چه بايد كرد؟
اين سئوال رو تو اين وبلاگ دوست قديميام ديدم، به نظرم جاي طرح بيشتري داره، راستي نظر شما چيه؟
به نظر شما، برای اینکه
۱. امثال باهنر، حداد عادل و همفکران و همدستانشان زمام مجلس را برای ۴ سال دیگر به عهده نگیرند
۲. احمدینژاد ۴ سال دیگر دوباره رئیسجمهور نشود
شما، من، ما و دیگران از حالا چه باید بکنیم؟!
نظرات
moeeni :
مشکل شخص [..] است و ید پرزوری به نام سپاه. ببینید سر مجلس ششم و خاتمی چه آوردند؟ من خودم خیلی گیجم!
moeeni - May 28, 2007 4:26 PM
خسروبیگی :
به نظر من باید قولهای عملی نشده آنها را دائما تکرار کرد تا مردم فراموش نکنند. به مطالب زیر نگاهی بیندازید:
http://www.midinternet.com//?p=761
http://www.midinternet.com/?p=785
خسروبیگی - May 28, 2007 6:59 PM
:
سوال اینه که آیا هدف باید این چیزها باشه؟ اگر هدف صرفا اینه که می توانیم مثل خود اونها به روشهای نامردی رو بیاریم. پرونده براشون جور کنیم. یک کاری کنیم که شورای نگهبان ردشون کنه. روزنامه کیهان2 بزنیم. و این جور کارها. اما اگر هدف اصلاحات مدنیه اون وقت باید کاملا این احتمال را هم در نظر گرفت که ممکنه هیچ وقت نتونیم به این چیزهایی که این بالا خواستی برسیم. فعلا به نظر من بهترین راه فکر کردن، تحقیق کردن و حرف زدن با مردم است.
Anonymous - May 28, 2007 8:03 PM
مهم نيست :
خیلی دلم می خواهد برای یک بار هم که شده گردن یکی از کسانی را که نام بردی (و آن اصل کاری که نبردی!)ببوسم. برای همین هم باید دعا کنم آقا امام زمان زودتر ظهور کنه!چون قطعا گردن آقایان جای شمشیر حضرت است!
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مهم نيست - May 29, 2007 3:07 AM
پنگوئن :
اول اینکه تا وقتی هدف گیری ما این باشه که فلانی به فلان جا نرسه از این هم بیچاره تر خواهیم شد. دوم اینکه با تایین اهداف ایده آلی و بعد از آن مشخص کردن برنامه های عملی و کوتاه مدت مناسب با دوران 4 ساله، باید خود را در معرض انتخاب مردم قرار داد.
بعد از این دیگه دست شورای نگهبان و مردم است.
پنگوئن - May 29, 2007 3:29 AM
احمدعلی :
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه
راهکار دادن در نظام سیاستی ما آب در هاون کوبیدن و ...
اما به هر حال آرمانی داریم و باید این نظام سیاسی را اصلاح و به سر منزل مقصود برسانیم .
شرط اولش یکی شدن و یا نزدیک به یکی شدن
و این یکی کردن ها کار شما رسانه ای هاست .
احمدعلی - May 29, 2007 9:14 AM
صادق جم :
باید ما شویم.
صادق جم - May 29, 2007 12:16 PM
داود روشني :
سلام.خيلي كارها مي شود كرد. وقت هم به حد كفايت داريم فقط كافيست جوانان با انگيزه را بسيج كنيم و به اميد بزرگتر ها ننشينيم.بخصوص بزرگتر هايي كه در ذهنشان خيال مي كنند كه عمر سياسي شان بسر آمده است.چون اينها انگيزه اي براي فعاليت ندارند نمونه آنرا در احزاب اصلاح طلب زياد مي بينيم. مثلا در همين حزب مشاركت همين نا اميدي پنهان در ميان بزرگتر ها موج مي زند و در مقابل جوانان خيلي پر انرژي و با نشاطند.در كل معتقدم كه اندكي جوانان در اين برهه از زمان مستقل از بزرگتر ها و فعالتر عمل كنند.اگر مصداقي هم بگويم بنظر من انگشت گذاشتن روي ضعف دولت فعلي كه البته كم هم نيست نكته شروع مي تواند باشد.. بايد خيانتكاران را رسوا كرد.
