« | اول دفتر | وظیفه تاریخی »

باز کن پنجره چشمت را!

باز کن پنجره چشمت را!

و به خورشید بگو

که کسی آمده است

تا بتابد امروز

و بخواند قصه

قصه سبز رهایی را

برشاخه خشک ،

بازکن پنجره چشمت را!

وبیاویز به آن فانوسی

و به مهتاب بگو

صفحه ذهن کبوتر آبی ست.

ای صداقت

ای سبز!

مریم خسته من!

دست تو پیچک خردی ست

به دیوار تنم.

تو اگر بشناسی غم در خود مردن

بغض این پنجره را می فهمی.

ای غنی تر از شعر!

متبرک فصلم!

کاش تو سبزترین

شعر مرا

برتن خشک زمین می خواندی

کاش تو می ماندی

کاش تو می خواندی

ـ کمتراز حنجره زخمی من ـ

ای صمیمی

ای سبز!

شاید از پوچی ماست

که شقایق زخمی ست .

ـ باز کن پنجره چشمت را......

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://hanif.ir/cgi-bin/mt34/mt-tb.cgi/882

نظرات

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi :

سال نو و نوروزتان مبارک

 

:

بسیار زیبا بود
موفق باشید

 

البرز :

شعر خیلی زیبایی بود . موفق باشید

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007