« December 2005 | دفتر اول | February 2006 »

January 31, 2006

تصحيح مي كنم: پيروزي بر استكبار با اخلال مواجه شده است !

موافقت روسيه و چين با ارجاع ايران به شورای امنيت

آمريکا، روسيه، چين و سه کشور اروپايی طرف مذاکره با ايران، از آژانس بين المللی انرژی اتمی خواسته اند فعاليت های هسته ای ايران را به شورای امنيت گزارش کند.

متن خبر

البته دست به گيرنده هاي خودتان نزنيد، اشكال از فرستنده است.

مفاد طرح جديد ايران به روايت رويترز


مفاد طرح جديد ايران به اروپا:

1- ايران در صدد توافق با آژانس براي غني‌سازي اورانيوم مجاز در حد تحقيقات است و هيچ غني‌سازي ديگري انجام نمي‌دهد.

2- ايران پيشنهاد روسيه را كه بر اساس آن مسكو اورانيوم ايران را غني‌سازي مي‌كند، يا اصلاحاتي كه ذكر نشده، خواهد پذيرفت.

3- تا قبل از 12 بهمن، گاز هگزا فلورايد به سانتريفيوژها تزريق نمي‌شود.

4- تا دو سال با اروپا دربارهء غني‌سازي گسترده‌تر مذاكره خواهد شد و پس از آن در صورت عدم توافق، ايران خود را به غني‌سازي در حد صنعتي مجاز مي‌داند.

5- ايران آماده است زمان بيشتري را براي گفت‌وگو‌ها با اروپا دربارهء‌غني‌سازي در مقياس وسيع صرف كند.

6- چين بايد به عنوان بازيگري فعال و محوري در حمايت از ابتكار جديد ايران وارد صحنه شود.


January 29, 2006

پيروزي ايران بر استكبار جهاني

بالاخره ايران موفق شد در طي يك نقشه دقيق و حساب شده دهان استبكار را به خاك بمالد.

راويان اخبار گزارش كرده اند، از آنجايي كه استكبار و در راس آن آمريكا در نقشه اي حساب شده قصد داشتند مراكز غني سازي اورانيوم را در داخل ايران مورد هدف قرار دهند، متفكران داخلي موفق شدند طي يك نقشه حساب شده اين مراكز را به خاك روسيه منتقل كنند تا استبكار حوس نكند به خاك ايران دست درازي كنند.

اين گزارش حاكي از آن است كه اين نقشه بقدري دقيق است كه غني سازي حتي در سالهاي آينده نيز به ايران باز نخواهد گشت تا كسي هواي حمله را در سر بپروراند.

پيشاپيش اين پيروزي را تبريك مي گويم.

January 28, 2006

فتوغراف

از امروز فتوبلاگ يا سايت آلبوم تصاوير با نام «فتوغراف» فعال شده،

در اين سايت سعي خواهم كرد عكسهايي كه هر چند با ديد غيرحرفه اي ام مي‌گيرم را منتشر كنم

در خصوص اسم هم فقط اين را توضيح بدم كه دليل انتخابش اين است كه مردمان دوره قاجار و دقيقتر بگويم ناصرالدين شاه به اولين دوربين وارد شده به ايران «فتوغراف» مي گفتند.

دوستاني كه زحمت كشيده بودند و به اين دفتر لينك داده بودند در صورت امكان اين آدرس را نيز به دفتر خود اضافه نمايند: http://photogheraf.ir/

پوزش از تاخير

چند روزي را در سفر بودم و تاخيري در به روز كردن اين دفتر پيش آمد،

از امروز سعي خواهم كرد همچون گذشته خجالت زده مراجعان اين دفتر نباشم.

January 23, 2006

مشكل دفاع از ايران حل شد

مقتدي صدر:‌‌ ارتش «المهدي» در صورت حمله نظامي از ايران دفاع مي‌‌كند

«مقتدي صدر» با دبير شوراي عالي امنيت‌‌ملي ديدار كرد.

مقتدي صدر پس از ديدار با «علي لاريجاني» در يك كنفرانس مطبوعاتي مشترك شركت كرد و گفت:‌‌ ارتش «المهدي» براي دفاع از مقدسات اسلامي تشكيل شده و در صورت حمله نظامي به ايران از ايران دفاع خواهد كرد.

لاريجاني نيز مقتدي صدر را از نيروهاي جوان و خوش‌فكر عراقي دانست كه پس از اشغال عراق تلاش كردند در يك جنبش مقاومت مسالمت‌‌آميز به مقابله با اشغالگران بپردازند.

