برای یکسالگی حضورش

یکسال است که کمتر نوشتهام و بیشتر نظارهگر بودهام که بر ما چه گذشته است و چه خواهد شد، اما آموختهام که باید بود و ماند و ادامه داد تا همه در ایرانی آباد و آزاد زندگی کنیم.
روزی که گذشت پایان یکسالگی دختری بود که هیچگاه نمیپنداشتم حضور و وجودش و نفساش برایم و برایمان آنقدر گرانمایه و سبز باشد.
یکسال پیش در گرماگرم اتفاقات اغلب تلخ موجودی از فرسنگها دور تر به کنارم آمد، هرچند از لمس وجود نازنیناش در بدو تولد محروم گشتم اما حضور و صدای گریهاش انرژی و راهینو را پیش روی من و زندگی ما گشود.
وجود هر لحظهاش نشان از چیز دیگری برایم دارد و شاید بخاطر همین است که همچنان فراغ روزهای ندیدهاش را میخورم اما امید دارم به آینده و روزهای ندیدهای که در پیش روی ماست تا شاید این نوگلان تازه روییده این سالها آیندهای بهتر از پدران و مادران خود داشته باشند و آینده پربارتری را رقم زنند.
با خود عهد کردهام که تمام همت و تلاشم برای رسیدن به چنین روزی به کار بندم و تا فرنیک و فرنیکان آزاد و سربلند در سرزمین مادریشان زندگی کنند.
چنین باد.
فرنیک در روز تولد
فایل را دریافت کنید.
نظرات
nima mazrouei :
درود بر شما آقا حنیف.درود.
nima mazrouei - November 5, 2010 5:56 PM