« July 2006 | دفتر اول | September 2006 »

August 31, 2006

نامرد

1- مرام فقط مرام گاو چون نگفت، من گفت ما

2- صفا فقط صفاي مورچه که هر وقت گريه کرد هيچکس اشکش نديد

3- رفيق فقط کلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش

4- معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکي بودنش

5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار که هرچي مرد و نا مرده بهش تکيه ميدن

6- نامردها رو هم خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن

August 30, 2006

باطبي و موسوي

و اين دو همچنان در بند ظلم گرفتارند، يكي داغدار پدر و ديگري در اعتصاب غذا

August 28, 2006

...

امام حسين اسوه آزادي مي فرمايند روزي از رسول خدا شنيدم كه گفتند: هر كس حاكم ستمكاري را ببيند و در برابرش نايستد و او را از روش نادرستش باز ندارد، خدا آن حاكم را و اين فرد ساكت را به با هم به جهنم مي فرستد

توجه! توجه! :منظور در حال حاضر فقط اين بوش پدرسوخته اس، فكرتون به جاهاي بد نره !!

August 27, 2006

ممنوعيت فعاليت سياسي نظاميان

امروز پدرم حكم تبرئه دادگاهش را در وبلاگ منتشر كرده، اين حكم از يك نظر بسيار حساس و مهم است و آن اينكه در راي دادگاه به صراحت اعلام شده كه نظاميان (در حكم منظور محمدباقر ذوالقدر - جانشين وقت فرماندهي سپاه) حق دخالت در امور سياسي را نداشته و اين كار آنها خلاف قانون است.

پيشنهاد ميكنم كه حتما متن كامل حكم را اينجا بخوايند.

در همين زمينه:

اندر حکایت محکومیت بنده !

حکم تبرئه ومتن دفاعیه ام در دادگاه

August 26, 2006

نگاه تو

هميشه از نگاه تو با تو عبور ميكنم
از اينكه عاشق توام حس غرور ميكنم

دوباره با سلام تو تازه تازه ميشوم
با نفس ساده تو غرق ترانه ميشوم


August 23, 2006

The da vinci code

برای اولین بار اواخر سال گذشته بود که جسته و گریخته چیزهای در خصوص کتاب جنجالی جدید «دنی براون» خواندم، کتابی که گفته می شد تا حد زیادی بنیان های مسیحیت را مورد حمله قرار داده است. در ابتدا چندان اهمیتی برای این مسئله قائل نبودم تا اینکه چند هفته قبل رسما وزارت ارشاد ترجمه های این کتاب را توقیف کرد و اقدام به جمع آوری آن نمود.

بعد از آن بود که روزنامه شرق نیز ویژه نامه ای در خصوص آن منتشر کرد که کم و بیش آنرا مطالعه کردم و مصمم شدم که کتاب را بخوانم. به لطف یک دوست همکار کتاب را بدست آوردم و خوشبختانه ترجمه خوبی از آن بود و به سرعت تا پایان کتاب را خواندم.

وقتی خواندن کتاب پایان یافت به دنبال فیلم تهیه شده از روی کتاب گشتم و آنرا نیز تماشا کردم، در اینجا سعی می کنم نکاتی در خصوص کتاب و فیلم بنویسم.

برای خواندن کتاب راز داوینچی ابتدا بایستی متوجه باشید که می خواهید کتابی را بخوانید با حواشی بسیار زیاد که پاورقی آن بیش از متن است و شما بدون درک پاورقی ها درکی از متن نخواهید داشت. کتاب در شروع خسته کننده است، اما به مرور خواننده را همراه خود می کشد تا سرانجام «جام مقدس» را دریابد.

در ابتدای کتاب نویسنده تا بدانجا که ممکن است دانسته های تاریخی خود را به رخ خواننده می کشد و این نکته را آنقدر تکرار می کند که به شما تلقین می کند که مطمئن می شوید نویسنده این کتاب در تاریخ تبحر دارد و کم کم به دانسته های تاریخی او ایمان می آورید.