چند سئوال كوچك به ذهنم رسيده و چون عادت دارم با صداي بلند فكر كنم مي نويسم:
1- از چه زماني آقاي لاريجاني با امثال مقتدي صدر قرابت فكر پيدا كرده اند؟
2- اين روند سياست خارجي ايران به چه معناست كه تمام منزويان جهان رو دور خود جمع ميكند؟ (سفر احمدي نژاد به دمشق )
3- از چه زماني سياست خارجي ايران به سمت جذب دشمنان مسئله دار آمريكا رفته است(پرونده مقتدي صدر همچنان براي كشتن فرزند آيت الله خوبي باز است) و آيا اين مصابه تهديد آمريكا و متحدانش است يا نقطه ضعف ما؟
4- آيا ايران اينقدر دچار مشكلات نظامي است كه در صورت وقوع جنگي(خداي ناكرده) لازم است از عراق براي دفاع نيرو به ايران بيايد؟
5- مقام و مسئوليت مقتدي صدر چيست كه با دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران نشست برگزار مي كند؟
6- آيا سطح ديپلماتيك مقتدي صدر آنقدر بالاست كه با دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران كنفرانس مطبوعاتي برگزار مي كند يا سطح دبير شوراي عالي امنيت ملي ما آنقدر تنزل پيدا كرده كه با يك فرد بي مقام و منصب حاضر است كنفرانس مشترك داشته باشد؟

و .....

خدا آخر و عاقبت مان را ختم به خير كند

January 21, 2006

Enemy At the Gates

ديشب فكر كنم براي دو يا سومين بار فيلم زيباي Enemy At the Gates محصول سال 2001 شركت Paramount Pictures را ديدم،

گاهي اوقات بعضي فيلم ها حتي اگر بارها ببينيد باز هم برايتان جذابيت هاي داستاني اش از بين نمي رود، از آن جمله براي من گلادياتور و شجاع دل(مل گيبسون) است.
داستان اين فيلم كه برگرفته از يك داستان واقعي در خصوص يك سرباز روس است، سرباز ساده اي از دامنه رشته كوه‌هاي اورال روسيه در شرايط جنگ جهاني دوم براي جنگ با آلمان ها به استالينگراد مي رود،
ارتش آلمان در موقعيت زماني فيلم به استالينگراد رسيده و روس ها نيز به جهت اينكه اين شهر نام استالين بر آن است،‌ تعصب خاصي بر روي آن دارند تا آنرا تسليم آلمان ها نكنند، و فيلم در حال و هواي نبرد اين شهر مي چرخد،
از نكات بسيار تاثيرگذار در آغاز فيلم قصاوت روس ها در برخورد با سربازان روس است كه حتي از گلوله بستن آنها نيز حراسي ندارند و اين صحنه چندين بار تكرار مي شود كه يك افسر سرباز درمانده روس را به رگبار مي بندد.
واسيلي زايسف(Jude Law ) قهرمان داستان در يك اتفاق با يك افسر اداره سياسي(تبليغات) در ميدان نبرد روبرو مي شود و براثر مهارتي كه در كوهستان كسب كرده با چهار فشنگ چهار نازي را از پا در مي‌آورد و اين از چشم دانيلوف(افسر اداره سياسي)( Joseph Fiennes ) دور نمي ماند و وي در نشريه اي كه در ميدان جنگ و جهت روحيه رزمندگان روس منتشر مي كند از «زايسف»‌ تعريف مي كند و كار به جايي مي رسد كه از زايسف قهرماني ملي مي سازد و زايسف در تمامي نبردها موفق مي شود تعداد زيادي از آلمان را هلاك كند.
كار تا بدانجا بالا مي گيرد كه اينبار آلمان ها در نقطه ضعف قرار مي گيرند و متوسل به يك افسر عالي رتبه خود كه مربي تك تيراندازان در آلمان است مي شوند، سرگرد كونيگ(Ed Harris) مامور مي شود تا واسيلي را از پاي درآورد و در موقعيتي كه ارتش آلمان و روس سرگرم بدترين روزهاي نبرد هستند، اين دو تك تيرانداز نيز به نبردي شخصي روي مي آورند، نبردي كه به لحاظ پرداخت بسيار پخته و تاثير گذار است.
در پايان واسيلي با از جان گذشتگي دانيلوف، موفق مي شود كه سرگرد نازي را از پاي در بياورد.
توصيه مي كنم اين فيلم را حتما ببينيد، اول اينكه زشتي جنگ را به زيبايي به تصوير كشيده و دوم هم بخاطر داستان بكر فيلم.

