« October 2008 | دفتر اول | March 2009 »

November 21, 2008

دایره آزادی

به بهانه برگزاری نمایشگاه مطبوعات

تعریف حاکمیتی از آزادی مطبوعات در ایران گره خورده است به تعداد مطبوعات منشر شده و حاکمیت برای اثبات وجود آزادی به آمار مراجعه می کند.

اما واقعا تعریف دقیق آزادی مطبوعات چیست و آیا این گزینه در ایران مصداق دارد یا خیر؟

سنجش دایره آزادی مطبوعات در ایران این روزها کار چندان دشوار و پیچیده ای نیست و می توان با نگاهی گذرا به مطبوعات منتشر شده و خط مشی آنها به نتیجه روشنی در این زمینه دست یافت.

در وضعیت کنونی حاکمیت و دولت سعی دارند با انتشار تعداد مشابهی مطبوعه و روزنامه و ... نشان دهند که آزادی مطبوعات را ارج نهاده و بر آن صحه گذاشته اند و از سوی دیگر به هر نحو ممکن سعی می کنند تا با بستن روزنه های انتقاد از سوی مخالفان فکری و عقیدتی خود تمامی صداهای ناهمخوان با ساز خودشان را خفه کنند.

دولت فعلی که بر خلاف سلف خود سعی می کند تا با انواع اقسام روش ها و افتراها منتقدان را منکوب و صدای آنان را وابسته به دشمنان کشور نشان دهد در این عرصه پیش قدم است. میزان و حجم بالای شکایات انجام شده از سوی دستگاههای حکومتی نشان دهنده میزان پایبندی آنان به شعار آزادی مطبوعات و وجود منتقد در عالم مطبوعاتی کشور است.

یکی از اثرات اجرای سیاست فوق در خفه کردن صدای هر مخالفی و بستن جریان های اطلاع رسانی آزادی آن خواهد شد که به مرور جامعه از نگاه به دورن در زمینه گرفتن اخبار و اطلاعات به سمت نگاه به خارج خواهد رفت و جریان اطلاع رسانی کشور به دست بیگانگان خواهد افتاد.

متاسفانه از نظر حاکمیت انتشار دهها روزنامه و مجله مانند ایران و جام جم و ... ملاک آزادی مطبوعات است، اما واقعیت امر در این است که انتشار همشکل دهها و هزاران نشریه شاید امر پسندیده ای باشد اما نشان دهنده آزادی مطبوعات در کشور نیست و تا زمانی که منتقدان واقعی از داشتن تریبون و رسانه جهت رساندن صدایی بر خلاف جریان هدایت شده مطبوعات دولتی نداشته باشند هیچگاه آزادی مطبوعات واقعی در کشور حکم فرما نخواهد شد و در این صورت است که کیهان بعنوان منتقد برتر شناخته خواهد شد.

November 15, 2008

طلوع ...

به ياد داشته باش که امروز طلوع ديگري ندارد

دانته

November 11, 2008

فقر و ...

اين مسئله‌ يكي دو روز است كه فكرم را سخت به خود مشغول كرده و كمي تا قسمتي هم باعث عذاب روحي ام شده:

چند روز قبل صبح زود كه براي عزيمت به محل كارم داشتم مي‌رفتم در يكي از ميادين پر تردد شهر براي خريد به مغازه نان فانتزي فروشي رفتم، هنگام ورودم خانمي چادري در مغازه در حال صحبت با صداي بلند با مغازه دار بود و من از آنجايي كه عجله داشتم سريعا رفتم سراغ كالايي كه مي‌خواستم، از ميان صحبت‌هاي فروشنده و زن متوجه شدم كه زن براي گرفتن نان به آنجا آمده بود اما چون پولي نداشت مي‌خواست شناسنامه‌اش را در قبال دو سه ناني كه گرفته گرو بگذارد و فروشنده هم غر غر مي‌كرد كه مگر من مي‌توانم با شناسنامه تو چه كنم و ...

در لحظه‌اي كه متوجه اصل ماجرا شدم، گويي وارد شُك شده باشم به صورتي كه حتي متوجه خروج آن زن نشدم تا شايد بتوانم با پرداخت هزينه‌هاي نانها او را از گرو گذاشتن شناسنامه برهانم.

مي‌دانم كه امثال اين قضيه در جامعه شايد كم نباشد، اما ديدن از نزديك آن، آنهم به اين صورت برايم غيرقابل باور بود، جاي تاسف بسيار دارد كه اين صحنه‌ها در جامعه ديده مي‌شود و افسوس آنگاه بيشتر مي‌شود كه مي‌دانيم اين وضعيت در حال افزايش است و فقيران فقيرتر مي‌شوند.

در گزارشهاي اقتصادي به چشمم خورده بود كه ميزان قابل توجهي از جامعه ما كه در سالهاي گذشته در بالاي خط فقر قرار داشتند امروز به زير خط فقر رفته اند و نتيجه اين امر قطعا در آينده به تشديد بحران‌هاي اجتماعي در جامعه منجر خواهد شد و امروز آن كسي كه براي گرفتن دو قطعه نان شناسنامه‌اش را گرو گذاشته فردا كه شناسنامه‌اش همچنان در گرو مانده ممكن است براي گرفتن دو قطعه نان بعدي براي سير كردن خانواده‌اش دست به اعمال ناهنجار بزند.

قصدم نظريه پردازي و اين چيزها نيست، تنها هدف اظهار تاسف بود از وضعيتي كه در آن هستيم و ...

