تفالي به عطار
دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتم
منبع هر گوهری دریای دیگر یافتم
زین چنین دریا که گرد من درآمد از سرشک
گر کشتی بقا گرداب منکر یافتم
موج این دریا چرا فوقالثریا نگذرد
خاصه از تحت الثری قعرش فروتر یافتم
در چنین بحری نیارم کرد عزم آشنا
زانکه من این بحر را نه پا و نه سر یافتم
یعلم الله گر به عمر خویش از بی قوتی
هیچ عاشق را درین دریا شناگر یافتم
شرم دارم کز گریبان سر برآرم خشک مو
چون ز بحر چشم خود را دامنتر یافتم
با چنین تردامنی بس ایمنم از خشکسال
کز تر و وز خشک صد دریا میسر یافتم
هفت دریا را زکوة از بحر چشم من گشاد
لاجرم هر هفت را هفتاد کشور یافتم
صد بیابان را که خشکی از لب خشکم گرفت
سر به سر زین بحر پر خونم مصور یافتم
در تعجب ماندهام از قطرههای چشم خویش
زانکه در هر قطره صد بحر مضمر یافتم
ای عجب هر قطره اشکم که بگشادم ز هم
قرب صد دریای خون در وی مجاور یافتم
مد و جزر و قطره و دریا به هم هر دو یک است
زانکه هر یک را مدار از بحر اخضر یافتم
از کنار بحر اخضر دیدهام وز خون خویش
از کنار خویش اکنون بحر احمر یافتم
مردم آبی چشمم را درین دریای اشک
گاه در خون غوطه گاه از آه منبر یافتم
کی نماید آب رویم در چنین دریا که من
روی خود چون مرد دریای مزعفر یافتم
منت ایزد را که این دریا اگر آبم ببرد
در عوض چشمم ازو دریای گوهر یافتم
اندرین دریای خون هر قطرهی خونین که هست
هر یکی را سوی دردی نیز رهبر یافتم
خواستم تا ره برم بر روی آن دریای خون
راه گم کردم که ره سرد صر صر یافتم
دل که دارد تا بگردد گرد این دریا که من
هر نفس در وی هزار و صد دلاور یافتم
گر درین دریا کسی کشتی امید افکند
باد سردش بادبان و صبر لنگر یافتم
نظرات
خزعبلات :
تفال جالبی بود . فونتتت رو عوض کنی بهتر نیست ؟
خزعبلات - May 11, 2006 11:53 PM
حبيب :
هرچند كه بارها برايت نوشته ام و جوابي نگرفته ام .
هرچند بر اين اعتقادم كه شما بسيار خود را ...
بگذريم . نظرت را دوست دارم بدانم
يك شخص يكه و تنها
حتما براين بنويس
http://pourostad.blogspot.com
حنيف: اول اينكه اين اولين كامنت شما به اين نام بود و در آرشيو كامنت ها هرچه گشتم چيزي نيافتم، دوم هم اصلا متوجه منظور شما نشدم، بهتر است واضح تر بگويي
حبيب - May 14, 2006 2:27 AM
محمد :
اندرین دریای خون هر قطرهی خونین که هست
هر یکی را سوی دردی نیز رهبر یافتم
مثل همیشه پرمعنا بود.
محمد - May 14, 2006 2:56 AM