اطلاعاتي در خصوص فيلم:

صفحه ويژه ياهو براي فيلم

Starring: Joseph Fiennes, Jude Law, Rachel Weisz, Bob Hoskins, Ed Harris
Directed by: Jean-Jacques Annaud, Allen Smith (III)
Produced by: Alain Godard, Alisa Tager, Thomas Tannenberger

January 20, 2006

اعتماد ملی متولد شد

روزنامه اعتماد ملی از امروز به جمع خانواده مطبوعات پیوست،
به دوستان و همکاران عزیزم علی اصغر سیدآبادی، آرش حسن نیا، علی هقان، جواد دلیری، روزبه میرابراهیمی، هیوا یوسفی، نسرین وزیری، مهران قاسمی، حجت سپهوند و هادی حیدری و خصوصا وحید پوراستاد بابت انتشار این روزنامه تبریک میگویم امیدوارم که عمر روزنامه شان همچون بهاری نباشد که خزانش سریع از راه برسد.

آدرس سایتشان را هم به محض اینکه یافتم منتشر خواهم کرد.

January 17, 2006

بحران آفريني هاي دولت و يك سئوال؟

پس از روي كار آمدن دولت جديد و درست به فاصله كمتر از چند روز از استقرار اين دولت، بحران هاي بين‌المللي مدام دامنگير كشور شده و هر روز بر تعداد آنها افزوده مي‌شود.

1- راه اندازي مركز UCF اصفهان و مسائل پس از آن
2- قطعنامه آژانس انرژي اتمي بر عليه ايران
3- سفر احمدي نژاد به آمريكا و ارائه طرح هسته اي
4- قطعنامه دوم آژانس عليه ايران
5- سخنان احمدي نژاد در خصوص محو اسرائيل
6- قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل در مورد ايران
7- سخنان دوباره احمدي نژاد در خصوص اسرائيل
8- واكنش تمامي كشورهاي غربي و احضار سفراي ايران
9- قطعنامه دوم شوراي امنيت سازمان ملل برعليه ايران
10- بازگشايي مراكز هسته اي نطنز
11- اجماع جهاني بر عليه ايران و همراهي متحدان ايران با آنها
12- سخنان تازه رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي در خصوص صلح آميز نبودن برنامه هسته اي ايران

تمامي اين بحران ها آن هم ظرف كمتر از 6 ماه از فعاليت دولت جديد خود ركوردي تاريخي خواهد بود كه فكر كنم روءساي جمهور آينده براي شكستن اين ركورد بايستي بيش از اينها جان فشاني كنند.

اما اين آمار مختصر را در نظر داشته باشيد و سپس به سراغ شعارهاي انتخاباتي جناب آقاي رئيس جمهور مي‌رويم:

- آقاي احمدي نژاد در هيچكدام از شعارهاي انتخاباتي خودشان اعلام نكردند كه در صورتيكه رئيس جمهور شدند قصد دارند اسرائيل را محو كنند كه براساس آن راي آورده باشد، ايشان بهتر است توضيح دهند كه سرنوشت طرح صندوق مهر رضا كه قول آنرا داده بودند به كجا رسيد.

- ايشان هيچگاه مطرح نكرده بودند كه قصد دارند بعنوان مدعي العموم جهان اسلام و در جايي كه عرب ها بايد حساس تر باشند، قصد انتقال اسرائيل به آلاسكا را داشته اند،‌ بلكه قول دادند كه درآمد نفت را بر سر سفره هاي مردم بياورند كه خوشبختانه با اين بودجه اخير نشان دادند كه اين مسئله فراموش شده است.

- و همچنين در خاطرم نيست كه در شعارهاي انتخاباتي شان قول داده بودند كه بر سر پرونده هسته اي كشور را تا دامان تحريم بين المللي و ارجاع پرونده به شوراي امنيت و از دست دادن منافع اقتصادي كشور و جنگ به پيش ببرند ولي در عوض يادم هست كه قرار بود «سهام عدالت» داده شود كه در اين روزها، هر روز يك نهاد مسئول اين سهام مي‌شود و پس از مدتي از زيرش فرار مي‌كند !!

از اين دست مثالها بسيار مي‌توان گفت، چيزي كه روشن بود و هست اين مسئله است كه احمدي ن‍ژاد در طول تبليغات انتخاباتي‌اش بر بيشترين مسئله اي كه تاكيد داشت عدالت و مسائل اقتصادي و معيشتي مردم بود و يكي از دلايل اقبال عامه خصوصا در دور دوم همين سخنان بود، ولي حال چه شده كه آنها را فراموش كرده ؟

نكته ديگر اين مسئله آن است كه با روي كار آمدن اين دولت، حاكميت كاملا يكپارچه شده و ديگر امكان اينكه دولت بهانه بياورد كه در كارم كارشكني صورت مي‌گيرد وجود ندارد و به همين دليل بايستي به دنبال بهانه ديگري مي‌گشت.

