« April 2005 | دفتر اول | July 2005 »

May 20, 2005

پاسخ اشك‌آور خورده‌ها به قاليباف

سردار در آخرين اظهار نظرشان در خصوص پرونده ما با چرخشي 180 درجه‌اي حتي ديگر منكر آن شدند كه زدن گاز اشك آور چون در ماه رمضان بوده پسنديده نبوده و گفته‌اند كه مقصر در اين قضيه ما بوده‌ايم كه سعي داشتيم با چشماني بسته و دستاني كه دست‌بندهاي اسرائيلي به آن زده شده بود از آن موقعيت سوء استفاده كنيم.
در زير جوابيه كساني كه در آن خودرو كذايي حضور داشتند و مورد محبت و الطاف زير مجموعه سردار قرار گرفته‌اند را بخوانيد:

بسمه تعالي

جناب آقاي محمد باقر قاليباف

سردار سابق و کانديداي امروز رياست جمهوري

سلام؛

مواضع متناقض و در برخي موارد متضادتان در مواجهه با پرسش هميشگي نحوه برخورد با وبلاگ نويسان در بازداشتگاه غير قانوني زير نظر نيروي تحت فرماندهي شما، ما را با اين ترديد مواجه کرده است که آيا سردار! هنوز بر ساختمان کاخ سعدآباد پا ننهاده، اسير رفتار نهادينه شده در سال هاي حضور خود در عرصه نظاميگري شده است؟ آيا اين ادعاي شما که من رخت نظاميگري را وانهاده‌ام تا در وانفساي سياست، تخت رياست جمهوري را در اختيار گيرم، شعاري بيش نيست؟ حتما خودتان بر آخرين موضع گيريتان در مورد پرونده وبلاگ نويسان در جمع مديران آموزش و پرورش مناطق ١٩ گانه تهران که در سايت ها و روزنامه ها منتشر شده بيش از ما آگاهي داريد، هرچند كه روز پس از انتشار آن تنها يك كلمه از آن را اصلاح كرديد اما براي طرح موضوع عين گفته تان را در اينجا مي‌آوريم .
شما در پاسخ به زدن گاز اشک آور در اتومبيل حامل تعدادي از متهمان پرونده وبلاگ نويسان گفتيد:
«در روزي که وبلاگ نويسان را از دادگاه بيرون آوردند آنها يک دفعه شلوغ کردند و مي خواستند سوء استفاده کنند و ماموري که احساس انجام وظيفه کرده بود و خواسته بود جلوي آنها را بگيرد از گاز اشک آور استفاده کرد و شايد اگر من هم جاي او بودم (اين) کار را نمي‌کردم چون اعتقاد دارم پديده‌هاي اجتماعي را نمي‌شود بدون نسخه خودشان حل کرد».(روزنامه شرق _ ٢٨/٢/٨٤ )
اين در حالي است که شما در دانشکده فني دانشگاه تهران در پاسخ به سوالات مکرر دانشجويان در اين مورد اعلام کرديد که «تخلف در حد زدن گاز اشک آور و يک هل دادن ساده بود، البته زدن گاز اشك‌آور چون در ماه رمضان بود پسنديده نبود»! و البته اشاره هم کرديد که شما در همان زمان با متخلفين برخورد کرديد.
ما امضاء کنندگان اين نامه از جمله کساني هستيم که در آن حادثه در ماه مبارک رمضان و در حالي که با زبان روزه و با دستان و چشماني بسته در اتومبيل نشسته بوديم ناجوانمردانه رفتاري خلاف انسانيت با ما صورت گرفت که حتي اعتراض برخي از مامورين حاضر در اتومبيل را برانگيخت و امروز مي‌شنويم که شما هم از عملكرد پرسنل‌تان در آن حرکت دفاع مي کنيد.
اين در حالي است که ما برخوردتان با متخلفان را نيز ديده‌ايم ! متخلفاني که بايد مجازات مي‌شدند، روز روشن و با جسارت تمام جلوي رويمان حاضر مي شوند و با افتخار مصونيت خود را به رخ مي‌کشند.
در گفته هايتان اعلام کرده ايد که وبلاگ نويسان نشسته در اتومبيل «شلوغ کردند و مي‌خواستند سوء استفاده کنند و ماموري که احساس انجام وظيفه کرده بود از گاز اشک آور استفاده کرد» .
ما سوالمان از شما و ديگران اين است، چند جوان که هر کدام چند ماه را در سلول هاي انفرادي گذرانده بودند، با چشماني بسته و دستبندهاي اسرائيلي به دست و در اتومبيلي که چند مامور در آن حضور داشت چه سوء استفاده‌اي مي توانستند انجام دهند ؟!
دفاع شما از ماموران زير مجموعه‌تان، دفاع از متخلفان است. متخلفاني که هيات منتخب رياست محترم قوه قضائيه نيز بر آن اذعان دارد. آيا اينگونه مي خواهيد بر مسند مقامي تکيه زنيد که حاضر نيستيد حتي تخلفات محرز نيروهاي تحت فرمانتان را بپذيريد؟
جناب آقاي قاليباف !
راز کسب اعتماد مردم صداقت است و نه خوي فرماندهي! مناصب و قدرتمندي‌ها روزي به پايان خواهد رسيد و ما مي‌مانيم و وجداني که بايد از سياهي‌ها پاکش کنيم.

