حق اعتصاب
ديروز عصر كه براي رفتن به روزنامه در خيابان بودم، اعتصاب رانندگان اتوبوسراني چشمگير بود،
مخصوصا اينكه باراني هم در تهران ميآمد و صف مردم در ايستگاهها صدچندان شده بود،
با ديدن صفهاي شلوغ در ايستگاه هركسي حرفي ميزد،
يكي ميگفت: خدا خفه نكنه اين رانندهها رو، چرا ما رو الاف كردن،
ديگري ميگفت: بندههاي خدا بخاطر حقوق اوليه كاريشان اين كار رو كردن حق دارند،
يكي ديگر كه رد ميشد گفت: همه اينها رو بايد اخراج كرد كه مردم رو زير بارون اينجوري گذاشتند و ............
اين قصه سر دراز دارد ولي ميخواستم به بهانه مطلب آرش كه اتفاقا خيلي خوب بود و تلنگري بود به جماعت روزنامهنگار در ادامه آن يك سئوال ذهنيام را مطرح كنم شايد شما توانستيد در يافتن پاسخ مناسب كمكم كنيد،
آيا مثلا گروهها و فعالين مشاغل كارگري كه خدمات آنها جزء بديهيترين مسائل جامعه شهري امروز است مانند خبرنگاران، كارگران شهرداري، صداوسيما و .... حق دارند در نبود امكانات مناسب شغلي، عدم تامين مالي، عدم امنيت شغلي، عدم رسيدگي به وضعيت معيشتي و هزاران مشكل ديگر دست از كار كشيده و به اصطلاح اعتصاب كنند؟
از نظر من اگر قبول كردهايم كه در يك جامعه رو به رشد و در حال مدرن شدن و پيشرفت زندگي ميكنيم، بايستي اين حق را نيز به رسميت بشناسيم، زيرا گاهي اعتراض علني و دست از كار كشيدن تنها راهي است كه صداي معترض را ميرساند، (البته اين تبصره را هم اضافه كنم كه حتما بايستي قبل از دست از كار كشيدن تمام راهها را براي رساندن صداي خود امتحان كنيم)
حال اعتصاب رانندگان زحمتكش شركت واحد تهران نيز از همين منظر از نظرم حقي طبيعي است، آنها همانگونه كه اهل خبر حتما خواندهاند در طول دو سال گذشته بارها و بارها اعتراض و نظراتشان را اعلام كردهاند و البته چندين بار هم با برخوردهاي شديد مواجه شدهاند ولي در نهايت مجبور به اين عمل شدهاند و اتفاقا همين نكته كه اين رانندگان دو سال را تحمل كردهاند و بعد از دو سال مجبور به اين اقدام شدهاند نشان از وجدان شغلي آنها دارد كه نخواستهاند سيستم شهري را مختل كنند.
و در آخر اين را هم اضافه كنم كه واقعا جاي تاسف دارد كه رئيس شوراي شهر (چمران) دو سال گوشش را به روي اين خواستهها بسته و در دقيقه نود وارد گود شده و ميگويد حركت سياسي بوده،
آيا از نظر شما اعتصاب حق جوامع كارگري است ......
در همين زمينه:
سخت تر همچون پولاد




Comments
سلام حنیف جان. موافقام ولی فراموش نکنیم که چنین اعتراضات مدنیای در مملکت ما غالبا" و متأسفانه جرم محسوب میشود.
Posted by: هاله | December 26, 2005 10:28 AM
سلام. به نظرم براي سركوب يك خواسته ي صنفي بهترين راه سياسي كردن موضوع هست. كاري كه چمران و اطرافيان احمدي نژاد سعي دارند انجام بدن. اميدوارم حاميان اعتصاب كننده ها حواسشون جمع باشه.
Posted by: ذهن پريشان | December 26, 2005 01:43 PM
اگر نظر ما را میخواهی که خیلی چیزهای دیگر را هم دوست داریم ولی نمیشود. اما از نظر قانون در ایران چیزی به نام اعتصاب نداریم.
Posted by: Mehdi | December 26, 2005 03:27 PM
سلام. اگر اشتباه نکنم امام علی حدیثی دارد که تا مظلومی پیدا نشود ظالمی هم بوجود نمی آید.
در سیستم اداری مملکت ما آنقدر تبعیض و بی عدالتی هست که گاهی ناگزیر به اعتصاب می شوند. در فرانسه هم سال نیست که کارکنان مترو و حمل ونقل شهری اعتصاب نکنند. البته من هم موافقم که اول باید راه های قانونی را طی کرد.
در ضمن من سراغ دارم پرستاران بزگترین بیمارستان استان ما چهار سال هست می خواهند اعتصابی انجام بدهند ولی بخاطر مردم و بیماران تا حالا این کار را نکرده اند.
Posted by: مهدی ناصری | December 27, 2005 12:17 AM
دوست گرامي
مطلبي در رابطه با پست قبلي شما نوشتم
دعوت ميکنم بخوانيدش . نانا
Posted by: nana | December 27, 2005 01:29 AM
از نظر من اگر قبول كردهايم كه در يك جامعه رو به رشد و در حال مدرن شدن و پيشرفت زندگي ميكنيم،
?amoo hanif dari jok migi?
?ya dari darbare swiss ya japan harf mizani
!!!jameye modern va rou be roshd
حنيف: فكر كنم شما از ما رو با افغانستان اشتباه گرفتي يا از افغانستان كامنت مينويسي
Posted by: gilani | December 29, 2005 03:16 AM
اعتصاب حق جوامع کارگری است اما فکر میکنید اگر شما روزنامه نگاران اعتصاب کنید چه میشود ؟مطمئن باشید اقایان خوشحال نیز خواهند شد زیرا بهانه ایست برای سروب شما وبیخبری مردم وبیچاره مردم
Posted by: سحر | December 29, 2005 12:44 PM
سلام!یک لحظه فکرکن که اگه من وتوی اصلاح طلب فقط یک روزان هم برای اعتراض دست از کاربکشیم چه کسانی چی رابه خورد مردم می دهند؟
Posted by: فاطمه | December 29, 2005 04:07 PM