چيزي كه امروز دولت را به اينجا رسانده اين است كه، دولت متوجه شده كه امكان تحقق شايد 5 درصد شعارهايش را هم شايد نداشته باشد و مي‌داند كه جامعه چشم انتظار تحقق شعارهاي دولت است و براي فرار از اين تعهد قصد دارد با ساختن جنجالهاي پي در پي بين المللي و توجه افكار عمومي داخل به اين جنجال ها اينگونه وانمود كند كه اينبار خارجيان نمي‌گذارند دولت به قول‌هايش وافادار بماند و عمل كند.

حال سئوال اين است كه اگر واقعا معيشت مردم برايشان اهميت داشت، چرا امروز آن را رها كرده اند و بحران در عرصه سياست خارجي ايجاد مي‌كنند؟ چيزي كه خاتمي به آن متهم بود اين بود كه وي معيشت را رها كرده و به مسائل سياسي مي‌پرداخت، اما امروز اين دولت هم معيشت داخل را رها كرده و هم سياست داخل را و به سياست خارج چسبيده كه توجيه اين بسيار سخت تر است.

يك مطلب و حواشي آن

در خصوص مطلب «حفظ ايران وظيفه همه ماست» نظرات خوبي رسيده كه بد نيست، اينجا هم نقل كنم و البته به همراه جواب:

1- سلام آقای مزروعی
دراینکه این مملکت ملک شخصی آقایان نیست شکی ندارم. ولی مسئله چیز دیگریست. مطلبی که من مطرح کردم درمورد ناامیدی من بود. هدف ازآوردن مثال ستاددکتر معین هم همین بود. یعنی به همین مردم هشدار داده شد. یعنی مانخواستیم آنهاراآگاه کنیم؟ انصافا هم کم فریاد نزدیم. ماکه دیدیم فریادهایمان درآن زمان نتیجه ای نداشت. مسئله هم همین است. یعنی امیدی ندارم تااگر باز هم فریاد بزنیم وهشدار دهیم نتیجه بدهد. شمااگر به درون مردم بروید می بینید که چگونه از احمدی نژاد تعریف می کنند. اخیرا بحثی بین من وچندتن از آشنایان دراین مورد
شکل گرفت. حالا هرچی بهشان بگویی که کارهای دولت ظاهریست وپدراقتصاد مملکت درآمده واینقدرسرمایه ازکشور خارج شده گوششان بدهکار نیست. خیلی بده وقتی که یکساعت بشینی وبرایشان توضیح بدی. ولی درجواب این جمله رابشنوی: کی گفته این حرفارو؟
احمدی نژاد خیلی خوب داره خدمت می کنه. بعدتلویزیون رو نشون بده وبهت بگه ایناهاش ببین
چقدر داره کار می کنه. این پاسخیست که مردم می دهند. شماکه درسیاست استادید به امثال من باید یاد دهید چگونه میتوان بامردم ساده حرف زد. الان همه مردم به به وچه چه می کنند. ولی نمی دانند چه بلایی سرشان می آید. شاید مشکل ازمن است که قدرت بیان وانتقال واقعیت هارا به عموم ندارم.
هوابس ناجوانمردانه سرداست آقاحنیف.


2- سلام. من با نظر محمد آقا موافقم. نمی شود طوری حرف زد انگار که دکتر احمدی نژاد هیچ مشروعیتی ندارد. او 18 میلیون رای آورده و همین شعارها را هنگام انتخابات داده بود. الآن هم دارد به همان شعارها عمل می کند. شما می گویید باید مردم را هوشیار سازیم. مسئله این است که مردم را نسبت به چه چیزی هوشیار سازیم. نسبت به عملکردهای دکتر احمدی نژاد؟ ولی آیا دکتر احمدی نژاد تاکنون خلاف انتظار من یا شما عمل کرده است؟ آیا همان زمان انتخابات نیز به همین گونه رفتار نمی کرد؟ من می گویم هنوز که 6 ماه از دولت کریمه نگذشته اینگونه هشدار دادن کمی شتاب زدگی است. بگذارید هر چه در چنته دارند رو کنند. بگذارید به شعارهایی که دادند عمل کنند...

حنيف: يادم نمي ياد كه يكي از شعارهاي احمدي نژاد حركت به سمت جنگ باشه و، او فقط شعارهاش مصداق داخلي بود و اين چيزها در شعارهاش نبود، بهتره يه مروري بكني


3- به نظر من در صورتي كه دموكراسي وارداتي در عراق موفق عمل كنه، براي ما هم ميتونه.


