شب ساز و تنبك و شورانگيز

تخصصي در موسيقي ندارم كه بخواهم سخن پراكني اما از قطعه مشتركي از عليزاده با ساز شورانگيزش و مجيد خلج با زنگ انگشتي بسيار زيبا بود.

يكي از اشعار برنامه كه بسيار زيبا بود:
اي همه گلهاي از سرما كبود،
خندههاتان را كه از لبها ربود؟
مهر، هرگز اينچنين غمگين نتافت
باغ، هرگز اينچنين تنها نبود.
روزگاري، شام غمگين خزان
خوشتر از صبح بهارم مينمود.
اين زمان، حال شما حال من است.
اي همه گلهاي از سرما كبود!
تاج عشقم عاقبت بر سر شكست
خندهام را اشك غم از لب ربود.
زندگي در لاي رگهايم فسرد.
اي همه گلهاي از سرما كبود.
در همين زمينه:
کنسرت استاد حسین علیزاده ، مجید خلج و گروه هم آوایان - رازنو
نظرات
:
سلام خوش به حالت که این روز ها چیزی هست که از روزمرگی ات برهاند
Anonymous - September 7, 2007 5:47 PM