پاسخ این همه اصرار در اوایل داستان برای اطمینان به علم تاریخ نویسنده در مرکز ثقل کتاب است، آنجا که دنی براون با تبحر خاصی مثلا به رمز گشایی تابلوهای داوینچی دست می زند و سعی می کند تا بوسیله تابلوهای داینچی تحلیل خودش از تاریخ و عیسی مسیح را بوسیله تابلوی شام آخر عیسی اثر داوینچی تصدیق بخشد. او سعی دارد به خوانند بقبولاند که در این تابلو فقط حواریون نیستند که کنار عیسی مسیح نشسته اند و زنی که در کنار عیسی نشسته «مریم مجدلیه» است، زنی که در تاریخ بحث های زیادی را در خصوص خودش برانگیخته است، «براون» سعی می کند با این نتیجه گیریش که از ابتدا دارای ابهامی منطقی در خصوص ثابت کردن زن نشسته کنار مسیح است ادامه نظریاتش را اثبات کند و پایش را فراتر می گذارد تا آنجا که استدلال می کند که مسیح و مریم مجدلیه با هم ازدواج کرده بودند و این تابلو، بمانند سندی است که این مسئله را تایید می کند.

براون در این کتاب سعی می کند در قالب یک داستان اکشن پلیسی نظریه را پرورش دهد که به حقیقت تاریخ را به هم می زند و ادعایی بس بزرگ است و حقیقت یا دروغ بودن آن مسئله ای است که با یک رمان جنایی پلیسی قطعا اثبات نمی شود ولی او به خوبی و با هنر قلم خود سعی کرده این نظرش را بسط و گسترش دهد و به واقع دنیایی را به هم بریزد. براون معتقد است که مسیح و مریم مجدلیه زوجی هستند که همچنان نسل شان وجود دارد و فرزندانی دارند که همچنان مخفیانه زندگی میکنند و همچنین در آخرین ادعای گزافش می گوید که «مریم مجدلیه» در زیر هرم شیشه ای موزه «لوور» به خاک سپرده شده است.

براون برای پذیرفتنی کردن این مسئله به هر مستمسکی متوصل می شود؛ از جنگ های صلیبی گرفته تا برگه های پاسور و یا تفاوتی که در خصوص کتب انجیل موجود است و بسیاری نکات دیگر را با هنری خاص کنار هم می نهد طوری که در ابتدا همه ادعاهای او بسیار منطقی می نماید، اما شاید پس از چند وقت خواننده نسبت به تمامی آنها شک کند.

اما فیلم ساخته شده توسط «ران هاوارد» حال و هوایی دیگر دارد، جزئیات کلیدی به حذفیات تبدیل شده و گاه آنقدر به سرعت از کنار جزئیات می گذرد که به نظرم فهمیدن آن برای بیننده کمی ثقیل است.

در این فیلم «تام هنکس» یکی از بدترین بازی های دوران بازیگری اش را ارائه کرده و به نظرم بازی ای سبک داشت و در کنار او «ژان رنو» نیز از همین وضعیت برخوردار است. فیلم به لحاظ ساختار حرفه ای فیلمی کاملا هالیودی و برای گیشه است و اثری در راستای منظور اصلی «دنی براون» برای نگارش رمان – نظریه اش در خصوص تاریخ مسیحیت – نیست. درک فیلم برای بیننده ای که یک دفعه و بدون هیچ پیش فرضی فیلم در مقابلش نمایش داده شود وجود ندارد و به نظرم حتی بدون مطالعه کتاب دیدن فیلم کاملا بی معنی است.

نقطه قوت فیلم موسیقی متن بسیار دل انگیز آن است که از ابتدا تا پایان گوش نوازی می کند. در هر صورت فیلم سعی چندانی ندارد که به کتاب پایبند باشد . اوج تفاوت فیلم و کتاب در چگونه پایان یافتن فیلم، خود را به نمایش می گذارد.