4- حنيف جان! مسأله مهمي را باز كرده اي. اما امكانات،مقدورات و تأثيرگذاري مخالفان احمدي نژاد هم مهم است. فراموش نكنيم ائتلاف بزرگ روشنفكران آمريكا هم نتوانست تصميم سياستمداران آمريكا را براي جنگ در عراق تغيير دهد. من مخالف سكوتم اما فعاليتمان را هم مؤتر نمي دانم. دقيقا مثل زدن سنگ هاشمي به سينه در دور دوم انتخابات. (جواد روح)

4- ما چند وقت پیش دوره ای را میگذراندیم در مرکز مطالعات انرژی ....آنجا استاد بزرگواری داشتیم که شدیدا مخالف برنامه های هسته ای بود و آنجنان در مذمت برنامه های هسته ای ایران سخن میگفت و استدلال های محکم میکرد که تا مدت ها ما هم هر جا میخواستیم دلیلی در نکوهش این قضیه بیاریم از استدلالهای او استفاده میکردیم......تا اینکه چند وقت قبل او را در سیمای جمهوری اسلامی دیدم که بعنوان کارشناس انرژی در حال دفاع از برنامه هسته ای و حمله شدید به کشور های غربی بود......حقیقتش خیلی از خودم خجالت کشیدم تا از ...!!!...اینکه مثلا کارشناس است با مسئله به صورت یک بام و دو هوا برخورد میکند وای به حال ملت عادی.در نهایت میخوام بگم که مردم هم خودشون هنوز با خودشون تکلیفشون رو روشن نکردند وای به حال آینده کشور.!!!؟!@!؟؟

January 16, 2006

دو دوست

شده يكي از عادت هاي من كه هر وبلاگي را كه براي دوستان ميسازم،‌ به لحاظ اخلاقي هم مجبور ميشم معرفيش كنم.

حالا وبلاگ اين دو دوست عزيزم كه يكي به تازگي به جمع وبلاگ نويسان اضافه شده و ديگري هم كه از قدما هستند.

اول وبلاگ «سيامك قاسمي» است كه از روزهاي انتخابات با هم آشنا شديم.
او به خاطر علاقه اش به موسيقي نام وبلاگ را «راز نو» يكي از ساخته هاي حسين عليزاده گذاشته،

دوم وبلاگ دوست روزنامه نگارم «رهام وزيري» به نام «از سر بي حوصلگي» كه وبلاگش را پرشين بلاگ به اين خانه جديد منتقل كرده

January 15, 2006

حفظ ايران وظيفه ماست

دوستي براي پست قبلي كامنتي گذاشته بود كه لازم ديدم توضيحي بدهم،

نوشته بود: سلام آقا حنیف
درسته که وضعیت بین المللی ماافتضاح شده ولی چرا شما اینطور حرف می زنید به نظر من اتفاق خاصی نیفتاده هرچقدرهم افتضاح بشه به خودشون مربوطه ماهم آخرش می ریم لیاقت این مردم همینه ملت ایران بیشتراز احمدی نژاد هم حقشون نیست اون موقع که زمان انتخابات تادیروقت می رفتین ستاد دکتر معین وهمه جا فریاد می زدیم ودر مرحله دوم هم همه جا داد زدیم که ای مردم هشیار باشید! نگذارید تحجر حاکم شود مگر کسی گوش کرد؟ همه مردم هم بخاطراینکه هاشمی رای نیاره بخاطر مظلوم بازیهای احمدی نژاد بهش رای دادن من دیگه بخاطر این مردم حرص وجوش نمی خورم حالا هرچی میخواد سرمون بیاد حقمونه یامشکل ازماها بود که بلند هشدارندادیم ویا مشکل از اونایی بودکه نخواستند مصلحتشون روتشخیص بدن درهرصورت این میشه سرنوشت کشوری که کاری بدون فکر انجام بده

دوست نديده‌ام محمد: گفته اي كه اگر اتفاقي براي كشور بيافتد لياقت اين مردم همين است و انتقاد كرده اي كه چرا هشدار داده‌ام و آورده اي ما كه براي معين فعاليت مي‌كرديم و انذار و هشدار ميداديم بايستي مردم گوش مي‌كردند و امروز تكليفي بر دوش ما نيست.

برادرم امروز سخن اين نيست كه براي حفظ فلان دولت و .... تلاش كنيم، بلكه بايستي بيدار باشيم كه ممكن است چه اتفاق ناخوشايندي دامن كشور را بگيرد و بايد انذار و هشدار داد و جامعه را از به هوش كرد كه اين مسئله به اين كوچكي‌هايي هم كه تريبون‌هاي رسمي حاكميت انعكاس مي‌دهند نيست.