روزبه ميرابراهيمي ـ حنيف مزروعي ـ شهرام رفيع زاده ـ مسعود قريشي - اصغر وطن خواه

May 5, 2005

همچنان قاليباف

در جلسه کذايي دانشگاه تهران و بحثي که بر سر پرونده موسوم به وبلاگ نويسان پيش آمد، جناب سردار از آنچايي که خواستند کم نياورند مدام از بچه هاي قم و اينکه کارشان پيگيري شده سخن گفتند و من را متهم به دروغ گويي کردند، روز گذشته مطلبي از يکي از بچه هاي قم در جواب قاليباف را گذاشتم، امروز هم پاسخ آقاي قابل را بخوانيد که قاليباف ادعا مي کرد که قابل کاملا در جريان روند پيگيري ماجرا هست:
هادي قابل: قاليباف به وعده‌هايش عمل نكرد،شهادت مي‌دهم
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي تاكيد كرد: قاليباف به وعده‌هايي كه به متهمان وبلاگ‌نويسان داده بود، عمل نكرد.

هادي قابل در گفت و گو با خبرنگار رويداد به جلسه متهمان وبلاگ نويس با قاليباف اشاره كرد و گفت: در اين جلسه متهمان از برخوردهاي غير قانوني و شكنجه، سوالات نا مربوط به اتهامات خود و تحت فشار قرار گرفتن براي پاسخگويي به اين سوالات شكايت كردند كه قاليباف نيز به انها قول داد كه اين مساله را پيگيري مي‌كند.

وي افزود: قاليباف همچنين در اين نشست قول داد افرادي كه در اين پرونده تخلف كرده و از نيروي انتظامي هستند را تنبيه انضباطي كند و حتي گفت كه اين تنبيه تا حد اخراج و تنزل درجه هم پيش خواهد رفت اما شاهد هستيم كه هنوز هيچ برخوردي با متخلفان پرونده وبلاگ نويسان صورت نگرفته است.

قابل روبه رو كردن وبلاگ نويسان با متخلفان پرونده آنها را از ديگر وعده‌هاي قاليباف عنوان كرد و گفت: اين ديدار هيچگاه صورت نگرفت و به نظر مي‌رسد قاليباف در آستانه انتخابات رياست جمهوري اين وعده‌ها را داده بود.

مسول كميته مناطق جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه گفت‌وگو با رويداد به تكذيب برخي اظهارات حنيف مزروعي از سوي قاليباف در جمع دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران اشاره كرد و گفت: شهادت مي‌دهم حنيف تمام اظهاراتي كه قاليباف منكر آن شد را پيش از اين در حضور او مطرح كرده بود.

