باز کن پنجره چشمت را!
باز کن پنجره چشمت را!
و به خورشید بگو
که کسی آمده است
تا بتابد امروز
و بخواند قصه
قصه سبز رهایی را
برشاخه خشک ،
بازکن پنجره چشمت را!
وبیاویز به آن فانوسی
و به مهتاب بگو
صفحه ذهن کبوتر آبی ست.
ای صداقت
ای سبز!
مریم خسته من!
دست تو پیچک خردی ست
به دیوار تنم.
تو اگر بشناسی غم در خود مردن
بغض این پنجره را می فهمی.
ای غنی تر از شعر!
متبرک فصلم!
کاش تو سبزترین
شعر مرا
برتن خشک زمین می خواندی
کاش تو می ماندی
کاش تو می خواندی
ـ کمتراز حنجره زخمی من ـ
ای صمیمی
ای سبز!
شاید از پوچی ماست
که شقایق زخمی ست .
ـ باز کن پنجره چشمت را......
نظرات
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi :
سال نو و نوروزتان مبارک
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - March 27, 2009 7:29 PM
:
بسیار زیبا بود
موفق باشید
Anonymous - April 1, 2009 1:49 PM
البرز :
شعر خیلی زیبایی بود . موفق باشید
البرز - April 24, 2009 8:51 PM