به کجا میرویم؟
هجوم ماموران امنیتی بدون ارائه هرگونه حکمی به حریم خصوصی و خانه یک شهروند بدلیل برگزاری یک مراسم مذهبی، آن هم دعای کمیل برای تسلی دل خانواده ای که عزیزشان چهار ماه است بدلیل فعالیت سیاسی اصلاح طلبانه دربند و زندان است و جز راز و نیاز با خدا پناهی ندارند ، در تاریخ پس از انقلاب بی سابقه می باشد. بازداشت فله ای حاضران در این برنامه معنوی (نزدیک به هفتاد نفر) اگر نگوییم بی سابقه اما کم سابقه ترین اقدام طی 20 سال اخیر در جمهوری اسلامی ایران بوده است.
دلایل چنین عمل غیرقانونی و ناموجه چیست؟ چرا اداره کنندگان کشور که ادعای دینداری شان گوش فلک را کرده و مدعیند پایه های حکومتشان بسیار مستحکم است، از جمع شدن و صدای دعای جمعی اندک از شهروندان مومن آنچنان به وحشت می افتند که درست زمانی که نوای یا رب یارب و یاغیات المستغیثین دعا خوانان طنین افکن می شود، ماموران به جمع آنها یورش می برند و مادر و همسر، پسر و دختر، زن و شوهرهمه و هرآنکس را که آنجا بوده با هم به ناکجا می برند؟
نظام سیاسی ما در چهارماه گذشته به کجا رسیده که اینچنین برآشفته و هراسناک حتی از دعا خواندن برای آزادی زندانیان نیز آشفته می شود؟
آیا در حکومت عدل علی که شب و روز در تریبون های رسمی و علنی، حکومت فعلی را با آن شبیه سازی می کنند، با دعا خواندن مسلمین اینگونه رفتار می شد؟ اگر قرار به این شبیه سازی ها باشد آیا امام علی(ع) با مخالفان و منتقدان خود اینگونه برخورد می کرد؟ علی حتی با خوارج که اورا در علن و آشکار نقد و تخطئه و نفی می کردند تا زمانی که دست به شمشیر نبردند هیچ نکرد و اجازه داد درنظام اسلامی به حیات و زندگی خود ادامه دهند و به ابراز مخالفت با حاکم اسلامی بپردازند. اما امروز در جمهوری اسلامی ده ها نفر را که فقط برای خواندن دعا گرد هم آمده اند بدون آنکه خانواده هایشان بدانند، دستبند زده و به ناکجا می برند. پدر و مادر از سرنوشت فرزندان و خواهر و برادر از وضعیت هم بی خبر می مانند و ما بهت زده نظاره گریم که این اعمال غیرقانونی و ظالمانه و مخل امنیت و آرامش شهروندان تا کی درلوای حکومتی بنام دین ادامه خواهد یافت؟
نظریه پردازانی که از تریبون های رسمی و با هزینه عمومی به تبلیغ و ارشاد مردم به ارزش های دینی و اخلاقی و در راس آنها عدالت می پردازند در باره چنین عمل ظالمانه ای چه نظر دارند؟و آیا فکر می کنند با اینگونه اعما ل وعظ و ارشاد آنها مفید و موثر است ؟ آیا رعایت حداقل های اتصاف و مروت و اخلاق انسانی و نه پایبندی به آموزه های اسلامی و موازین قانونی با اینگونه اعما ل آنهم از سوی مامورانی حکومت که باید حافظ نظم و امنیت و حیثیت و کرامت شهروندانش باشد ، تناسب دارد؟ و آیا...
این روزها، سئوالات بی پاسخ زیادی برایم و برای ما نسلی که با انقلاب پا به عرصه حیات گذاشته و پرورش یافته این نظامیم پیش آمده است که ذهن های کنجکاومان حتی ازفهم و تحلیل آن نیز عاجز و ناتوان مانده است !
