درسهايي كه گرفته نميشود
خبر انتصاب مهرداد بذرپاش به مديرعاملي شركت پارس خودرو ديروز رسما منتشر شد، وي پيش از اين رئيس فرهنگسراي خاوران در دوره شهرداري احمدينژاد و مشاور وي بود و سپس رئيس شوراي مشاوران رئيس جمهور گرديد و پس از ناكامي در انتخابات شوراي تهران به اين سمت گماشته شده است. اين خبر از چند جهت قابل بررسي است كه ديدم مهدي محسني عزيز از يك زاويه به قضيه پرداخته است.
در اينجا قصد نگاه به اين مسئله از زاويه حمايت مادي و معنوي جبهه محافظهكار از نيروهاي سرسپردهشان است به گونهاي كه براي حفظ آنها و نگاه داشتن آنها در صف خود هر هزينهاي را به جان ميخرند. طبيعتا گماشتن يك جوان 26 ساله به مديرعاملي يكي از بزرگترين شركتهاي خودروسازي كشور هزينهاي از انتقادات را به دستگاه مجريه و شخص احمدينژاد بعنوان حامي بذرپاش تحميل خواهد كرد وليكن به نظر ميرسد براي اين جناح حفظ نيروها مهمتر از حرفها و انتقاداتي است كه پس از مدتي فراموش ميشود.
نقبي به گذشته بزنيم، به دوراني كه دولت اصلاح طلب محمد خاتمي و يارانش بر سر كار بودند، نگاهي گذرا به آن دوران نشان ميدهد كه آن دولت و جريان اصلاح طلب حامی دولت با اينكه بيشترين طرفدار را در ميان قشر جوان و خصوصا جوانان تحصيلكرده و دانشگاهي داشت اما هيچگاه سعي نكرد براي حفظ آنان در همه ردههاي اجرايي و مديريتي و صنعتي(يعني حتي در پايينترين سطح)، دست به چنين كارهايي بزند.
متاسفانه اصلاحات و اصلاح طلبان در اين زمينه نه تنها جاذبهاي نداشته كه مرور اين دوران شواهد بسياري از دافعهها را نشان ميدهد كه متاسفانه باعث ريزش خيل عظيمي از جوانان مشتاق سازندگي با ايدههاي اصلاحگرايانه دارد كه بعضا خاطرات ناخوشايندي را یاداوری می کند. شواهد و مثالها بسيار زيادند اما نمونههايي هست از مديران اجرايي احزاب اصلاح طلب كه حاضر نبودند به بهانه حزبي نكردن محل كارشان به اعضاي جوان تحصيلكرده حزب خود يا ساير جوانان اصلاح طلب اندك فرصت شغلي بدهند و براي بستن يك قرارداد موقت كار طفره ميرفتند.
از اين دسته يادوارهها بسيار ميتوان يافت خصوصا در ميان دانشجويان سياسي، اين مسئله تا آنجا كه بخواهيم خودمان را قانع كنيم كه يك مسئول حق دارد براي پرهيز از حزبي بازي دست به چنين اقدامي بزند شايد قابل چشم پوشي باشد اما متاسفانه موارد بسيار زيادي هم ديده شد كه مسئولين اصلاح طلب براي روي خوش نشان دادن به جناح مقابل اقدام به استخدام و سمت دادن به افرادي از جناح مقابل ميكردند تا به قولي دل آنها را به دست آوردند در حاليكه امروز همگان شاهد آن هستند كه آن روي خوش نشان دادنها از طرف جناح مقابل كه امروز در راس كار است اجرا نشده و خوشبختانه تمامي آن مسئولين ديروز، امروز جهت پند روزگار بيكار شدهاند.
چرخه روزگار ميگذرد و شواهد نشان ميدهد كه اصلاحيون از گذشته درسي گرفته نشده و در همچنان بر همان پاشنه سابق در حال چرخيدن است و اين جبهه فقط جوانان را براي شبهاي انتخابات ميخواهند و پس از آن يا علي مدد.
