دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی
یا رب به یادش آور درویش پروریدن
نظرات
ايران امروز - علي :
سلام
خبر دیروز را در روزنامه می خواندم. حنیف جان من ماندم ازیادداشت بابای تو. گیرم اگر نمی شود در دادگاه صالح شکایت کرد می توان حداقل موضوع را روشن نوشت و گفت. دادگاه اگر شد که هیچ وگرنه نمی شد کمی نوشت و موضوع را بهتر نشان داد. امروز سایت نوسازی باز خبری دیگر را منتشر ساخت که ادامه همین خبرها است و من نمی دانم قرار است کی و چگونه جواب گو باشند. اگر تهمت است که خیلی راحت مشخص می شود و اگر خطا بوده است آن هم معلوم خواهد شد.
ايران امروز - علي - July 18, 2006 11:17 PM
MANY :
سلام جناب مزروعي اتفاقي به دفتر بي مخاطب رسيدم. خيلي خوب مينويسيد.
MANY - July 19, 2006 6:38 AM
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز :
چه غزل خفنی!...قالب وبلاگتان بسیار زیباست و تا آن جایی که خواندم ،وبلاگتان هم خیلی پر محتواست ...موفق تر باشید...
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز - July 19, 2006 9:47 AM