راستی ما به کجا می رویم؟
و تا کجا چنین شتابان همه ارزشها را تار و مار می کنیم؟
یا غیات المستغیثین...
نظرات
یک نفر :
ولا یمکن الفرار من حکومت خداوند رافراموش کرده اند و تبدیل شده اند به: یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم... به کجا چنین شتابان؟
یک نفر - October 24, 2009 8:32 PM
مصطفي :
باحضورخوددرراهپيمائي مشت بردهان ياوه گويان مي توان زد
مصطفي - October 24, 2009 9:41 PM
:
سلام حنيف جان . من هم فكر مي كنم نبايد اين كارها صورت بگيرد ما جوانان چگونه از اين حركات انها ساده بگذريم صبر و تحمل هم اندازه اي دارد وقتي كارد به استخوان رسيد صبر هم معنايي ندارد كاش كساني در بين آنها كمي عاقلانه فكر مي كردند و فرصتي براي جبران مي گذاشتند ولي دوست عزيزم بدان ماه فقط براي مدت كوتاهي پشت ابر مي ماند هميشه پنهان نمي شود ...
Anonymous - October 25, 2009 10:50 AM
آزاده :
دینداری به واژه ای غریبه در فرهنگ ما تبدیل می شود که دیگر هیچ کس نخواهد توانست معنای دقیق آن را برای فرزند کنجکاو خود توضیح دهد. واقعاً کلمات چه هستند جز شکل خطی مصادیقشان و اگر کلمه ای مصداق نداشته باشد با خط خطی های یک بچه دوساله چه فرقی دارد؟ این واقعیت بسیار تأمل برانگیز است چون این روزها می توان لغات بسیاری را یافت که مصادیقشان را از دست داده اند مانند آزادی دموکراسی فرهنگ تمدن عدل قضاوت حکمیت صداقت و ... و بدبختانه لحظه را تصور می کنم که این لغات به دلیل بی معنا شدن از فرهنگ لغات حذف شوند ان وقت چه چیزی قرار است جایگزین این بزرگترین دلایل وجودی و خلقتی بشر شود؟ آری با اندوه فراوان گمان می کنم جواب سؤال شما این باشد. به این جا می رویم آن هم با شتاب غیر قابل تصور.
آزاده - October 25, 2009 3:54 PM
:
آفرین بر شجاعت و مردانگی شما خبرنگارن دلیر
Anonymous - October 25, 2009 4:26 PM
امید :
دوست داری جواب سؤالات خود را از یک جوان سالهای اول انقلاب بشنوی؟
بسم الله
نوشته ای :" این روزها، سئوالات بی پاسخ زیادی برایم و برای ما نسلی که با انقلاب پا به عرصه حیات گذاشته و پرورش یافته این نظامیم پیش آمده است که ذهن های کنجکاومان حتی ازفهم و تحلیل آن نیز عاجز و ناتوان مانده است !راستی ما به کجا می رویم؟
در جواب باید بگویم که گناه این سؤالات تلبار شده به گردن رسانه ها و مطبوعات است ( گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست) ثانیا به آنجا که وعده داده شده ... به عرصه امتحان الهی .... به آنجا که معلوم شود هر کس پشت نقابش در درونش چیست؟ شیطانیست یا خدایی ....