داود روشني - May 29, 2007 7:55 PM
:
اینو ننوشتم که توی نظرات بگذارید اما ببینید
همچون سالیان گذشته بزرگترین تهدید اصلاح طلبان خودشونند:
1- نداشتن زبان عامیانه به عنوان ابزار ارتباط مناسب با توده های مردم
2- عدم درک مناسب از بستر اجتماع و بیان آنچه که نزدیکانشان می پسندند
3- هنوز هم بر شعارهای بزرگ اصرار ورزیده و آمال غیر قابل باور حتی در رویایی ترین شرایط را بیان می دارند
4- عدم احترام به درک عمومی در راستای فهم شرایط موجود
5- دوری از پایگاههای اجتماعی
6- عدم یاری گرفتن از دوستان و دوستداران (خود چند سالی است در به در عضویت افتخاری در زمره هواداران جبهه مشارکت هستم از مراجعه حضوری تا پر کردن فرمهای اینترنتی لطفا کمی از شعار کم کنید)
7- یاری نگرفتن از کسانی که بستر پایین دستی اجتماع را به خوبی می شناسند و با آن در تعامل روزمره هستند
8-..........
با اینهمه تنها انتخاب نشدن اینها که نام بردید کافی نیست کاش از هم اکنون سئوال می کردید چه کنیم در صورتی رای آوریم در خاتمه مدت حضورمان تجربه نارضایتی تکرار نگردد باید از هم اکنون در پی برنامه بود و با توجه به شرایط مو شکافانه و دقیق و اجرایی برنامه ریزی نمود و برای فتح سنگرها عجله نداشت باید برنامه ریزی کرد که سنگرها خود به خود فرو ریزند
Anonymous - May 29, 2007 11:49 PM
مهدی غ :
مدرسه تاسیس کنیم.
مهدی غ - May 30, 2007 2:15 AM
منطقی :
سلام آقای مزروعی.من بانظر پنگوین موافقم. به نظر من اب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم. مشکل خیلی از اصلاح طلبا اینه که مثل خیلی از محافظه کارا انحصار طلبند فقط شکل رفتارشون فرق می کنه ولی جنسش یکیه. به هر صورت تو خودت درست کن مردم خودشون اونا رو انتخاب نمی کنند
منطقی - June 2, 2007 4:19 AM
fariba davodi :
bayad be mardom rast goft ,va az mardom baraye etemadi ke be 2 khordad kardan vali motalebateshon mohaghagh nashod ozrkhahi kard ,bayad kasi ra hazf nakard va be mardom ghol dad ,iran male hameye iranihast na mosharekatiha va kasani ke majiz migoyand ama be drogh ,bayad be mardom vaghean ehteram gozasht na dar shoar .bayadbe mardom rast goft va zanan va javanan ra vaghean bavar kard .bayad har ja ke hoghoghe melat paymal shod sarih defa kard .bayad be mardom eshgh varzid ,bayad iran ra baraye soni va
tork va kord va aghvame khast na vaghat baraye khodiha ,bayad be mardom ehteram gozasht .tamame ahzabi ke vaghat be ghodrat fekr mikonan zamane ziyadi bar sar ghodrat nakhahand bod .bayad be degarandisham ehteram gozasht va bayad haye digari ke dar daste ma nist to ra javan va bitajrobe midanand va man ra zan va ehsasati
fariba davodi - June 2, 2007 10:13 AM
:
غالبا يك دست صدا نداره
ولي خيلي نگران نباش چون قطعا و يغينا چنين اتفاقي نمي افتد اگر مردم انتخابات را تحريم نكنند
Anonymous - June 2, 2007 1:01 PM
مريم :
سلام ...چيزي كه نميتونم درك كنم اينه كه اروپا را ايراني ها اداره ميكنند...رييس پليس فرانسه ايراني است ...رييس اتوبوس راني دانمارك ايراني است ...تنها پروفسور برگزيده ي دانشگاه هاي تمام اروپا از جمله دانمارك و آلمان كه خودم خدمتشون رسيدم ايراني است ...كمپ مورد قبول مردم ايتاليا ايراني است و رييس بيمارستان آلمان و هلند ايراني هست و ميليون ها ايرانيه ديگه كه اگه اروپا رو ترك كنن برابر با نابودي اروپا هست ...ولي چرا ايران اينقدر عقب مانده كه بايد به اين فكر كنيم چه كسي روي كار بيايد كه ايران بتواند نفس بكشد و زنده بماند ؟مردن بهتر از اين نوع نفس كشيدن است...اگر نميشود ايران را اداره كرد پس مستعمره ي آمريكا شود كه بهتر است !حداقل از اين طريق با جهان ارتباط برقرار ميكنيم و ميتوانيم معامله كنيم و كارخانه هايش(اتومبيل سازي و ..) را در ايران ميزند و هر چه كه شود بهتر از وضع كنوني خواهد بود...خدا خودش رحم كند به ايران ما چون از آريا به عرب تغيير جنسيت ميدهد جالب اينجاست كه خود عربها از گذشته ي خود پشيمان و بيزارند
have a good day
مريم - June 2, 2007 3:52 PM
آرش :
آزموده را آزمودن خطاست!
آرش - June 3, 2007 5:12 PM
مسعود :
فقط تحریم انتخابات
مسعود - June 3, 2007 8:43 PM
:
حاضرم جدی و رو در رو صحبت کنیم در صورت تمایل ایمیل بزن
حنيف: به چه آدرسي ايميل بايد بزنم، شما كه نشانياي از خود نگذاشتهايد !!