توصیه می کنم که کتاب را با دقت بخوانید و فیلم را با حساسیت تماشا کنید، البته سعی کنید نسخه زیرنویس داری از فیلم را تهیه کنید زیرا در فیلم به زبان های فرانسوی و لاتین بارها صحبت می شود که بدون زیر نویس کاملا بی معنی است.

August 21, 2006

جايزه

از آنجايي كه چندي پيش و در اوايل روي كار آمدن آقاي رئيس جمهور ايشان كمي جو گير شده بودند و براي اينكه اداي سلف قبلي خود را در بياورند فرمودند: ما به منتقدين دولت جايزه هم مي‌دهيم، رئيس دفتر ايشان در آخرين اقدام نسبت به تعيين ميزان اين جايزه اقدام كرده است.

مطلع شديم كه جايزه فوق الذكر مشت محكمي( از جنس آنچه به دهان آمريكا و تمامي جهانخواران مي‌زنند) خواهد بود، متقاضيان لطفا جهت ثبت نام براي دريافت جايزه خود به دادستاني تهران مراجعه كرده و همچنين براي به انجام ساير امور اداري آن به كاخ اوين(زندان اوين سابق) مراجعه نمايند.

پيشاپيش از استقبال گرم شما سپاسگزاريم .....

August 20, 2006

ياد باد

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

آن جوان بخت که می​زد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله​ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر
آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار
زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

عكس زنده ياد حجت الاسلام موسوي پدر مهندس علي اكبر موسوي خوئيني

مراسم ختم حجت الاسلام موسوي، چهارشنبه - ساعت 5 تا 6 و نيم - مسجد الجواد - ميدان هفتم تير

August 18, 2006

داستان سانسور در ایران

داستان سانسور در ایران قدمتی به اندازه ورود اولین تکنولوژی ها در کشورمان دارد، و گویا این مسئله همچنان و همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و ارتباطی به اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد نیز ندارد، خواه شاهنشاهی خواه جمهوری اسلامی و یا هر چیز دیگر، مهم این است که این حکومت ها از تجربه گذشتگان خود قصد درس آموزی ندارند و هر کدام خشتی بر خشت کج دیگری می نهند و این دیوار کج تا ثریا ادامه دارد.

آورده اند که وقتی برای اولین بار اولین رادیوهای تک موج در دوره رضا شاه وارد کشور شد، اولین حرکت حکومت ممنوع کردن استفاده از این رادیوها بود و شاهنشاه شخصا دستور جمع آوری این رادیوهای نفتی را داد. نکته قابل توجه در خصوص دلایل جمع آوری این رادیو ها این مسئله است که حاکمان از کم شدن نفوذشان در کشور در اثر ورود این جبعه عجیب و غریب حراس داشتند و این درحالی بود که هیچگونه درکی نسبت به استفاده صحیح از این دستگاه نداشتند و بعدها با آموختن نکات مثبت این رسانه سعی کردند از آن در جهت محکم تر کردن پایه های حکومتشان استفاده کنند.

این داستان باز هم ادامه پیدا کرد و در دوره جدید جمهوری اسلامی به مبارزه با ویدئو پرداخت و طی ده سال سعی کرد که این رسانه ارتباطی را نیز در سانسور استفاده از سوی مردم نگاه دارد و با چوب و چماق و هزاران چیز دیگر آنرا از خانه های مردم دور کنند.

در سالهای اخیر نیز حکومت با دو وجه جدید از تکنولوژی دست و پنجه نرم می کند: اینترنت و ماهواره! هر از گاهی حکومتیان به یادشان می افتد که بایستی این دو رسانه را از مردم بگیرند و یکی را فیلتر کنند و دیگری را با جمع کردن و پارازیت تعطیل کنند.