در جريان ديدار قالي‌باف با دانشجويان دانشكده فني، گفتگوي متقابلي بين وي و حنيف مزروعي صورت گرفت و طي آن قاليباف از هادي قابل و مصطفي تاج‌زاده به عنوان شاهد مدعيات خود نام برد.
حال شهادت آقاي قابل را به نقل از رويداد و مصاحبه فريد مدرسي را باز هم از رويداد بخوانيد.
اميدوارم که سردار ديگر کتمان حقيقت را براي فرار از پاسخگويي پیشه خود نکنند، در نامه اي به ايشان نوشتم که «اميدوارم حال كه ايشان گام در ميدان سياست نهاده اند، صداقت را فداي مصلحت نكنند و صادقانه سخن بگويند»

May 4, 2005

پاسخ ديگري به قاليباف

در جلسه‌اي كه در دانشگاه تهران برگزار شد و من نيز صحبت كردم، آقاي قاليباف از قول كساني كه در جلسه حاضر نبودند براي رد حرف‌هاي من دلايلي آوردند كه يك نمونه آن يكي از بازداشت شدگان در شهر قم بود.
در زير جواب بردار عزيزم «مسعود رهبري» نويسنده وبلاگ كهنه نقاب به آقاي قاليباف را مطالعه بفرمائيد:

تخلفات جزئی؟!

در سايت امروز آمده بود كه جناب قاليباف در جلسه سخنراني خود در ميان دانشجويان گفته اند: تخلفات «جزئي » مأموران نيروي انتظامي در حد هل دادن و زدن گاز اشك آور در ماه رمضان بوده است و از قول يكي از «متهمان قم» _كه قاعدتاً بايد من باشم _ نقل كرده اند كه صرفا مدت طولاني، در حالي كه زير پاهايش خيس بوده در هواي سرد نگه داشته شده است. البته با تحقيقاتي كه ايشان انجام داده اند، مشخص شده كه اين رفتار فقط با من نشده است؛ بلكه آن مأمور عادت داشته كه با متهمان اين گونه برخورد كند.

اين كه جناب قاليباف سرانجام برخي تخلفات «جزئي» را در مجموعه تحت امر خود پذيرفته اند، خود يك گام به پيش است. اما تأسفم از آنجاست كه ظاهراً مشغله هاي انتخاباتي چنان ذهن سردار را خسته كرده است كه از كل ماجراها و رفتارهايي را كه به طور مشروح به ايشان انتقال داده ام تنها مدتها در هواي سرد با پاهايي خيس نشستن در خاطر شريفتان مانده است. ايشان به حنيف مزروعي كه سعي داشته است برخي از مطالب مطرح شده در جلسه بازداشت شدگان با ايشان را به يادشان بياورد، فرموده اند:«يكي از مشاوران من كه در آن جلسه حضور داشت، الآن هم اينجاست و مي تواند شهادت دهد». بعيد مي دانم آقاي قاليباف قبل از هر جلسه پرسش و پاسخ (خصوصاً اگر با دانشجويان باشد) احتمال ندهد كه يكي از پرسش هاي حاضران جريان بازداشت وبلاگ نويسان خواهد بود. بنابر اين اي كاش پيش از اين جلسه، از همين مشاور محترم _كه اگر اشتباه نكنم نامش آقاي خرازي بود _ مي خواستند تا مطالبي را كه در جلسه بازداشت شدگان با ايشان مطرح شد، به خاطر ايشان بياورند و به جناب فرمانده ياد آوري كنند كه در آن جلسه، صرفاً هل دادن يا گاز اشك آور زدن يا در هواي سرد نگاه داشته شدن مطرح نشد؛ بلكه علاوه بر آنها، سخن از ضرب و شتم بود، سخن از دست بند زدن به شيوه قپاني بود، سخن از آويزان شدن با دست بند بود، سخن از تهديد به بازداشت همسر و نزديكان بود، سخن از ريختن دبه آب سرد بر سراپاي متهم در نيمه شب سرد پائيز بود، و سخن از اين بود كه متهمان تمام اين مراحل را با چشمان بسته تحمل مي كردند. جالب اين كه متهمي كه ايشان از او نقل قول كرده است، تمام اينها را متحمل شده است تا به چيزي اعتراف كند كه موهوم بودن آن را حتي دادسراي انقلاب قم نيز نتوانست انكار كند و براي اين اتهام، حكم منع تعقيب صادر كرد! نمي دانم جناب قاليباف در چارچوب چه نظام گويشي سخن ميگويند. اما تا آنجا كه من اطلاع دارم در هيچ ادبيات و گفتماني نمي توان اين رفتارها را « تخلفات جزئي» ناميد.

