و پنجم آبان هم دوباره چنین کنند.
اهمیت این اتفاق همراهی بسیاری از خبرنگاران بخش فارسی بی‌بی‌سی با این اعتصاب بود، «بسیار» بودن را جدا از اعتراف خود مجری برنامه تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی، از کشداری خبرها می‌شد فهمید و اینکه برای پر شدن برنامه‌ها دست به دامان خود مدیران شده بودند و مصاحبه‌های خسته‌کننده و نامعمول از نظر زمانی که به آنها اختصاص یافته بود. از پخش نشدن عادی بعضی از برنامه‌ها و جای خالی خیلی از چهر‌ه‌ها و صداهای آشنا: تجربه موفق اعتصاب سراسری.
«اعتصاب» به عنوان یکی از ابزارهای دموکراسی در جوامع امروزی است. دستاویزی مدنی که در سالهای اخیر در جامعه ایرانی کمتر مورد اقبال واقع شده‌است. نه از این جهت که در ایران نیازش نبوده، از این جهت که امکانش نبوده. امکانی که از طریق فعالیت نهادهای صنفی ریشه‌دار و قدرتمند برای تصمیم‌گیری و سازماندهی فراهم می‌شود، حال آنکه در ایران ما نفس عضویت دریکی از همین نهادهای صنفی نیم‌بند و نیمه‌نفسی که وجود دارد، می‌تواند یک ردیف اتهامی باشد در دادگاه انقلاب.
هر چند کم‌سابقگی تصمیم‌های گروهی موفقیت‌آمیز در جمع‌های ایرانی ریشه‌های سیاسی هم دارد، اما اصلش فرهنگی است. در هر رقم تشکیلات ایرانی، فارغ از محل جغرافیایی تشکیلش، همیشه کسانی پیدا شده‌اند که ساز مخالف بزنند. جمله‌هایی مانند: «راهش این نیست، این کار جواب نمی‌دهد.»، «من زن وبچه‌دارم، دور ما را خط بکشید.»، «نمی‌خواهم ابزار منافع شخصی دیگران شوم.» و جملات این‌چنینی به گوش همه ما آشناست. جمله‌هایی که صداقت پنهان‌شده پشت آن، ترجیح منافع زودگذر شخصی بر منافع بلندمدت گروهی است. بدبین‌ترها هم می‌گویند فرصتی است برای بی‌مقدارترها که لابد پیش بالاتری‌ها قدر بیابند.
من از موفقیت اعتصاب بی‌بی‌سی فارسی خوشحالم. بی‌بی‌سی فارسی صرفا به عنوان یک نمونه: جامعه‌ای ایرانی که ضریب نفوذ عملکردش در ایران به گواه خود حکومت از صدا و سیما بیشتر است، پس جامعه کم‌اهمیتی نیست. این بار جزو آن معدود دفعاتی است که آن گروه نوازنده «ساز مخالف» عده‌اش آن‌قدر در اقلیت بوده که در مقابل دوربین هزینه حیثیتی تمرد از «رای جمعی» را پرداخته و پیروزی اکثریت و تاثیر جای خالی‌شان را گوشزد می‌کند. اقلیتی که در حالی همچنان ساز مخالف زده که مدیر ارشدشان بر خلاف آن‌چه در ایران می‌بینیم، در مقابل همان دوربین اعتصاب را «حق» آن اکثریت بر می‌شمرد و حاشیه امنیتشان را تضمین می‌کند.
اعتصاب بی‌بی‌سی مشق دوباره دموکراسی برای جامعه‌ای - هر چند کوچک ولی تاثیرگذار- ایرانی و تاثیرگرفته از منش بوده که بیاموزیم باید به خواست اکثریت تن داد و تا آن روز که ساز مخالف در دستان ماست، ابزار قدرتی هستیم که خواستش لزوما مشروعیت ندارد و خود ماییم که در صف اول قربانیانش خواهیم بود.
برای من که در ایران برای سهم بیشتری از دانستن به ضرب هزار کلک اینترنتی و بشقاب استتارشده پشت‌بام، دست به دامان شبکه‌های خبری خارج می‌شوم، آنی معتبرتر، مستقل‌تر و اعتمادبرانگیزتر است که نشان داده، پیش از من، برای استیفای حقوق خودش با ابزار گوناگون دموکراسی آشناست و استفاده‌اش را در جایش می‌داند تا در جایگاه رکن چهارم دموکراسی مرا هم یاری رساند. حق، حق است و تلاش برای استیفای یک حق کوچک، در تعارض با کوشش برای دست یافتن به حقهای بزرگتر نیست، مگر این‌که هزینه استیفای حقی کوچکتر پامال کردن حقی بزرگتر باشد. خواه این حق بازپسگیری اندوخته صندوق بازنشستگی هزاران خبرنگار در سراسر دنیا باشد و خواه بازپسگیری آرای به یغما رفته میلیون‌ها مردم یک کشور.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://hanif.ir/cgi-bin/mt34/mt-tb.cgi/1061

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007