حال این خیال خام حاکمان ایرانی ما نزدیک به یک قرن است که همراه ماست و هر بار نسلی میدان کار آموختگی حاکمان و انجام این آزمایش های مضحک می شود و باید به تماشا نشست که این حاکمان آیا روزی تاریخ را خواهند خواند و خواهند فهمید که گذشتگان نیز همین اعمال عبث را هر از گاهی انجام داده اند و نتیجه ای عایدشان نشده است.

آری اینچنین است که اینبار باز باید شاهد انجام تجربه شکست خورده دیگری از سوی بی تجربه گانی باشیم که سعی در انکار گذشته و اثبات خود دارند و دود این تجربه آموختن شان تنها به چشم مردمی می رود که دفعات قبل را نیز به امید تکرار نشدن این حوادث در آینده با صبر و شکیبایی و با نگاه عاقل اندر سفيه به گذر تاریخ نشسته بودند.

August 14, 2006

حرفه ها

حرفه ها را بهتر بشناسیم:
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.
مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنی

توجه توجه !! این مطلب طنز بود، جدی نگیرید

August 11, 2006

دمكراسي هدايت شده!!

بالاخره كنگره مشاركت دبيركل جديد را انتخاب كرد و محسن ميردامادي براي مدت 2 سال دبيركل مشاركت شد، شخصا ميردامادي را نسبت به تمامي گزينه‌هايي كه مطرح شده بودند(صفايي فراهاني، سيدصفدر حسيني، محمود حجتي، محمد نعيمي‌پور، عبدالله رمضان زاده و الهه كولايي) بيشتر ترجيح مي‌دهم،‌ البته در ميان اعضاي حزب مي‌شد گزينه‌هاي بهتري نيز يافت.

در هر حال ميردامادي دبيركل شد و بعضي جوانان مشاركتي كه خيال دبيركلي رمضان‌زاده را داشتند بايستي هنوز درس سياست را آموزش ببينند، آنها كه مي‌خواستند رمضان‌زاده را دبيركل كنند حتي نتوانستند او را نامزد اين پست كنند و البته فكر كنم بدون هماهنگي، اسم او را در بوق و سرنا كردند و دبيركل جديد در يك «دمكراسي هدايت شده» انتخاب شد و از پيش راس حزب براي انتخاب او به توافق جمعي رسيده بودند و براي همين بود كه رمضان‌زاده حتي در آن جلسه شوراي مركزي براي معرفي نامزد دبيركلي حاضر نشده بود. بگذريم به نظرم ميردامادي با توجه به شناختي كه از هر دو دارم براي مشاركت بهتر است، البته ممكن هم هست كه اندكي ريزش نيرو در اين حزب اتفاق بيافتد.

نكته آخر هم اينكه پدرم بعد از سه دوره عضويت در شوراي مركزي، اينبار اصلا براي شركت در انتخابات ثبت نام نكرد و به گفته خودش سعي دارد كمي كناره بنشيند.

من كه نرفتم ولي به قول آرش كنگره طاقت فرسايي بود، عكس‌هاي كسوف از روز اول كنگره را هم ببينيد.

توضیح ضروری: الپر کمی دلخور شده و میگه که رمضان زاده در جلسه شورای مرکزی حاضر بوده و البته میگه اصلا قرار نبوده که اون بشه دبیرکل مشارکت، البته خودتون این مطلب رو بخونید و بعد قضاوت کنید.

August 10, 2006

مشروطه اي كه به ما آموختند

در دوران مدرسه با توجه به اينكه حفظياتم خوب بود به رشته علوم انساني رفتم كه البته علاقه‌ام به تاريخ و اقتصاد يكي از دلايل ديگر انتخاب اين رشته بود، بگذريم ...