تفکر حاکم بر اصلاح طلبان همچنان فکری در مورد نیرویهاي جوان نكرده است و به همين دليل است كه که نهایتا منجر به استفاده ابزاری از این نیرو می شود . قشر جوان جامعه با هر طرز تفکری و با هر گرایش سیاسی ، قشری است که بسیار فعال و پر انرژی است که اگر این نیرو در هر زمینه ای به کار گرفته شود می تواند تغیيرات شگرفی را در ساختار به وجود اورد .
در سالیان اخیر جناح مقابل این نکته را دريافته كه از نیرو و انرژی قشر جوان به خوبی بهره گيرد و توانسته است اين مسئله را با موفقيت عملياتي كند همچنانكه از آن سو جوانان حامي خود را هم به انواع مختلف حفظ نموده اما متاسفانه هنوز اصلاح طلبان که بیشترین پایگاه اجتماعی را در بین جوانان دارند همچنان دل خوش به نیرویهاي فرسوده و از امتحان پس داده خود دارد ... این مساله در انتخابات شورای شهر سال گذشته به وضوح دیده شد ...
در همين زمينه و در گذشته:
نظرات
mostafa :
با سلام . متأسفانه همانطوری که شما اشاره کردید ، جناح محافظه کار توجه بیشتری به نیروهای جوان خود نشان می دهد.
در همین باره می توانید مطلبی که با عنوان " بازیکنان ذخیرۀ دولت نهم " در وبلاگ بنده قرار دارد را مطالعه بفرمایید .
mostafa - April 10, 2007 7:00 PM
کرمی :
سلام.اگر جوانان حامی اصلاح طلب به کارگیری و حفظ می شدند و به انتقادات تند طرف مقابل اهمیتی داده نمی شد اکنون مدیران جوان بسیاری برای آینده داشتیم و اگر آینده ای پیش می اومد دیگه مجبور به تکرار آدهمها نبود.راستی برا قضیه سایت بزودی مزاحمت می شم. سری به وبلاگ من بزن و اگه نظری داشتی لطف بفرما
کرمی - April 10, 2007 11:17 PM
:
هم خيلي خوشحالم هم متعجب كه پسر آقاي مزروعي با اون طرز فكر ميتونه پرده ضخيم فكري رو پاره كنه و هوشيار بشه.
بهرحال تبريك ميگم.
حالا يه سوال: نظرت در باره سد و سدسازي هنوز همونه يا به چيزي از جريانات پشت پرده سدسازي رسيدي؟
مقصودم اون پست دفاع از سدسازيه نظرت هنوز همونه؟
حنيف: والا من اصولا پشت پرده و اين چيزها رو درك نميكنم اگر شما از چيزي خبر داريد اطلاع بديد وگرنه من تا از چيزي قطعي مطلع نباشم در موردش حرفي نميزنم
Anonymous - April 11, 2007 9:57 AM
مردی... :
ای حنیف خان عزیز قربان دهنت. این جمله "اين جبهه فقط جوانان را براي شبهاي انتخابات ميخواهند و پس" را عینا دو روز قبل از انتخابات مرحله دوم ریاست جمهوری در دفتر مشارکت اصفهان و در جواب این حرف که ملت حاضر به هزینه دادن نیستند به ابوی محترمت گفتم و ابوی آنچنان از کوره در رفت که بابد بودی و میدیدی.
حنيف: البته من هم خودم جزو آن دسته اي هستم كه معتقدم كه راي دادن به هاشمي در آن شرايط كاملا درست بود و آن هزينه به اين هزينه اي كه امروز ملت دارد تاوان آن را ميدهد ميارزيد
مردی... - April 11, 2007 11:11 AM
سعید :
خوب شما که به آقایان نزدیک هستید به آنها بگویید دیگر؟؟؟؟؟؟؟
سعید - April 11, 2007 12:20 PM
امیر :
به این لیست اضافه کن:
احسان جهاندیده- 28 ساله- مدیر کل اطلاعات و اخبار ریاست جمهوری
علیرضا جاوید-28 ساله- قائم مقام شهرداری منطقه هفت تهران در زمان شهرداری احمدی نژاد وشهردار منطقه هفده تهران در زمان قالیباف
یه لیست کانلتر روشهاب طباطبایی گمانم داشته باشه.