بايد به مردم گفت كه تحريم يعني چه، گفت وقتي دولتي بر سر اعمالي كه منافع ملي را بر باد مي‌دهد كاري مي‌كند كه اقتصاد و فرهنگ و سياست كشور فلج شود يعني چه؛

الان وضعيت به شدت نگران كننده شده است و اين مسئله اتفاقا بر عهده ماست كه روزي طرفدار معين بوديم، آن روز ما از روي دغدغه‌اي كه احساس مي‌كرديم فعاليت مي‌كرديم و امروز نيز براساس دغدغه‌اي ملي تر بايستي تلاش كنيم و از اين نظر دايره همراهان فراتر از حاميان معين خواهند بود و همه ايران دوستان طرفدار صلح را در بر مي‌گيرد؛

گفته‌اي كه «حق اين ملت است كه چنين اتفاقاتي بيافتد»، اينچنين چوب حراج بر سر كشور نزنيم، ايران خانه همه ماست، ملك به احمدي نژاد و همراهانش نيست، اتفاقا امروز كه آنان با رفتارهاي نابخردانه دارند كار را به جايي مي‌رسانند كه چوب حراج به سرمايه هاي اين كشور مي‌زنند بايستي ما معترض اين روند باشيم و سعي كنيم به هر نحو اعتراض خود را بيان كنيم تا حداقل فردا در مقابل تاريخ سرافكنده آيندگان نباشيم.

برادرم ايران ما به آساني به امروز نرسيده است كه بخواهيم از خير همين حداقل آباداني نيز بگذريم و سرمايه هاي ملي كشور را كه متعلق به تك تك ايرانيان است را دو دستي تقديم ناآگاهان داخلي و دشمنان آگاه خارجي كنيم.

ما بايستي خودمان براي دمكراسي بومي مان تلاش كنيم و دمكراسي با زور اسلحه براي ما آزادي نمي‌آورد.

January 14, 2006

به هوش باشيم ....

ديروز برحسب روزهاي تعطيلي مدتي وقت كردم كه تلويزيون ببينم و در اين ميان هم مدتي CNN و CBS و ABC را ديدم، بلااستثناء همگي در بخش هاي خبري شان در مورد ايران نكته اي داشتند، بخصوص سي ان ان كه مصاحبه اي هم با لاريجاني داشت و همين مصاحبه شده بود ملاك براي حمله شديدتر به ايران.

خلاصه در وضعيت بسيار وخيمي از نظر بين المللي قرار گرفته ايم.

از سوي ديگر تلويزيون رسمي كشور طبق معمول با اخبار مزخرف و دروغ هاي شاخدارش جوري فضاي بين المللي را گزارش مي كرد كه انگار همه از ايران تشكر كرده اند جز چند كشور بي اهميت مانند انگليس و آلمان و فرانسه و آمريكا كه نظرشان اصلا مهم نيست.

مثل اينكه سردمداران اين رسانه متوجه نيستند كه سياست هاي تخيلي دولت جديد كشور را به چه سمتي كشانده و در حاليكه همه دنيا را عليه ايران بسيج كرده اند و هيچ متحدي باقي نمانده، آنها ملت را به خواب خرگوشي دعوت ميكنند.

متحيرم از رفتار اين دولت و مجموعه حاكميت كه كشور را با دستان خود به چه سمتي مي‌برند، شايد در منطق آنها بايد با دنيا حرف زور زد تا آنها كوتاه بيايند، اما دريغ از اين نكته كه شايد ما بتوانيم به يك كشور يا دو كشور زور بگوييم ولي به همه كه نمي‌توانيم ....

اوضاع نگران كننده اي است شايد اگر امروز به خود نياييم فردا دير باشد،

صبح وقتي وبلاگ‌ها را ديدم، تنها چند وبلاگي كه به چشمم آمد اين مسئله را جدي گرفته بودند و بقيه از كنارش گذشته بودند. حال آنكه اكنون اين بحث بر سر بقاي كشور و ايران است نه نظام جمهوري اسلامي و هر اتفاقي كه بيافتد بيشترين صدمه آن متوجه ملت و مردم بي گناه خواهد بود كه در آتش زياده خواهي داخلي و زورگويي خارجي خواهند سوخت.

پس به هوش باشيم و سعي كنيم كه جامعه را بيدار كنيم، ميخواهند ما را به اجبار با لالايي زوركي به خواب ببرند تا يكدفعه با صداي موشك ها بيدار شويم.

January 13, 2006

وبلاگ بانوی خانه مان یک ساله شده
مبارکه

January 11, 2006

عید قربانی کردن نفس

امروز روز قربانی کردن است، عید قربان،
روزی که ابراهیم از عزیزترینش در زندگی درگذشت،
تا هوای نفسش را قربانی کند،
و در مقابل این عزت نفس، پروردگار اسماعیل را یکبار دیگر به ابراهیم هدیه کرد،
عید قربانی کردن نفسانیات، و وصال به ذات حضرتش مبارک

January 10, 2006

درباره وزير علوم

پيشنهاد مي كنم خاطره اي را كه پدرم در وبلاگش در خصوص وزير علوم نوشته بخوانيد، خالي از لطف نيست،

البته منم تا اين مطلب رو نخوندم نمي‌دونستم با هم همكلاس بودند !!!!

