« Catch a Fire | اول دفتر | داغ پدر »

بخشش و آزادگي: Catch a Fire - 2

در قسمت قبلي نوشته‌ام داستان Catch a Fire را به صورت خلاصه سعي كردم تعريف كنم، كه البته يكي از دوستان متذكر شد كه اين فيلم از سيما هم پخش شده است،‌ با اينحال تجربه حسي خود را از اين فيلم در اين بخش بيان مي‌كنم و آن را در قالب سئوالاتي به رشته تقرير مي‌آورم.

سئوالاتي كه در پس ديدن اين فيلم برايم زنده شد كه براي شما نيز مي‌نويسم:

1- تا چه ميزان انسان مي‌تواند يك نفر را ببخشد؟

2- شخص يا اشخاصي كه شايد بدترين كار را با شما كرده است؟

3- شخص يا اشخاصي كه هرگاه به يادش مي‌افتيد خاطره‌اش نيز شما را بي‌قرار مي‌كند و آزاد مي‌دهد؟

4- آيا اصولا اين كار در توان يك بشر معمولي هست؟

5- آيا من نوعي مي‌توانم دوراني كه گاهي وقتي‌ صبح‌ها بيدار مي‌شوم فكر مي‌كنم همچنان در همان سلول 2 متر در يك و نيم هستم را فراموش كنم و مسببش را نيز؟

6- در فيلم پاتريك چاموسو مي‌گفت: «نه؛ نه؛ نه؛ نه؛ كشتن به من كمك نخواهد كرد؛ انتقام خوب نيست؛ اين آغازگر يك جنگ خواهد شد؛ بايد اجازه دهم او زندگي كند تا آنوقت خودم نيست احساس آزادي كنم و همه احساس آزادي كنند.» آيا من نيز مي‌توانم اينگونه باشم، آيا همه ما مي‌توانيم براي رسيدن به آزادي اينگونه شويم؟

سخت است، حداقل خود من نيز بارها در اين خصوص با خود كلنجار رفتم، و اين مسئله نه تنها برايم حل نشد بلكه روحم را هم دوباره به آن دخمه برد، اما آيا من مي‌توانم؟

7- در فيلم مي‌گويد: «من نمي‌توانستم او را فراموش كنم، او دردهاي زيادي را براي من و خيلي‌ها ايجاد كرد كه رفع آنها ممكن نيست، هر روز و هر شب او در خاطرم هست و از اين بابت همچنان درد مي‌كشم» اما در پايان موفق شد او را ببخشد، آيا من نيز روزي مي‌توانم فارغ از دردهايم اينچنين آدمي باشم؟

شما چگونه فكر مي‌كنيد؟

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://hanif.ir/cgi-bin/mt34/mt-tb.cgi/859

نظرات

صادق جم :

باید اینگونه باشیم، اما ... خوب سخته!... ولی باید سعی کنیم که اینگونه باشیم.

 

farzaneh :

سوال شما سوالي هست كه بايد در موقعيتش گير كرد و جوابش رو داد . من هميشه واسم اين اصل مهم بوده كه در عفو لذتي هست كه در انتقام نيست اما روزي كه نصيب خودم شد تازه يادم افتاد راستي جواب دل شكسته من چي ميشه اون لذت به كنار اما بايد درنظر داشته باشيم كه با كاري كه انجام داديم دلي رو شكستيم

 

:

نکته همین جاست. اگر میان فراموش کردن و بخشایش تفاوت قایل شویم شاید نیمی از راه را رفته باشیم. هر چند ممکن است فراموشی خیانت ها و جنایت ها از عهده ی ما خارج باشد اما گذشتن از کنار آنها البته ـ به قول تو مشکل ـ اما ممکن است.

 

مهیار هادی زاده :

من فکر می کنم اتفاقا در شهر تهران مردم خیلی وقت است که از ما جلو افتاده اند. در مورد شهرستان ها اما هم چنان مسائل معیشتی در اولویت قرار دارد. من فکر می کنم جبهه اصلاحات باید در تهران کسانی را کاندید کند که سرشناس و در عین حال از نیروهای مترقی باشند یعنی کاری که در انتخابات شوراها در مورد فقط 3 کاندیدا محقق شد و اتفاقا رای هم آوردند. ولی در شهرستان ها باید به دنبال چهره های خوش نام و حتی میانه رو بگردیم.

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007