دو نكته
بعضي نكات را شما فقط ميتوانيد در سيستم اداري قضايي ايران پيدا كنيد و از اين نظر ما جزو نوادر جهان هستيم،
چند وقت پيش پدرم توسط شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران به يكسال حبس تعزيزي و جريمه يك ميليون ريالي محكوم شد. پس از اعتراض پدرم و برگزاري مجدد دادگاه سرانجام ديروز راي ديگري صادر شد، در اين راي كه توسط همان شعبه دادگاه و همان قاضي صادر شده است، پرونده مختومه و پدرم را تبرئه شده است.
زياد از علم حقوق سر در نميارم ولي تفاوت اين دو هم برايم قابل درك نيست. اينم مثل جريان پرونده خود من شده كه اول ميگيرن و ميندازنت چند وقتي تو سوراخي و هر بلايي خواستن سرت ميارن، بعدا هم ميگن آقا شما حتي هيچ جرمي هم مرتكب نشدي و تبرئه شدي، در هر حال اين هم يكي از ويژگيهاي حكومت ماست ...
فردا نوبت دوم مجمع عمومي سالانه انتخابات انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران هست، دوستان روزنامه نگار كمي همت و غيرت كنند تا تنها نهاد حمايت كننده از روزنامه نگاران حفظ شود.
نظرات
محمد :
حقوق مگر علم است؟! ... وسیله ای برای جلوه دادن به زورمندی! (خیلی بدبینانه است نه؟!)
محمد - July 23, 2006 4:53 PM
خبر نگار :
سلام دوست عزیزم . برو خدا رو شکر کن که برای پدرت مشکلی پیش نیاوردن . وگرنه دست هیچمسی به هیچ جا بند نیست توی این سیستم
خبر نگار - July 23, 2006 5:20 PM
احمد باطبی :
آقای حنیف خان . یک سال که خوب است . من را بعد مدت ها انفرادی با چشمبند به اطاقی ناشناس بردند و در کمتر از 3 دقیقه از من سوالاتی را پرسیند که من جواب ندارم . چرا که به من گفته بوند که بازجویی دارم . بهد فهمیدم که این جلسه 3 دقیقه ای جلسه محاکمه من بود . من در این چند دقیقه هم محاکه شدم و هم به اعدام محکوم شدم . بهد از یک سال این حکم با دو درجه تخفیف به 15 سال زندان تبدیل شد که از این 15 سال 5 سال تعزیری و 10 سال تعلیقی بود ( یعنی باید 5 سال آن را در زندان میماندم و بعد از آزادی در صورت ارتکاب به جرم مشابه باز زندانی شده و 10سال باقی مانده رامحبوس میشدم . با صدور این حکم من اعتراض کردم و به مدت یک ما دست به اعصاب غذازدم ( البته به همراه 4 نفر از دیگر محکومین همین پروند ) بهد از یک ماه حکم جدیدی صادر شد و در آن این 10 سال تعلیق به آن 5 سال تعزیر اضافه شد . و من و دیگر همراهان به 15 سال زندان محکوم شدیم . حالا نوسان را درسیستم قضایی مبتنی بر عدالت اسلامی ( مدل علوی ) ببین . اعدام به پنج سال زندان و سپس پنج سال به 15 سال زندان . این نیز بگذرد ...
احمد باطبی - July 23, 2006 6:04 PM
هوشنگ :
گمان نکنم به علم حقوق مربوط باشد، اما اطمینان دارم که دستگاه قضایی ما در این شیوهها تنها نیست. دستگاه قضایی ایتالیا حتی پس از موسولینی و جنگ جهانی دوم هم آنچنان اسیر این شیوهها شده بود که کار به قاضیگیری کشید.
هوشنگ - July 23, 2006 7:20 PM
میرزا پیکوفسکی :
یعنی تو هنوز ناامید نشدی از نقد؟
میرزا پیکوفسکی - July 23, 2006 7:54 PM
همایون عبقری :
لا اقل دو سه روز یک بار به شما سر می زنم و از خواندن مطالبتان محظوظ می شوم. راستی آیا شما فخرآور را از نزدیک می شناسید؟ خیلی دلم می خواهد با کسانی که با او در زندان بوده اند صحبت کنم. دارم سعی می کنم راجع به ایشان مطلبی بنویسم. بین کلاهبردار بودن و واقعی بودن ایشان گیر کرده ام. اگر اطلاعاتی دارید، کمکم کنید.
حنيف: من تنها اسمش را شنيده ام ولي ميدانم كه قطعا روزنامه نگار نيست
همایون عبقری - July 24, 2006 10:29 AM
سینا :
حنیف جان دندان تبریه پیشکشی را نمیشمارند .اگر درست یا نادرست محکوم میکردند خوب بود؟
سینا - July 24, 2006 12:05 PM
:
ina aval mikoshan bad
mishmoran adl va edalat
ham faghat shamel zob
shodegane mesle baghi
nematha.
Anonymous - July 25, 2006 1:23 AM
:
حنیف حان خیلی خوشحالم که بابات تبرئه شد.
اما فکر می کنم خودت بهتر از بدانی که قانون در کشوری که میز به افراد شخصیت می دهد نه افراد به میز مثل کشک است در خورشت سبزی که اگر نبود بهتر بود.
ما قانون را همیشه به گونه ای برداشت می کنیم که به نفع مان باشد. حالا این ماییم پسای به حال آنها که قانون را در دست دارند.
Anonymous - July 25, 2006 2:21 PM
بهروز شجاعي :
سلام....خدائيش اين مملكت گل و بلبل چيش رو حسابه كه سيستم قضائيش كه زمين و زمان و حتي رئيسش از دستش عاجز شده رو حساب باشه؟!
بهروز شجاعي - July 28, 2006 8:21 AM