يكي از مباحث جذاب تاريخ دوران دبيرستان برايم دوران مشروطيت بود كه در كتاب تاريخ معاصر ايران به ما آموزش مي‌دادند. يادم هست كه در آن كتاب به ما گفتند كه شيخ فضل‌الله نوري رهبر مشروطيت بود، گفتند كه او آزاده‌اي بود كه فلان كرد و بهمان كرد، گفتند كه غرب‌زده ها او را اعدام كردند و گفتند كه اين شيخ فضل الله نوري بود كه اساس مشروطيت را بنا كرد و هزاران چيز ديگر .....

چند روز پيش به همايش «ايران يكصد سال پس از مشروطيت» رفتم و البته توانستم تنها يك نيمروز از آن استفاده كنم، خلاصه ماجرا اينكه روايت جديدي را از مشروطه ديدم، روايتي كه كمي برايم تكان دهنده بود، وقتي يكي از سخنرانان در خصوص نقش شيخ فضل‌الله نوري در به توپ بستن مجلس و حكم شرعي او براي آغاز استبداد صغير سخن گفت مو بر تنم سيخ شد.

آن شيخ فضل ‌الله كه در مدرسه به ما آموختند كجا و اين كجا به قولي «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا»

وقتي از نقش شيخ فضل‌الله در كشته شدن چندين تن از علماء برجسته كشور شنيدم تعجبم صدچندان شد و با خود فكر كردم كه يعني بايستي به تمام آموخته‌ها دوران مدرسه‌ام شك كنم؟ يعني تمامي كتب تاريخي كه به ما آموخته‌اند كذب محض است؟ آيا ما 12 سال در نظام آموزشي‌اي درس مي‌خوانيدم كه مفاهيم را تحريف شده به ما آموخته؟ و سئوالات بي‌شماري كه اين چند روز فكرم را به خود مشغول كرده و جوابي براي آن ندارم.

من ديپلمه سال 76 هستم و در دوران پيش از اصلاحات دبيرستان را به پايان بردم، اميدوارم كه حداقل در دوره اصلاحات، اصلاحي در خصوص اين تحريف‌هاي تاريخي در كتب تاريخ صورت گرفته باشد.

August 9, 2006

خوشبختي

خوشبختي بر سه ستون استوار است:

فراموش کردن غم های گذشته،

فراموش نکردن عبرت های گذشته،

غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده

August 8, 2006

سه سالگی

امروز زندگی مشترکمان سه ساله شد .......

عشق تو نهال حیرت آمد
وصل تو کمال حیرت آمد

بس غرقه حال وصل کآخر
هم بر سر حال حیرت آمد

یک دل بنما که در ره او
بر چهره نه خال حیرت آمد

نه وصل بماند و نه واصل
آن جا که خیال حیرت آمد

از هر طرفی که گوش کردم
آواز سوال حیرت آمد

شد منهزم از کمال عزت
آن را که جلال حیرت آمد

سر تا قدم وجود حافظ
در عشق نهال حیرت آمد

August 6, 2006

نتایج انتخابات هیات مدیره و بازرسین انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

تكلمه:

انتخابات انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران هيچ مشكل قانوني ندارد - يادداشتي از علي مزروعي

aoij001.jpg

ادامه عکس ها را در اینجا ببینید.

اعضای منتخب هیات مدیره:

1- بدرالسادات مفیدی 370 رای

2- احمد زیدآبادی 346 رای

3- محمود(ماشاءالله) شمس الواعظین 303 رای

4- کریم ارغنده پور 276 رای

5- رجبعلی مزروعی 266 رای

6- ابوالحسن مختاباد 212 رای

7- آرش حسن نیا 193 رای

اعضای علی البدل:

1- بهروز گرانپایه 135 رای

2- رسول اصغری 106 رای

3- افشین امیر شاهی 105 رای

اعضای منتخب بازرسین:

1- وحید پوراستاد 323 رای

2- عذرا فراهانی 316 رای

3- محمدرضا عدل 216 رای

اعضای علی البدل:

1- اسماعیل آزادی 77 رای

2- کاظم رهبر با 47 رای

August 5, 2006

انتخابات انجمن صنفي برگزار مي‌شود

فردا انتخابات انجمن صنفي برگزار مي‌شود و مسئولان انجمن مثل اينكه زير بار اطلاعيه غيرقانوني وزارت كار نرفته اند و قصد دارند كه به هر صورتي انتخابات را برگزار مي‌كنند.

