نه!!!!!!!!!!
جوون من
چقدر تو باثباطی!!!!!!!!!
خوشگله
دوره اين شعارها مال سال 76 تا 78 بود که مطبوعات رو فله ای بستن
ظاهراً اون سالها خواب تشريف داشتين وچند سالی دير اين جمله پيدا کردی
حنيف: واقعا بعضي ها چقدر خوش خيال هستن و چقدر هم سعي ميكنن قبل از اظهار نظر اطلاعات كسب كنند، فكر كنم من رو با رئيس جمهوري كسي اشتباه گرفتي رفيق، منم تو همون مطبوعات بودم
نظر من با دو پست تاخیر که البته دو روز پیش همین جا نوشتم و پست کردم ولی نمی دونم چرا تایید نشد یا نرسید:
سلام حنیف عزیز
تبریک میگم بخاطر اینکه حنیف دات آی آر دوساله شده.یک دعای کلیشه ای هم اینکه
امیدوارم نوشته های حنیف صد ساله بشه.طبیعتا خودت باید حداقل 130 ساله بشی.
اما میخوام چند تا مطلب رو بگم در مورد اینجا.به عنوان کسی که دفتر بی مخاطب بدون
اغراق محبوبترین مکان مجازی براشه.باور کن همیشه وقتی میخوام به این دنیای مجازی
سربزنم اول به اینجا سر می زنم و بعد میرم سراغ وبلاگ(های) خودم.
اما نکات هفتگانه:
1-تلفیقی از مطالب سیاسی و غیرسیاسی باعث شده دفتربی مخاطب پرمخاطب بشه.
جالبه وقتی وارد این دفتر میشی هم از سیاست و سینما مطلب های خواندنی وجود داره
و هم از موضوعات بعضا مذهبی و فال حافظ و مثلا جام جهانی فوتبال.
2-دومین دلیلی که من این دفتر رو دوست دارم بخاطر نوع پرداختن به موضوعاته.اینکه
هیچوقت ندیدم به پسند وبلاگ نویس ها چیزی بنویسی.مثلا در باره موضوعاتی مثل
آزادی گنجی یا تجمع زنان یا موضوعاتی از این دست که بلاگرها خودشون رو منفجر
می کنن و با جمع اکثریت بلاگرها همراه میشن و شروع میکنن به دفاع از حقوق
انسانی و ... . حتی اگه اعتقادشون این نباشه.ولی این نکته رو ازت یاد گرفتم که در
این مواقع جوزده نشم.
3-بر خلاف اکثر بلاگرهای سیاسی جوان که اکثرا تفکرات رادیکال دارند و شور جوانی
اونها را به این نوع تفکر واداشته خیلی منطقی و معقول فکر می کنی و می نویسی.
4-دارم به مغزم فشار میارم که نکته هام فقط تعریف نباشه.دارم دنبال انتقاد می گردم
تا همه ش مثبت نباشه.آهان فهمیدم.تا شش ماه دیگه مطالب باحال ننویس تا من
کنکورم رو بدم.
5-تا الان ندیدم زیاد طرف موسیقی بری.واقعا علاقه نداری؟
6-به قول اون مجری تلویزیون:یه سبد گل و یه آسمون ستاره تقدیم به تو.
7-این رو همینجوری نوشتم تا هفتگانه بشه.
و...
هرگز نخواستم که به دفتر تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
سلام
مهرماه 1365 بود. استاد محمدتقی جعفری در کانون شهید مفتح (پایین تر از حسینیه ارشاد) سخنرانی ای با عنوان زیبایی چیست؟(یا چیزی نزدیک به این) داشتند. در آن سخنرانی که در ابتدای شب شعری برگزار شد، اول از همه استاد از ورود به میان آلاچیقی که روی سن بعنوان دکور زده بودند و نشستن روی پشتی خودداری کردند و با همان لهجه زیبای خود گفتند: "برای من میز صندلی بیاورید" و پس از حذف آلاچیق و اضافه کردن میز وصندلی، چهارزانو/دوزانو؟ روی صندلی نشستند و سخنرانی خود را شروع کردند.
در قسمتی از سخنان خود گفتند: "ولتر می گوید... (همین جمله شما) چه سخنان زیبایی!" رو به جمعیت سالن اجتماعات اضافه کردند: "آیا کسی هست که بگوید این سخنان زیبا نیست؟ " و شاید شبیه به این که آیا کسی هست که این سخنان را قبول نداشته باشد؟
تمامی سالن در سکوت مطلق بود. ناگهان استاد با صدایی بلند تر از قبل تقریباداد زدند: "اما من میگویم مزخرف گفته است!!" کل سالن ازاین سخنان به خنده افتاد. این که این جزییات یادم مانده به خاطر همین مایه طنز آن بود.
موفق باشید.
نظرات
faran :
من با آن چه می گویی مخالفم، و تا پای جان ایستاده ام تا جانت را بگیرم.
شیخ صادق خلخالی
faran - January 8, 2007 3:40 AM
شيرزاد :
نه!!!!!!!!!!