متاسفانه این چیزی نیست که پنهان باشه و اصلاح طلبان ندونن.ولی واقعیت اینه که اصلاح طلبان به هر چیزی که معتقد باشن به جوانگرایی قطعا معتقد نیستن.
حتی مطمئنم اگه یه روزی باز قدرت بگیرن و بخوان به اصطلاح جوانگرایی کنن باز همون داستان فک و فامیل بازی اتفاق میوفته.
امیر - April 11, 2007 12:48 PM
:
با همه نفرتی که از این پرزیدنت و دار ودستش دارم اما نوشته شما را هم واقع گرایانه نمی دانم . برای مثال به سوابق کاندیدای مورد تایید جبهه مشارکت در انتخابات شوراها( بر گرفته از سایت شهر فردا ) توجه کنید : دبیر شورایعالی مناطق آزاد ، مجری جشنواره مناطق آزاد ، مدیر روابط عمومی و روابط بین الملل شرکت خودرو کویر ، نایب رییس و قائم مقام اجرایی شرکت توزیع سوخت و کالای نگین اردکان ، مشاور کمیسیون ملی امور سازمان های غیر دولتی ، قائم مقام دبیر خانه انجمن های دوستدار میراث فرهنگی ( وابسته به سازمان میراث فرهنگی کشور ) و... به نظرت اگر منصفانه قضاوت کنیم ایشان منهای وابستگی سیاسی اش به عنوان یک لیسانسه مهندسی صنایع متولد شهریور 1354 به فرض داشتن همین میزان از شایستگی ، آیا می توانست به این موقعیتها دست پیدا کند ؟ من خودم با اطلاع به این سوابق به این فرد رای دادم و سایر دوستان N.G.O ای ام را هم ترغیب کردم که برای بهتر شدن فضای فعالیت حداقل به این یک نفر رای دهند و از این کارم هم پشیمان نیستم و می دانم که میزان دور شدن از شایسته سالاری در دولت کنونی بیشتر از دولت قبل است . اما به هر حال یادداشت شما به این شکل را هم منطبق با واقعیات نمی دانم
Anonymous - April 12, 2007 3:29 AM
ناشناس :
حرفتون به لحاظ سياسي شايد درست باشه اما با شعار شايسته سالاري منافات داره! آقاي خاتمي بايد يا اين شعار رو عملي مي كرد يا هوادارانش رو راضي مي كرد!
حنيف: متاسفانه درست متوجه منظورم نشديد، من جايي ننوشتم به جوانان خام و بي دست و پا پستي داده شود و اصلا توقع آنرا نداشته و ندارم، بلكه حمايت مضمون كلام بود
ناشناس - April 12, 2007 2:35 PM
پرویز پدرام :
با سلام
دوست عزیز
اگر این آقا را در مقام وزارت صنایع می نشاندند شاید می شد گفت که اتفاق مهمی نیافتاده است چرا که در تمامی دنیا وزارت، یک پست سیاسی است و نه یک پست تخصصی، اما امروز که ایشان را به مدیرعاملی یک بنگاه اقتصادی عمده نه تنها در ایران که در سطح خاورمیانه و قفقاز منصوب کرده اند واقعاً باید این فاجعه را به ملت ایران تسلیت گفت(البته شاید ماها به بدتر از این هم عادت کرده ایم چرا که در این مملکت بعضاً حتی انتخاب آبدارچی ادارات نیز برای تأمین منافع سیاسی صورت گرفته است و میگیرد). مسؤولیت اصلی این فاجعه بر عهده آنانی است که به آقای احمدی نژاد رأی دادند و یا برای ایشان تبلیغ کردند ولی امروز در کمال پر روئی، دولت ایشان را به نصف نشان دادن تورم متهم میکنند و مهمتر از آن کسانی که، باناکارآمدی خود این سرنوشت محتوم را برای مردم ایران به ارمغان آوردند.