دوستان عضو حتما بيايند و در صورتيكه نمي‌توانند به يكي از اعضا وكالتنامه بدهند.

حتما سعي كنيد دوستانتان را به آمدن تشويق كنيد زيرا اينبار بحث بر سر خانه ماست كه مي‌خواهند از پي نابودش كنند و در طول دوره‌هاي گذشته هيچگاه به اين بحث به اين شدت نبوده و اگر ما روزنامه‌نگاران در حفظ خانه‌مان سعي و تلاش نكنيم چطور براي حفظ خانه و حريم مردم مي‌توانيم قلم فرسايي كنيم.

تکلمه:
استاد حسین نوری نیا در کامنتی برای این مطلب، با تایید آن نوشته است:

همين طور است حنيف عزيز
مقاله من علي رغم تصويب و آماده شدن براي انتشار توسط مقامي اجرايي از رسانه شماره 63 بيرون آورده شد. از همان موقع معلوم شد قرار است با انجمن برخورد شود. در آن مقاله به جاي انجمن صنفي در بين مجموعه انجمنها اشاره شده بود(در وبلاكم توضيح داده ام). همان طور كه جشنواره را با اجرا نكردن از انجمن كرفتند, تلاش مي كنند انجمن را به تعطيلي بكشانند. البته در اين ميان آنهايي كه به جلسه انتخابات نيامدند نيز سهيم هستند. والا عمل غيرقانوني از آقايان قريب است.

در همین زمینه:

نوشته سیدابوالحسن مختاباد در خصوص انتخابات فردا

August 4, 2006

بي رنگي

akbar_mohammadi01.jpg
برای اکبر محمدی که دیگر در میان ما نیست:

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم
از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم

تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

August 3, 2006

مي‌خواهند انجمن را تعطيل كنند

گويا برادران روزنامه نگار ارزش‌گرا تاب يك رقابت دمكراتيك را در انجمن صنفي ندارند و سعي دارند با استفاده از نفوذ خودشان به روش ‌هاي كاملا غيراخلاقي انجمن را حتي از عرصه وجود محو كنند.

اتفاقات 48 ساعت گذشته درست پس از نهايي شدن ليست روزنامه نگاران اصلاح طلب بسيار جالب است، دوستان محافظه كار دقيقا براساس امدادي غيبي متوجه شدند كه روزنامه نگاران اصلاح طلب به ليست واحدي رسيده‌اند و با اين اوصاف امكان پيروزي خودشان را در انتخابات انجمن ناچيز ديدند، براي همين دست به اقدامي ديگر زدند تا با استفاده از نفوذشان در دولت مهرورز كلا موجوديت انتخابات انجمن را زير سئوال ببرند، پس از آن انجمن در اقدامي غافلگير كننده متن نامه مدير وقت وزارت كار را كه انتخابات نوبت سوم انجمن را طبق روال تاييد كرده بود منتشر كرد كه حرف آخري بود در اين زمينه، اما در كمال تعجب وزارت كار اطلاعيه اي صادر كرد كه عملكرد گذشته اين وزارتخانه را زير سئوال برد.

حقيقتا من هم متوجه نمي‌شوم كه چه اتفاقي افتاده است كه پس از سه دوره برگزاري انتخابات هيات مديره، اين دوره با خلاء قانوني روبرو شده است !!! اما پيش بيني آنچه قرار است در آينده رخ بدهد چندان كار پيچيده اي نيست.

