سر باز كردن زخم هاي كهنه
وقتي زخمي بر بدن جايش التيام نمييابد، وقتي به هر بهانه اي اين زخم كهنه سر باز ميكند، مانند امروز كه دوباره اين احساس تمام وجودم را در بر گرفت، پدرم صبح زنگ زد كه دوباره خبري شده و دوباره صحبت از دادگاه هم پروندهاي هايت است، گفت مطلبي نوشتم در وبلاگم، برو بخوان، اميدوارم كه تند ننوشته باشم.
اين مطلب را با تيتر خانه عنكبوت !! بخوانيد.
اين هم نامه اي است كه من و تعدادي از هم بندان و هم سلولان سال گذشته در دفاع از چهار نفر دوست و هم بندمان نوشتيم :
رياست محترم قوه قضائيه
حضرت آيتالله شاهرودي
با سلام،
امضاءكنندگان اين نامه همگي از متهمان پرونده موسوم به وبلاگ نويسان بودهاند كه در جلسه ديدار با جنابعالي نيز حضور داشتند.
اما مسالهاي كه باعث شد تا به اينصورت نامهاي را به حضورتان بنويسيم، اعلام نتايج كميته تحقيق تعيين شده از طرف جنابعالي بود و اينكه چند تن از افراد درگير در پرونده را همچنان متهم دانسته و براساس اعلام سخنگوي قوه قضائيه و رئيس دادگستري استان تهران آنها بايد محاكمه بشوند. در اين خصوص نكاتي را خدمتتان عرض مينمائيم تا انشاالله تجديد نظري در اين خصوص صورت گيرد:
جناب آقاي شاهرودي،
در طول مدت زماني كه هر كدام از افراد امضاء كننده اين نامه در بازداشت به سر ميبرند، فشارهاي سنگين روحي و جسمي و اخلاقي بر متهمان حاضر در اين پرونده و از جمله دوستاني كه هماكنون دوباره متهم خوانده شدهاند وارد ميشد و به صورت مستقيم و غيرمستقيم از حال، تهديدات و فشارهاي وارده بر يكديگر مطلع ميشديم و نيك ميدانستيم كه تمامي اين تهديدها در جهت ساختن يك پروژه خيالي و اجبار دستگيرشدگان به پذيرفتن يك سناريوي ساختگي است و تمامي بازداشتشدگان اين پرونده هر كدام به نوع خاص خود درگير اين نوع فشارها بودهاند و درك بسيار روشني از اين ماجرا دارند.
رياست محترم قوه قضائيه،
در طول بازداشت بارها و بارها از ما خواسته شد كه جهت خلاصي از اين ماجرا اعترافاتي را بنويسيم كه اصلا نه جنبه واقعي داشته و نه حتي مقداري از حقيقت را شامل ميشد و با تهديد و ارعاب مطالبي را برايمان ميآوردند كه ما بايد از روي آنها پاكنويس ميكرديم و همانگونه كه ميدانيد اين نوع اعترافات هيچ جنبهاي از حقيقت را در بر نميگيرد و يكي از دستگيرشدگان برگهاي از همين نوع درخواست براي اعترافات دروغين را با خود به همراه آورده كه شما نيز آنرا ملاحظه نمودهايد و خود گوياي واقعيت اين ماجراست، حال چگونه اين اعترافات ساختگي و دروغين باعث شده است كه عدهاي از همپروندهايهاي ما براساس همين اعترافات دروغين دوباره متهم خوانده شده و تصميم بر تشكيل دادگاه برايشان گرفته شود.
جناب آقاي شاهرودي،
در طول مدت زمان بازداشت متوجه شديم كه بر اثر فشارهاي وارده دوستاني را مجبور به انجام مصاحبه تلويزيوني كردهاند كه يك نمونه كوچكتر آن نيز پس از آزادي تعدادي از بازداشتشدگان روي داد و جنابعالي به طور كامل در جريان تهديدها و مسائل پشت پرده اين مصاحبهها هستيد و ميدانيد كه چه تهديدهاي ناجوانمردانهاي اعم از تهديد خانوادهها و ... در اين رابطه براي انجام يك مصاحبه صورت گرفته است و اين مسئله نيز بمانند نكاتي كه قبلا آمده است نشان دهنده بياعتبار بودن اين نوع برنامهها تحت فشارهاي مختلف جسمي و روحي است.