January 9, 2006

به نظرم در حال حاضر امن ترين ، وسيله حمل و نقل در پروازهاي داخلي ايران اين ابتكار است،

به هر حال توصيه مي كنم با توجه به اينكه، به كشور هواپيما فروخته نمي‌شود و هزينه خريد آن هم خيلي زياد است؛ بجاي هواپيما، بالن خريده كه هم به صرفه است و هزينه اي ندارد و از همه مهمتر امن تر مي‌باشد.

سوژه از كسوف

January 8, 2006

جهت انسباط خاطر

پیشنهادات کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم جهت بهتر شدن حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی آلمان:
- استفاده مطلوب حوزه فرهنگي سازمان تربيت بدني از پيشنهادات كميته فرهنگي فدراسيون فوتبال.

- استفاده كادر فني تيم ملي از نظرات كارشناسان خبره و بدون حاشيه، بخصوص مربيان فعال فوتبال كشور.

- استفاده از يك يا دو مربي ايراني استراتژيست ، برنامه ريز و آگاه به خلق و خوي و فرهنگ ايراني به منظور تقويت كادر فني تيم ملي.

- تسريع در برنامه ريزي و برگزاري مسابقات تداركاتي با تيم‌هاي قدرتمند.

- تصحيح در نحوه فروش بليت مسابقات تيم ملي و ايجاد شرايطي براي امكان حضور علاقمندان واقعي و صاحب نظران فوتبال با عنايت به منافع و مصالح فدراسيون فوتبال.

از علاقه‌مندان عزيز، صاحب نظران و دست اندركاران گرامي فوتبال نيز تقاضاي حمايت همه جانبه، مشفقانه همراه با نقد دلسوزانه به منظور ايجاد زمينه براي اعمال مديريت جامع و كلان فدراسيون فوتبال براي حضوري مقتدرانه واخلاقي و هماهنگ با شان و منزلت جمهوري اسلامي در جام جهاني را داريم.

همچنين رييس كميسيون فرهنگي مجلس در پاسخ به درخواست "محمد دادكان" رييس فدراسيون فوتبال مبني بر معرفي يكي از اعضاي اين كميسيون براي شركت در جلسات ستاد جام جهاني، حجت‌الاسلام والمسلمين "سيد جلال يحيي زاده" را معرفي كرد.

***

در این راستا پیشنهادات اینجانب را نیز اعلام وصول بفرمایید:
1- همچنانکه در هیات دولت یک معلم درس اخلاق حضور دارد برای تیم ملی نیز که مربی جهت تدریس اخلاق در نظر گرفته شود.
2- پیشنهاد میشود بمانند کاروان های زیارتی یک روحانی کاروان نیز برای تیم ملی در نظر گرفته شود.
3- جهت رعایت شئونات اسلامی پیشنهاد میگردد بازی های تیم ملی ایران به یکی از شهرهای ایران و یا حداقل به یکی از شهرهای کشورهای اسلامی منتقل گردد.
4- به فدارسیون فوتبال نیز در پایان پیشنهاد میکنم که نوار بازی یک مسابقه فوتبال را به همراه شرح چگونگی برگزاری مسابقات جام جهانی را خدمت اعضای کمیسیون ارائه کنند تا نسبت به تصمیمات خود وقوف بیشتری داشته باشند.

January 6, 2006

S1mone

گاهی اوقات بعضی فیلم هایی که می بینید، عجیب در خاطرتان می ماند و باذهنتان بازی می کند،
چند روز پیش به صورت اتفاقی از اواسط فیلم S1mone ساخته شاهکار Andrew Niccol را دیدم و بازی زیبای آلپاچینو Al Pacino نیز مزید بر علت شد تا ادامه فیلم را ببینم،
این فیلم ساخته شده در سال 2002 بسیار دلنشین است و تماشاگر را مبهوت قصه جالب خود می کند،
برای من بخصوص قسمتی که سیمون موفق به کسب جایزه اسکار شد و در فیلمی که برای عذرخواهی فرستاده بود از همه تشکر کرد جز خود آلپاچینو در حالیکه خود سیمون ساخته و پرداخته ذهن آلپاچینو بود و این موضوع حتی به ذهن خالق سیمون نرسیده بود که از خودش هم تشکری کند.
ماجرا اینچنین بود که آلپاچینو در استفاده از سیمون آنقدر پیش رفته بود که دیگر وجود خودش و سیمون را یکی فرض کرده بود و در نهایت کار به جایی رسید که فراموش کرده بود از خودش در مراسم اسکار تشکر کند و این شد آغاز ماجرای ضدیت آلپاچینو با سیمون که وی سعی میکند که سیمون را خراب کند که در آن هم موفق نمی شود و در نهایت این موجود ساخته دستش را نابود که نتیجه آن اتهام قتلی است که به وی می بندند.
در آخر پیشنهاد می کنم که حتما این فیلم زیبا را ببینید، از معدود فیلم هایی است که حداقل با ذهن من بازی کرده ...

