پس كودكي ما چه ميشود؟
در خبرها آمده بود كه صدام ديكتاتور سابق عراق به جرم كشتار حدود 200 تن از شيعيان يك روستاي شيعه نشين در جنوب عراق به اعدام با چوبه دار محكوم شده است. به همين سادگي ... !!
نسل ما را به نوعي نسل سوم انقلاب مينامند، نسلي كه در ابتداي انقلاب پا به عرصه وجود نهاد و به واقع فرزندان انقلاب 57 هستيم، اما ما فرزندان اين انقلاب آيا به واقع دوران كودكي و نوجواني داشتهايم؟
آيا دوران كودكي ما آنچنان بود كه امروزه كودكان در دوران خردسالي خود كودكي ميكنند و شادي ميكنند و ...؟ اما پاسخ من به اين سئوال منفي است. كودكي ما همراه بود با صداي آژير قرمز و زرد و سفيد، همراه بود با سوت موشك، همراه بود با مارشهاي هيجان انگيز نظامي، همراه بود با از دست دادن يكي از اعضاي خانواده يا در جنگ يا در موشك باران و همراه بود با غرش موشكهاي عراقي، همراه بود با زندگي در پناهگاهها و هزاران نكته ديگر كه سراسر كودكيمان را با آن گذرانديم.
دوران نوجواني ما نيز تعريفي نداشت، با اينكه گفته ميشد جنگ تمام شده ولي باز هم خبري از شادي و دوران معمول نوجوانها نبود، زيرا به بهانه اينكه كشور نياز به بازسازي داشت كسي به فكر ما نبود و تنها چيزي كه ديده ميشد اين بود كه كساني كه همچنان فكر ميكردند جنگ ادامه دارد سعي ميكردند كه اين جنگ را به داخل شهرها و ايست بازرسيها و گشتنها و ... بگذرانند.
آري شايد مقصر همه اين مشكلات صدام نبود اما قطعا او سهم بزرگي در خراب كردن شيرينترين دوران زندگي ما دارد و او بود كه جرقه اين آتش را روشن كرد و شايد ناداناني در داخل نيز به اين آتش دامن زدند اما معتقدم كه مقصر اصلي او بود و او امروز بايد پاسخگو كودكي از دست رفته من و همنسلان من باشد كه چرا نگذاشت ما آنچنان كه بايد كودكي بكنيم.
طرفدار خشونت ورزيدن نيستم، حتي با صدام و امثال او اما حداقل فكر ميكنم كه نبايد كسي كه موجب به آتش كشيده شدن زندگيهاي بسياري شده به اين راحتي خلاص شود، من كه كودكيام را از او طلبكارم، شما را نميدانم !
نظرات
زهرخند :
کودکی ما ، جوانی ما ، و شاید پیری ما تنهامقتولینی باشن که هیچ کس به جرم کشتن اونا قاتل شناخته نمیشه ، اگر هم بشه هیچ قاضیی نیست که جرات حکم محکومیت صادر کردن برای قاتلش رو داشته باشه .
زهرخند - November 7, 2006 11:10 PM
afshin :
man kole zendegimo azash talabkaram
afshin - November 8, 2006 11:51 AM
:
حنيف عزيز: يادت باشه فيلمی ساخته شد به نام نسل سوخته! ميخوام بگم که کودکی و نوجوانی که هيچ، تمام زندگی ما سوخت! کودکی و نوجوانی سالهای خوبی اند اما جوانی چی؟ به نظرم جوانی يک عمره که بدليل نبود امکانات و ايدئولوژی خشن باقی مانده از همون جنگ آقا صدام! مجالی برای من و امثال شما برای عرض اندام و بالنده شدن نذاشته... حالا با تمام وجود معنی کلمه نسل سوخته رو درک می کنم.
Anonymous - November 8, 2006 12:04 PM
محمد :
سرنوشت همین بود.
محمد - November 8, 2006 12:21 PM
حالا :
ماه گرفتگی با یک افشاگری به روز شد.
حالا - November 8, 2006 2:57 PM
Ardalaan :
Haj agha Hanif,
It seems to me you are blowing into the horn from the wrong end. Personally, to hell with Saddam and hope he rots in hell, but I think you need to ask people like your father what happened to your childhood and your youth. See, as always the pseudo intellectuals in Iran try to find someone else, most likely a foreign power or person to blame for their own shortsightedness and mistakes.
Maybe you should try to find the correct prayer hole.
A.P.
Ardalaan - November 9, 2006 5:32 AM
سعيد صالحي :
دوست عزيز
من شهامت شما راتحسين مي كنم.
اما قلم شما "خشن " است و هيچ
نوشته اي را به پايان نمي بريد
مگر آنكه با تيزي قلم نيشي بزنيد.اگر مي خواهيد سياست -پيشه اي مبارز طلب باشيد خيلي
خوب است ( به تعبير همين ديروز
ابراهيم نبوي در مورد پدرتان
توجه كنيد )اما اگر ميخواهيد
روزنامه نگاري اصلاح طلب و صلح-
جو باشيد راه ماندگارتري برگزينيد .سعيد صالحي
سعيد صالحي - November 9, 2006 6:57 AM
:
حالا ما که خدا را شکر هنوز هستیم, آنها که جانشان را از دست دادند چه؟
Anonymous - November 9, 2006 11:03 PM
sima :
ما همه ی عمرمون رو باختیم به عبارتی. وقتی از بچگی به طرز عجیبی به خاطر شرایط جنگ، قانع بار اومدیم،
وقتی یاد گرفتیم با هر چه هست بسازیم، وقتی از بچگی پدر و مادر ِ پدر و مادرمون شدیم، دیدیم تو اون شرایط به چه سختی ای زندگی می گذرونند ما هم زود بزرگ شدیم. کودک نبوده، بزرگ شدیم.
من اون روزی که توی دبستان کلاس چهارم بودم و تهران بمب باران شد، اون لحظه ای که یکی از بچه های کلاس اول رو که از ترس مرگ گریه می کرد، آروم می کردم و بهش گفتم نترسه، اون لحظه خیلی زود کودکی ام رفت و بزرگ شدم. در حالی که هم سن های من در جاهای دیگه ی دنیا نگران فلان اسباب بازی بودند...
sima - November 11, 2006 1:07 PM