در مورد رویکرد اصلاح طلبان به جوانان طرفدار خود نیز ضمن همراهی نسبی با شما، عرض می کنم که بهتر است اصلاح طلبان، الگوی محافظه کاران را در پیش نگیرند چرا که راه اصولی حفظ بدنه جوان و حتی غیرجوان طرفدار یک گروه یا جبهه سیاسی، اعطای شغل و پست دولتی به ایشان بدون توجه به توانمندیهای آنان نیست،چه، این نقطه شروع سقوط آن گروه یا جبهه سیاسی است، بلکه باید این افراد را سازماندهی کرده و آموزش و پرورش داد تا در زمان دستیابی به قدرت از فرط کمبود نیرو به دامان محافظه کاران اصلاح طلب نما(کانفرمیستها)نیافتاد. باید اضافه کنم که آنانی که می گویید اصلاح طلبان جوان را پس می زدند و امروز نیز پس می زنند، اصولا اعتقادی به اصلاحات ندارند و آن را صرفاً به عنوان ابزاری برای دستیابی به مقاصد سیاسی و منفعتی خود میدانند و لذا ضرورتی نمی دیدند و نمی بینند که به فکر سازماندهی و حفظ جوانان طرفدار اصلاحات باشند. افرادی را می شناسم که در دولت آقای خاتمی پستهای مهمی داشتند و امروز مقاله هایشان بر تارک سایتها و روزنامه های اصلاح طلب غیرکارگزارانی مداوماً می درخشد ولی درکمال ناباوری در انتخابات ریاست جمهوری نهم، در تهران در ستاد دکترمعین فعال بودندودرشهرستاهایی،مردم را برای رأی به آقای رفسنجانی سازماندهی میکردند!!!
پرویز پدرام - April 12, 2007 8:38 PM
مرتضی شیرانی :
به نام خدواند یکتا. اصولا مشکل دولت خاتمی عدم شایسته سلاری بود و باعث تاسف است که الان شما به عنوان یک جوان مدعی اصبلاحطلبی، غصه می خورید که چرا در آن دولت کم تر گروه گرایی و باندبازی شد!( البته به زعم خودتان )
غالب وزرای خاتمی به مانند وزرای فعلی ناشایسته بر وزارت گمارده شدند.
آن هم از رئسای سازمانها، مرعشی و مهر علیزاده که تا توانستند گند به بالا آوردند. خداوند تمام ظالمین و خائنین را بسزای عملشان برساند.
حنيف: متاسفانه جوهر كلام را نگرفته ايد و به حاشيه آن توجه كردهايد، يكبار هم توضيح دادم، البته فكر كنم شما بيشتر محلي را براي فحش دادن ميخواستيد در ضمن من نگفتم تمام وزرا فلان و بهمان هستند، فكر كنم تا زماني كه مرحوم نويسنده زنده است بهتر است تفسير سخنانم را برعهده خودم بگذاريد
مرتضی شیرانی - April 14, 2007 12:50 PM
یاسمین :
فکر می کنم بی انصافیست که شخص خاتمی رو با بقیه اصلاح طلبان(حتی نزدیکانشون) مقایسه می کنید.اما در اینکه رهبران اصلاح طلب نیاز به تغییر جدی در عقایدشون دارن شکی ندارم!
حنيف: متاسفانه هركسي يكجور نوشته رو تفسير ميكنه، خوشبختانه من اسمي از خاتمي در اين نوشته نياوردم
یاسمین - April 15, 2007 2:25 AM
یاسمین :
"نقبي به گذشته بزنيم، به دوراني كه دولت اصلاح طلب محمد خاتمي و يارانش بر سر كار بودند، نگاهي گذرا به آن دوران نشان ميدهد كه آن دولت و جريان اصلاح طلب حامی دولت با اينكه بيشترين طرفدار را در ميان قشر جوان و خصوصا جوانان تحصيلكرده و دانشگاهي داشت اما هيچگاه سعي نكرد براي حفظ آنان در همه ردههاي اجرايي و مديريتي و صنعتي(يعني حتي در پايينترين سطح)، دست به چنين كارهايي بزند."
فکر می کنم محمد خاتمی به عنوان رئیس دولت در اون زمان(با توجه به نوشته شما) مسئول این امر بوده. به هرحال قصد بحث ندارم و با کلیت نوشته هم موافقم! و خوشحال می شم اگر تفسیر نادرستی کردم.
موفق باشید
یاسمین - April 20, 2007 3:13 AM