رياست محترم قوه قضائيه،
در پايان ما امضا كنندگان نامه فوق با درك فضاي خاص امنيتي و فشارهاي شديد اخلاقي، روحي و جسمي كه خود نيز از آن بيبهره نبوديم اذعان ميداريم كه دوستان درگير در اين ماجراي اسفبار هيچگاه از روي ميل و علاقه در آن شرايط چيزي را نپذيرفتند و تمامي اعترافات ساختگي بوده و هيچ ارزش حقوقي و كيفري را در بر ندارد و دستور فرمائيد تا در خصوص 4 نفر عزيزان ديگر نيز تجديدنظري صورت گرفته و با بررسي دقيق قطعا متوجه خواهيد شد كه جرمي متوجه اين دوستان نيز نخواهد بود.
محبوبه عباسقليزاده - فرشته قاضي - مسعود قريشي - حنيف مزروعي
نگاهي به گذشته:
كنفرانس كانون مدافعان حقوق بشر در خصوص سلول انفرادي
ديدار با فرمانده نيروي انتظامي
گزارش پرونده وبلاگ نويسان: ابهام روي ابهام
پاسخ اشكآور خوردهها به قاليباف
نظرات
:
آخه من یه سئوال دارم:
اون موقع که بهت کامنت دادم گفتم یه باکس تو وبلاگت بذار تا مرتب این موضوع را یادآوری کنی، گفتی سیاست زمین فوتبال نیست و ... .
باز دوباره به قالیباف گیر دادی که چی؟ نکنه الان اون گفته دادگاه شما تشکیل بشه؟؟
مرد حسابی، آقای حنیف مزروعی، وبلاگ نویس عزیز:
چه پدر کشتگیی با این قالیباف بدبخت داری که هر دو ماه یکبار یا هر 3 ماه یکبار ور میداری می نویسی قالیباف؟
موقعی که برات نوشتم دای دروغ می گی، گفتی دروغا رو بگو بخندم!! من بگم؟؟ تو خودت ورداشتی یه چیزی را عوض کردی، درست کردی، آنوقت میگی نه؟؟ در ضمن در جواب کامنت من در آن پست گفته بودی قالیباف در این پرونده دخلی نداشته، خب پس چرا بهش گیر می دادی و الان می دی؟؟
همه اون وبلاگ نویسا روفتن پی کارشون دیگه هر ماه که نمی نوسین! چرا خود امید (معماریان) هر ماه نمی نوسیه؟
حنیف مزروعی، الان دیگه قالیباف فرمانده ناجا نیست، الان نقدی ها و لطفیان ها و احمدی مقدم ها تو کشور دارن امنیت (خیر سرشون) را مثلا تأمین می کنن (خدایی چه آدمای عوضی هستنا)!! انتخابات ریاست جمهوری تمام شد! مأموریتی که به تو اون موقع دادن هنوز تموم نشده! و زدن قالیباف هنوز ادامه دارد توسط تو!!!!!!!آها، واسه شوراهام دسته توه زدن قالیباف!! خب باشه!!!
حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست /// باورکنیم پاسخ آینه سنگ نیست.
حنيف: باز مثل قبل باز از كوره در رفتي، اول اينكه من ارجاعي به گذشته دادم و به هيچكسي هم كاري نداشتم و هركسي بخواد ميتونه اين مطالب رو تو وبلاگ پيدا كنه، دوم اينكه موضوع رو هم اصلا نگرفتي و انگار فقط دوست يه جايي پيدا كني تخيلات خلاف واقعت رو مدام براي من تكرار كني، الان موضوع تشكليل مجدد دادگاهه نه چيز ديگه، سوم هم اينكه برو از بقيه بپرس كه چرا چيزي نميگن كه البته دليلش رو من خوب ميدونم ولي من قرار نيست جواب بقيه رو بدم، چهارم هم ميشه لطفا ماموريت بنده رو برام تشريح كنيد، چون هنوز خودم ازش مطلع نشدم، پنجم هم اينكه در مورد شوراها هم بدون قطعا در اشتباهي چون من در همون سنگري هستم كه تو فكر ميكني عليه اش هستم ولي چشمم رو هم بر گذشته تصميم ندارم به هيچ بهايي ببندم، ششم هم اينكه ميدونم مصداق نرود ميخ آهنين در سنگ باز مياي و حرف خودت رو ميزني، هفتم اينكه گفتي الان يكي ديگه مسئول نيروي انتظامي و فلان و بهمان كشور شده، خوب اين چه ربطي به مسائل گذشته داره، تخلف در نيروي انتظامي در دوره قاليباف بوده و او بايستي پاسخگو باشه و دليل اينكه ميخواي مسئوليت رو گردن يكي ديگه بندازي مشخص نيست، آخر هم اينكه فرق من و امثال شما اينه كه من جسارت و جرات اينكه نظرم رو به اسم خودم منتشر كنم دارم ولي شما حتي جرات اين كار رو نداريد، و قطعا صحبت از درك شرايط اون سياهچال براي شما ملموس نيست
Anonymous - September 4, 2006 2:36 AM