جوون من
چقدر تو باثباطی!!!!!!!!!
خوشگله
دوره اين شعارها مال سال 76 تا 78 بود که مطبوعات رو فله ای بستن
ظاهراً اون سالها خواب تشريف داشتين وچند سالی دير اين جمله پيدا کردی
حنيف: واقعا بعضي ها چقدر خوش خيال هستن و چقدر هم سعي ميكنن قبل از اظهار نظر اطلاعات كسب كنند، فكر كنم من رو با رئيس جمهوري كسي اشتباه گرفتي رفيق، منم تو همون مطبوعات بودم
شيرزاد - January 8, 2007 5:09 AM
محمد دلدار :
نظر من با دو پست تاخیر که البته دو روز پیش همین جا نوشتم و پست کردم ولی نمی دونم چرا تایید نشد یا نرسید:
سلام حنیف عزیز
تبریک میگم بخاطر اینکه حنیف دات آی آر دوساله شده.یک دعای کلیشه ای هم اینکه
امیدوارم نوشته های حنیف صد ساله بشه.طبیعتا خودت باید حداقل 130 ساله بشی.
اما میخوام چند تا مطلب رو بگم در مورد اینجا.به عنوان کسی که دفتر بی مخاطب بدون
اغراق محبوبترین مکان مجازی براشه.باور کن همیشه وقتی میخوام به این دنیای مجازی
سربزنم اول به اینجا سر می زنم و بعد میرم سراغ وبلاگ(های) خودم.
اما نکات هفتگانه:
1-تلفیقی از مطالب سیاسی و غیرسیاسی باعث شده دفتربی مخاطب پرمخاطب بشه.
جالبه وقتی وارد این دفتر میشی هم از سیاست و سینما مطلب های خواندنی وجود داره
و هم از موضوعات بعضا مذهبی و فال حافظ و مثلا جام جهانی فوتبال.
2-دومین دلیلی که من این دفتر رو دوست دارم بخاطر نوع پرداختن به موضوعاته.اینکه
هیچوقت ندیدم به پسند وبلاگ نویس ها چیزی بنویسی.مثلا در باره موضوعاتی مثل
آزادی گنجی یا تجمع زنان یا موضوعاتی از این دست که بلاگرها خودشون رو منفجر
می کنن و با جمع اکثریت بلاگرها همراه میشن و شروع میکنن به دفاع از حقوق
انسانی و ... . حتی اگه اعتقادشون این نباشه.ولی این نکته رو ازت یاد گرفتم که در
این مواقع جوزده نشم.
3-بر خلاف اکثر بلاگرهای سیاسی جوان که اکثرا تفکرات رادیکال دارند و شور جوانی
اونها را به این نوع تفکر واداشته خیلی منطقی و معقول فکر می کنی و می نویسی.
4-دارم به مغزم فشار میارم که نکته هام فقط تعریف نباشه.دارم دنبال انتقاد می گردم
تا همه ش مثبت نباشه.آهان فهمیدم.تا شش ماه دیگه مطالب باحال ننویس تا من
کنکورم رو بدم.
5-تا الان ندیدم زیاد طرف موسیقی بری.واقعا علاقه نداری؟
6-به قول اون مجری تلویزیون:یه سبد گل و یه آسمون ستاره تقدیم به تو.
7-این رو همینجوری نوشتم تا هفتگانه بشه.
و...
هرگز نخواستم که به دفتر تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
محمد دلدار - January 9, 2007 9:03 AM
K1 :
سلام
مهرماه 1365 بود. استاد محمدتقی جعفری در کانون شهید مفتح (پایین تر از حسینیه ارشاد) سخنرانی ای با عنوان زیبایی چیست؟(یا چیزی نزدیک به این) داشتند. در آن سخنرانی که در ابتدای شب شعری برگزار شد، اول از همه استاد از ورود به میان آلاچیقی که روی سن بعنوان دکور زده بودند و نشستن روی پشتی خودداری کردند و با همان لهجه زیبای خود گفتند: "برای من میز صندلی بیاورید" و پس از حذف آلاچیق و اضافه کردن میز وصندلی، چهارزانو/دوزانو؟ روی صندلی نشستند و سخنرانی خود را شروع کردند.
در قسمتی از سخنان خود گفتند: "ولتر می گوید... (همین جمله شما) چه سخنان زیبایی!" رو به جمعیت سالن اجتماعات اضافه کردند: "آیا کسی هست که بگوید این سخنان زیبا نیست؟ " و شاید شبیه به این که آیا کسی هست که این سخنان را قبول نداشته باشد؟
تمامی سالن در سکوت مطلق بود. ناگهان استاد با صدایی بلند تر از قبل تقریباداد زدند: "اما من میگویم مزخرف گفته است!!" کل سالن ازاین سخنان به خنده افتاد. این که این جزییات یادم مانده به خاطر همین مایه طنز آن بود.
موفق باشید.
K1 - January 10, 2007 9:54 PM