November 8, 2008

سناريوهاي شكست خورده

در خبرها آمده بود كه در ادامه تلاشها و حمله‌ها و تهمت‌ها و اختلاف افكني ها براي مايوس كردن خاتمي از حضور در انتخابات رياست جمهوري سال آينده اين بار عده‌اي از نمايندگان اقتدارگراي مجلس از هراس حضور مجدد وي طرحي را تدوين كرده‌اند تا طبق آن سن نامزدهاي رياست جمهوري را به 65 سال برسانند.

نكته جالب اين قضايا اينجاست كه جناح اقتدارگرا قصد دارد به هر نحو ممكن و به انواع روش هاي غيراخلاقي و قانوني و فراقانوني راه بر حضور خاتمي ببندند و سعي دارد اين پيام را به جامعه ارسال كند كه ديگر ما اجازه حضور دوباره‌ خاتمي و همفكرانش را نمي‌دهيم و اتفاقا همين واكنش هاي غيرعقلاني و احساسي آنهاست كه امروز ما را بايستي به اين نتيجه برساند كه خاتمي بهترين گزينه براي مقابله با تماميت خواهي آنان است.

***

يكي از دلايلي كه براي طرح اين اصلاحيه قانون انتخابات عنوان شده اين مسئله است كه سن زياد رئيس جمهور باعث مي‌شود وي نتواند وظايف قانوني خود را ايفا نمايد، حال سئوال اينجاست اگر بر اثر افزايش سن شخصي نتواند وظايف قانوني خود را به انجام برساند و با اين حساب آيت الله جنتي حدودا بايستي 20 سال پيش بازنشسته شده باشد.

***

هنوز از خاطرمان نرفته است كه چند صباحي پيش سناريوي مايوس كردن خاتمي با استفاده از حربه رد صلاحيت كليد خورده بود و هر روز كيهان و كيهان نشينان با تهديد و شايعه اين مسئله را دامن زدند تا خاتمي از حضور پا پس بكشد، اما حال كه روز به روز احتمال حضور خاتمي بيشتر شده است و سناريوهاي قبلي با شكست روبرو شده است، اينبار سعي دارند با استفاده از يك راهكار قانوني راه را بر خاتمي و خاتمي‌ها ببندند تا شايد بتواند تجميع قدرتي كه نتيجه اي جز ركود و تورم و گراني و انزواي جهاني چيزي براي ايرانيان به همراه نداشته حفظ كنند.

اين سناريوسازي‌ها و اختلاف افكني‌ها امروز نه تنها نبايد ما را نااميد كند، بلكه بايد مصمم تر از گذشته به راهي كه آغاز كرده ايم ايمان داشته باشيم و ادامه دهيم و نگذاريم اين سناريوهاي شكست خورده خللي در عزم ما ايجاد كند.

November 7, 2008

شركت در يك بحث

هرچند كه مدتهاست قلمم در اين دفتر خشكيده اما يكي از دوستان مرا به يك بحث دعوت كرد كه موضوعاتش برايم جالب توجه بود.

سئوالات و پاسخ‌هاي من از اين قرار است:

وظیفه داریم به تمام کامنتها جواب بدیم؟
حنيف: حقيقتا خودم را ملزم به اين كار نمي‌دانم و بهتر مي‌دانم پاسخي ندهم اما بارها شده كه نتوانسته‌ام جلوي خودم را بگيرم و به كامنت ها با لحني عصباني پاسخ داده‌ام.

آیا وظیفه داریم به تمام وبلاگهایی که به ما سر می زنن سر بزنیم؟
حنيف: حقيقا وظيفه خود نمي‌دانم به همه سر بزنم

آیا وظیفه داریم تمام کسانی که مارو لینک می کنن لینک کنیم؟
حنيف: به اين مسئله نيز معتقد نيستم، زيرا گاهي برخي وبلاگها هستند كه به دلايل مختلف به نظر من جايشان در ليست پيوندهايم نيست در حاليكه آنان لينك مرا در ليست خود قرار داده اند.

آیا باید تمام کسانی که مارو لینک کردن مجبور کنیم که لینکمون کنن؟
حنيف: خير

آیا احترام واقعی به کامنت گذاران اینه که هر کامنتی گذاشتن تایید کنیم؟
حنيف: قطعا نه، چون برخي كامنت ها هستند كه بقدري توهين آميز نوشته اند كه امكان حتي سانسور كردن آن هم نيست و اين مسئله خصوصا در وبلاگ هايي كه پس زمينه سياسي تري دارند بيشتر ديده مي شود.

آیا وظیفه داریم کامنتهایی رو که صلاح نمیدونیم تایید کنیم؟
حنيف: قطعا خير.

آیا کسب درآمد از طریق وبلاگ صحیح است؟
حنيف: اگر امكانش فراهم باشد چرا كه نه، مگر صاحب وبلاگ مجبور است هزينه اين صفحه را از جيب خود بپردازد خصوصا براي وبلاگ هاي پرمخاطب كه هزينه‌هاي آن هم بالاست و معتقدم اگر امكان كسب درآمد فراهم شد وبلاگ نويس حق اين را دارد كه هزينه‌هايي كه براي راه اندازي و نگهداري اين وبلاگ متحمل شده بدست آورد.

در آخر هم ببخشيد كه كمي خشك نوشته شده، انشاءا... قلمم در آينده بهتر در اين دفتر بچرخد.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007