انجمن و روزنامه نگاران عضو در حال حاضر دو گزينه دارند، يا اينكه به اطلاعيه وزارت كار عمل كنند و براي تغيير اساسنامه گرد هم جمع شوند كه با توجه عدم همت روزنامه نگاران اين مسئله كمي دور از ذهن است بخصوص آنكه احتمالا روزنامه نگاران محافظه كار به عمد در اين جلسات شركت نمي‌كنند تا جلسه به رسميت نرسد و نتيجه اين مسئله در نهايت اين مي‌شود كه دوره هيات مديره كنوني به پايان مي رسد و با مداخله وزارت كار انجمن تعطيل اعلام مي‌شود يا كارهاي شاخدار ديگري كه ممكن است از دست دولت مهرورز بر آيد كه امروز به فكر من نمي‌رسد.

دومين راه اينست كه هيات مديره تن به اين اطلاعيه غيرقانوني وزارت كار ندهد و انتخابات انجمن را برگزار كند روزنامه نگاران هم بيايند و راي بدهند كه در اين صورت نيز وزارت كار اين انتخابات را باطل اعلام مي‌كند و كمر به تعطيلي انجمن خواهد بست.

از نظر من همكاران محافظه كار و دولت مهرورز كه ديده است توان مقابله با راي روزنامه نگاران را ندارد سعي مي‌كند تا به انواع و اقسام ترفندها در خانه روزنامه نگاران را براي هميشه ببندد.

حال بايد ديد تصميم مديران انجمن در خصوص اين عمل غيرقانوني وزارت كار كه روال گذشته را خدشه دار كرده چيست.

در همين زمينه:

جامعه مطبوعاتی و جامعه مدنی - علي مزروعي

ليست روزنامه نگاران اصلاح براي انتخابات انجمن صنفي - دفتر بي مخاطب

انتخابات انجمن - علي مزروعي

انجمن صنفی را دریابیم - الپر

انجمنی که از سر ما زیاد است - هنوز - علي اصغر سيدآبادي

انجمن را درياب ... - آرش غفوري

انجمن صنفی مهم است - زن نوشت

انجمن صنفي و محافظه كاران - دفتر بي مخاطب

سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران

August 2, 2006

درباره کامنت گذاران

این مطلب حامد قدوسی عزیز انگار حرف دلم بود.

کسانی که کامنت می گذارند چند جور هستند:

1) کسانی که نقش معلم را بازی می کنند. این ها کسانی هستند که به طرز بی رحمانه ای منطق نوشته ها را نقد می کنند یا کم بودهای آن را نشان می دهند و نویسنده از بابت نکاتی که از آن ها می آموزد بسیار ممنون می شود.

2) رفقای شفیق که نقش روحیه دهنده را ایفا می کنند و کامنت های محبت آمیزشان انگیزه نوشتن را فراهم می کند.

ادامه را بخوانید ...

August 1, 2006

لیست روزنامه نگاران اصلاح طلب

صبح امروز به دعوت این برادر برای لیست انتخاباتی روزنامه نگاران اصلاح طلب در انتخابات انجمن صنفی فراخوانده شدم، وقتی به دم در انجمن رسیدم احمد بورقانی دم در ایستاده بود، در طبقه اول هم عیسی سحرخیز نشسته بود و منتظر جماعت بود.

بعد از آمدن احمد بورقانی به طبقه پایین که محل برگزاری جلسات انجمن است رفتیم و کم کم سایر دوستان آمدند، از رضا تهرانی، محمد عطریانفر، محسن اشرفی، داوود محمدی، فریدون عموزاده خلیلی، عباس عبدی، هادی خانیکی، کامبیز نوروزی، علی اکبر قاضی زاده، محسن آرمین، محمود صدری آمدند تا محمدجواد روح، اکبر منتجبی، سعیده اسلامیه، آرش غفوری، سعید شریعتی، امیرعباس نخعی، پرویز صداقت، مسعود هوشمند رضوی، مراد ویسی، علی دهقان، مسیح علی نژاد، علی کدخدازاده، علی اصغر سیدآبادی، عبدالرضا تاجیک، رضا انصاری زاده و فیاض زاهد.