اطلاعاتی در خصوص فیلم:
صفحه یاهو در خصوص این فیلم
Genres: Comedy and Drama
Running Time: 1 hr. 57 min.
Release Date: August 23rd, 2002
MPAA Rating: PG-13 for some sensuality.
Distributors: New Line Cinema
U.S. Box Office: $9,680,913

January 4, 2006

دريافت بولتن جبهه مشاركت

چند هفته پيش بود كه دكتر ارغنده پور از من سئوال كرد كه آيا بولتن داخلي مشاركت براي من به صورت پست ارسال ميشه يا نه كه من هم گفتم نه و بعد ايشون آدرس رو گرفت و من پيشنهاد كردم كه آدرس رو عمومي تر هم از كساني كه خواهان بولتن هستند بگيرند كه گفتند قبلا اين كار را كرده اند ولي مثل اينكه نرم افزاري كه در آنجا استفاده شده مشكل داشته و براي همين نتوانسته از آدرس هاي ثبت شده در اينترنت استفاده كنند.

حالا با توجه به امكانات موجود از دوستاني كه علاقه مند به دريافت اين بولتن از طريق پست هستند تقاضا مي‌شود كه ادرس كامل پستي خود را به ايميل اينجانب ارسال كنند تا به مسئولان بولتن تحويل دهم تا مقدمات ارسال آن انجام شود.

دوستاني كه مايل به دريافت بولتن هستند به آدرس hanifmazrooei@gmail.com ارسال كنند و خواهشمندم در subject حتما درج كنند كه بولتن جبهه مشاركت.

تبصره: منظور از آدرس پستي ايميل نيست، بلكه آدرس محل سكونت مي باشد زيرا در حال حاضر بولتن تنها به صورت مكتوب پست مي‌گردد.

January 2, 2006

با اين عكس هاي منصور خيلي حال كردم



January 1, 2006

صبا راهي كه بسته شد‌!

توقف غيرمنتظره تلويزيون ماهواره‌اي صبا مانند شوكي بود كه هرچند در روزهاي آخر قابل پيش‌بيني مي‌نمود وليكن از چند نظر تاثيرات منفي مختلفي را بر آينده تلاش‌هاي مشابه اينچنين خواهد گذاشت.

يكم. صبا اولين تلاش رسمي نيروهاي سياسي فعال در داخل براي برقراري يك راه نوين ارتباطي با جامعه ايرانيان در داخل و خارج بود و از اين نظر شكست اين تلاش راه براي كساني كه احتمال داشت در آينده دست به اين اقدام بزنند ناهموارتر نمود.

دوم. راه‌اندازي يك شبكه ماهواره‌اي سياسي با داشتن گرايش به نيروهاي داخلي به عنوان اولين تجربه در جمهوري اسلامي ايران از جهت شكستن تابو راه‌اندازي شبكه تلويزيوني توسط نيروهاي داخلي بسيار پراهميت بود و شكست خوردن اين تجربه تاثيرات منفي‌اي را در براي ساير جريانات سياسي كه شايد در آينده قصد داشتند به اين امر بپردازند خواهد گذاشت.

سوم. اعلام تعطيلي صبا حتي پيش از پخش يك ثانيه يك پيام ناخوشايند ديگر را نيز به همراه خود دارد و آن اينكه حاكميت آنچنان در برابر راه‌اندازي يك شبكه مستقل ماهواره‌اي سياسي مقاومت دارد كه حتي با لابي‌هاي پشت پرده يك شبكه تلويزيوني را در كشور ميزبان نيز تحت فشار مي‌تواند بگذارد تا جايي كه مسئولان آن شبكه را از راه‌اندازي منصرف كند.

در مجموع صبا راهي بود كه مي‌توانست جاده را براي فعاليت‌هاي مشابه باز نمايد به خصوص اينكه شخصي مانند مهدي كروبي پيش قدم در اين كار شده بود و حال كه اين راه به بن بست رسيده است، نه تنها اين شبكه بلكه گام برداشتن براي ديگراني كه شايد براي آينده چنين نقشه‌اي را در سر مي‌پروراندند سخت‌تر كرده است و بايستي منتظر بود كه در آينده آيا شخص يا گروهي پا به وادي اين عرصه خواهد نهاد يا خير؟

در همين زمينه:
درباره شبکه ماهواره ای صبا - سيدمصطفي تاج زاده

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007