خداي ليلي
روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کرد
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي
مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تو را نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم
نظرات
سوشیانت :
×محض تفریح!×
زمان لیلی و مجنون هم ملت با مهر نماز میخواندند؟
سوشیانت - November 8, 2007 7:28 PM
محمد :
عجب جواب دندان شکنی.
محمد - November 9, 2007 1:06 AM