« به نام پدر | اول دفتر | غربت تنهايي »

فرياد

براي شصت و شش سالگي محمدرضا شجريان و صداي ماندگارش

مشت مي‌كوبم بر در
پنچه مي‌سايم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان!
من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم:
-آي!
با شما هستم!
اين درها را باز كنيد!
من به دنبال فضايي مي‌گردم:
لب بامي،
سر كوهي،
دل صحرايي
كه در آنجا نفسي تازه كنم.
آه!
مي‌خواهم فرياد بلندي بكشم
كه صدايم به شما هم برسد!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره درد مرا بايد اين داد كند
از شما خفته‌ي چند!
چه كسي مي‌آيد با من فرياد كند؟

شعر از زنده ياد فريدون مشيري

نظرات

mohamad hosein mehrzad :

سلام حنیف جان.خوبی؟اوضاع خیلی بهم ریخته.از ستاره های سردوشی تا شکنجه مهندس موسوی و اتفاقاتی که خود بهتر در جریانی.حنیف ما را چه می شود؟
راستی امشب داشتم دوباره اون مقاله ای که واسم میل کرده بودی رو می خوندم.به نظرم کار قوی ای بود.موفق باشی.
راستی به وبلاگ منم سر بزن.منتظرم.

 

:

سلام حنیف!
من رو دیدی ولی لزومی به معرفی نیست، فقط می خواستم بارک اللهی به شما و خدا قوتی به تمومه جوونای هم نسل و هم عصر تو گفته باشم!

موفق باشی و تندرست

 
 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007