Anonymous - June 4, 2007 9:13 PM
تقی محمدی :
فکر میکنم دوباره بیاییم به امثال بابای [...] و صد البته ترسوی شما رای بدیم. یادم میاد یک روز بابات اومد دانشگاهی که ما توش درس میخوندیم حرفهای جالبی زد و وقتی یه سوال حساس پرسیدند کمی نچ نچ کرد و رنگش پرید و قفل فرمود. یکی از دانشجوها گفت چرا رنگت پرید بگو میترسیم و بابات کمی آب میل فرمود. منظورم این است که کار از این حرفا گذشته و چه ما رای بدیم و چه ندیم اونی که قراره از صندوق بیاد بیرون میاد.
حنيف: پس با اين حساب تكليف چيست، بشينيم و هر كاري خواستند سر ما بياورند؟ در مورد خاطره شيرنتان هم فكر كنم سابقه چيز ديگري را بيان ميكند اما با اين حال اين راه حل شما كه بشنيم و هر بلايي سرمان خواستند بياورند خودش نشانه ترسو بودن است تا واقع بيني
تقی محمدی - June 7, 2007 11:12 AM
lwxtd :
باید با برنامه حرکت کرد . اهداف بزرگ را به اهداف کوچک تر تقسیم کرد و به جای چهش به سوی هدف ، پله پله به آن نزدیک شد .
در باره انتخابات مجلس هشتم ، تحلیل زودهنگام مرا در وبلاگ شخصیم بخوانید .
lwxtd - June 8, 2007 10:44 PM
تقی محمدی :
نخیر حنیف جان ننشینیم ولی اگر به پیشینه رفتار ایرانیان با حاکمانشان دقیق بشوید مطمئن خواهید شد که سکوت ما از رضایت نیست و این را آقایان هم میدانند. فعلا نیروی درونی کارساز نیست بایستی یک نیرویی از بیرون ملت ما را حمایت کند متاسفانه ما صدام داریم ولی احمد چلبی نداریم.
حنيف: با احترام اين را عين از خود باختگي ميدانم كه خودمان را كنار بكشيم و بگذاريم اجنبي برايمان تصميم بگيرد و فلان كار را بكند
تقی محمدی - June 10, 2007 1:31 PM
وحید :
1- معیارهای تشخیص صلاحیت را به اعتقاد و التزام به آزادی و حاکمیت مردم(دمکراسی )تعریف ومشخص و تعیین کنیم.
2- اگر اصلاح طلب واقعی هستیم از ریشه شروع کرده و منبع انحصار طلبی را مشخص ،افشا و خشک کنیم.3- با خودمان و با مردم رو راست و صادق باشیم.4- در موقع تهدیدات و توطئه ها کرنش نکنیم وروی اصول و منافع ملی خود بیاستیم.
وحید - June 10, 2007 2:40 PM
:
baba joon wakey wakey az khab bidar shim ino midoonim eslah talab ba inaye ke esm bordi do rooye yek seke hast hardo az sar ta pa por az riya va tazvir ke mardomro zir pa mizaran baraye residan be ahdaf khiali ba afkar bimar va ravanparish 30 sale dar dore batel hastim eslahtalab sehkle arayesh shode a.noon hast saye kard faribande be nazar biyad vali nashod kerahat az zir foundation zad biroon
حنيف: فرض كه همه اينها درست ولي نفرموديد كه راه حل چيست؟
Anonymous - June 12, 2007 10:23 AM
تقی محمدی :
حنیف جان نگفتم اجنبی تصمیم بگید. شما روح کلام مرا نگرفتید. منظور من استفاده از نیروی جهانی است ولی ما کسی را نداریم که این نیرو را متوجه ایران کند میدانید چرا؟ شما به هر سازمان مستقل بین المللی نگاه کنید چند کارمند ایرانی سرشناس دارد ولی این کارمندان ظلم حاکم فعلی را بر فتنه ای که ممکن است نتیجه اش نامعلوم باشد ترجیح میدهند. دلیل دیگری که زود به قاضی رفتی ملاحظاتی است که داری. من درکت میکنم. ولی ما حتما نیاز به یک احمد چلبی داریم.
حنيف: من بار ديگر پيام شما را خواندم و باز همان مضمون اول را دريافتم اما از توضيح شما سپاسگذارم، در ضمن من هيچ معذوريتي ندارم كه زود قضاوت كنم يا دير، اما باز هم معتقدم كه آلترناتيو ما بايستي از همينجا و درون ايران ظهور كند و نه مانند كرزاي و چلبي باشد
تقی محمدی - June 12, 2007 11:18 AM
bahar :
kheili bahal bood
bahar - June 17, 2007 7:50 PM