احمد بورقانی در ابتدا توضیحات اجمالی در خصوص اهمیت این دوره از انتخابات داد و خاطرنشان کرد که تا کنون با تمامی کاندیداهای اصلاح طلب جلساتی برگزار شده و در نهایت براساس رایزنی ها و نظرسنجی ها یک لیست 7 نفره برای هیات مدیره و یک لیست 3 نفره برای بازرسان جمع بندی شده و برهمین اساس سایر کاندیداهای اصلاح طلب کناره گیری خواهند کرد تا با لیستی قوی در این انتخابات حاضر شویم.

بورقانی براساس اخباری که داشت گفت که روزنامه نگاران محافظه کار برای روز انتخابات تصمیم دارند که همکاران شهرستانی خودشان را نیز به تهران بکشانند و حتی برایشان وسیله و محل اقامت در نظر گرفته اند و پیش بینی می کرد که اگر تعداد 400 الی 500 نفر از روزنامه نگاران اصلاح طلب به طور منسجم به لیست اصلاح طلبان رای دهند، برنده این انتخابات خواهیم بود که دور از ذهن هم نبود.

در نهایت پس از صحبت های تعدادی از حاضران بورقانی با جمعبندی جلسه لیستی را اعلام کرد که جمع بر آن توافق دارند و در پایان هم از حاضران به عنوان روزنامه نگاران و دست اندرکاران مطبوعات اصلاح طلب که در جمع روزنامه های اصلاح طلب شناخته شده اند خواست با امضای این لیست سایر همکاران مطبوعاتی را به امضاء این لیست دعوت کنند و حاضران نیز این خواسته را اجابت کردند. گفتنی است که این لیست در حال حاضر در حال جمع آوری امضاهای بیشتری در میان روزنامه نگاران است و به زودی به همراه تعداد کامل امضاها منتشر خواهد شد.

در هر حال اینبار روزنامه نگاران اصلاح طلب به خوبی عمل کردند و امیدوارم که این هماهنگی شان به نتیجه برسد و این نهاد صنفی حفظ گردد، به دوستان روزنامه نگار هم پیشنهاد می کنم حتما طبق این لیست رای بدهند. عکسهای جلسه را در اینجا ببینید.

متن نامه بدین شرح است: برای کمک به اعتلای روزنامه نگاری و تحکیم موقعیت انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، ما روزنامه نگاران ضمن احترام به تمامی نامزدهای محترم، با در نظر گرفتن ملاک ها و معیارهای کارآمدی، آشنایی با مسائل صنفی، صلاحیت علمی، سابقه، تجربه و مقبولیت عمومی، در انتخابات اعضای هیات مدیره و بازرسین انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از نامزدی این افراد حمایت می کنیم:

لیست روزنامه نگاران اصلاح طلب برای انتخابات هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران به ترتیب حروف الفبا:

1- کریم ارغنده پور
2- احمد زیدآبادی
3- سیدابوالحسن مختاباد
4- بدرالسادات مفیدی
5- آرش حسن نیا
6- محمود(ماشاءالله) شمس الواعظین
7- رجبعلی مزروعی

همچنین لیست روزنامه نگاران اصلاح برای انتخابات بازرسان انجمن صنفی به ترتیب حروف الفبا:

1- وحید پوراستاد
2- محمدرضا عدل
3- عذرا فراهانی

در همین زمینه:

انجمن صنفي و محافظه كاران

انجمنی که از سر ما زیاد است - هنوز - علی اصغر سیدآبادی

انجمن صنفی را دریابیم - الپر

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007