پرسیده ای: و تا کجا چنین شتابان همه ارزشها را تار و مار می کنیم؟
اولا که ما تار و مار نمیکنیم . شیطان پرستان و شب پرستان این کار را میکنند نه ما ( البته درون ترا نمیدانم خودم را میگویم) اتفاقا ارزش های انسانی در شرایط سخت امتحان و حفظ میشود .... شاید تو بیاد نداشته باشی ... ولی میتوانی از بابا بپرسی که چطور وقتی انقلاب شد- مثل دمیدن بهار - همه ارزشهای مرده به یکباره زنده شدند و جامعه ظلمانی ، نورانی شده بود ... دیگر کسی حق کسی را ضایع نمیکرد ... دروغ نمیگفت .... تا اینکه عده ای از خدا بیخبر ، چراغ خاموش و با فریب و ریا و تزویر با نقاب اسلام وارد صحنه ی انقلاب شدند و انقلاب را مثل رای های انتخابات گذشته دزدیدند و .... و دلسوزان جامعه را حذف و دستگیر کردند و آبروی آنها را بناحق بردند و .... و تهمت زدند و شد آنچه نباید میشد... و عده ای هم .... از این راه بدون بردن رنج ، به همه چیز رسیدند ..... وووو
فریاد زده ای :یا غیات المستغیثین... دلایل چنین عمل غیرقانونی و ناموجه چیست؟
جواب: ساده است . چرا تا بحال متوجه نشده اید؟ رسیدن به قدرت و ثروت
پرسیده ای:
نظام سیاسی ما در چهارماه گذشته به کجا رسیده؟
جواب: اشتباه تو حنیف جان همین جاست..... نظام سیاسی ما در همین چهار ماه به اینجا نرسید .... سی سال طول کشید تا به اینجا رسید ... عده ای اسب آقایان را در این سی سال زین کردند و ذره ذره تقلب را نهادینه کردند و هر بار گفتند انشالله گربه است .... وقتی به دیگر گروه ها ظلم کردند و میکردند گفتند :"اشکال ندارد با ما که کاری ندارند بگذارند هر غلطی خواستند با آنها بکنند" ووووو این شد که کار به اینجا رسیده .... اشتباه نکن . خشت اول چون نهد معمار کج ، تا ثریا میشود دیوار کج .. این کجی سابقه سی ساله دارد نه چهار ماهه . آن وقت که ... بگذریم که وقت آن فعلا نیست
ولی بدان قبل از تو نیز جوانان بسیاری در این راه تلاش کرده اند پس نه تو ، تنها هستی و نه این راه پایانی دارد... این جنگ و امتحان تا آخر دنیا برقرار است جنگ بین حق و باطل .... خدا و شیطان و یا هر اسم دیگری که میخواهی روی آن بگذاری
مواظب خودت باشد و بدان تند روی و کند روی هر دو تخریب کننده و مضر هستند مبادا بعد از کند روی به تند روی بیفتی و بعد از تند روی به کند روی .... عبرت بگیر از تفییر موضع دادن سریع اقای ابطحی و ابطحی ها .... که توانایی خود را اندازه گیری نکرده ، .... تن به اعتراف دادند وووووو عده ای ظاهر بین را مایوس کردند
موفق باشی ولی همیشه
امید - October 26, 2009 12:36 AM
سمیه :
شبهای هجر را گذرانده ایم و زنده ایم
مارا به سخت جانی خود این گمان نبود
سمیه - October 30, 2009 10:12 AM
اقا مرتضی :
به حول و قوه الهی ما جایی نمی رویم
انها هستند که باید یک جایی بروند
اقا مرتضی - November 1, 2009 9:00 PM
آرزو :
قدم نورسیده مبارک
آرزو - November 7, 2009 7:02 PM
حسین :
تنهانیستسد همه باهم میرویم بسوی گزینش خوب ازمیان تجربه های گذشته .14ملیون کم نیستند کم کم بزرگترومتراکم تر میشویم وآنروز شتاب کنندگان در ظلم وبی قانونی پشیمان خواهند شد وشرمنده وفریبخورده!
حسین - November 10, 2009 12:39 AM
:
شتابان به سمت پایمال کردن تمام اخلاقیات
Anonymous - November 11, 2009 11:07 PM
سیم سیمک :
گیرم که می زنید ...
گیرم که می کشید ...
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟!
+ وبلاگ من سیاسی نیست اما پست اولش تمام حرفامو راجع به سیاست زده ...
دوست داشتی بیا بخون ..
سیم سیمک - November 11, 2009 11:48 PM