May 2, 2005

چالش با فرمانده

روز گذشته در برنامه دانشكده فني دانشگاه تهران حاضر شدم تا سئوالات بي پاسخم را از يك كانديداي رياست جمهوري بپرسم و چون يك موضوع شخصي از نگاه من بود، بدون هماهنگي با روزنامه براي تهيه خبر در جلسه حضور يافتم و در موقعي هم كه نوبت به من رسيد سئوال خود را مطرح كردم.
روزنامه اقبال به ظن خود اين موضوع را در گزارشي با تيتري كه من هم براي اين مطلب انتخاب كرده‌ام آورده است كه متن آن را بخوانيد:

گروه سياسي: محمدباقر قاليباف، فرمانده سابق نيروي انتظامي كه براي حضور در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از سمت خود استعفا داده است و اكنون از او به عنوان نامزد احتمالي اصولگرايان نام مي‌برند، روز گذشته در جمع دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران حضور يافت.
فرمانده سابق نيروي انتظامي در ديدار خود با دانشجويان به سؤالات آنها در خصوص پرونده وبلاگ‌نويسان، نامه فرماندهان سپاه در 18 تيرماه سال 78 خطاب به خاتمي و نظرش در مورد حكم حكومتي پاسخ داد.

«كيهان» پاسخ اين پرسش را بدهد
مجري برنامه با خواندن قسمت‌هايي از نامه سرداران سپاه كه در 18 تيرماه سال 78 و همزمان با درگيري‌هاي كوي دانشگاه در روزنامه كيهان منتشر شده بود، خواستار پاسخگويي قاليباف در خصوص اين نامه شد.
محمدباقر قاليباف نيز در پاسخ گفت كه جواب اين پرسش را روزنامه كيهان بايد بدهد! و البته در ادامه در برابر اصرار دانشجويان و مجري برنامه مبني بر پاسخگويي صريح گفت: ما مصلحت انديشانه توصيه‌هايي به آقاي خاتمي داشتيم و بحث دشمني با ايشان مطرح نبوده است.
اما مجري برنامه قسمت پاياني اين نامه كه در زمان خود بسياري آن را تعبير كودتا كرده بودند را خواند و از قاليباف خواست تا توضيح دهد كه منظور سرداران سپاه از لبريز شدن كاسه صبرشان و وارد عمل شدن چه بوده است. قاليباف در پاسخ به اين سؤال تأكيد كرد كه «رفاقت وي با آقاي خاتمي بسيار قوي است». و در پاسخ به اينكه دقيقاً منظورتان از اين جمله چه بوده و چه اقدامي مي‌خواستيد انجام دهيد؟ گفت: «با كساني كه به خيابان ريخته بودند برخورد مي‌كرديم. اينها دانشجو نبودند و عده‌اي اراذل و اوباش بودند كه اقدام به شكستن شيشه‌هاي مغازه‌ها و... مي‌كردند.
قاليباف گفت كه «مي‌دانم دانشجويان از اين كارها نمي‌كنند و به اين كارها راضي نيستند».
در اينجا قاليباف كه در برابر اين پرسش قرار گرفته بود كه آيا شما كارت دانشجويي اين افراد را ديده بوديد، گفت: دانشجو فهيم است و اين نوع كارها را انجام نمي‌دهد.

اين جمع دانشجويان است نه بازاري‌ها
ظاهراً برخي دانشجويان از پاسخ‌هاي قاليباف قانع نشده بودند، چون يك دختر دانشجو با قرار گرفتن پشت تريبون خطاب به فرمانده سابق نيروي انتظامي گفت: آقاي قاليباف، اين جماعت جماعت اصناف و بازار نيستند. اينها دانشجو هستند و از نخبگان كشور، در جواب دادن به سؤالات آنها طفره نرويد.

اهمالات جزئي ناجا در پرونده وبلاگ‌نويسان
يكي از دانشجويان از اين كانديداي رياست جمهوري پرسيد: آيا اينكه متهمان پرونده وبلاگ‌نويسان توسط نيروهاي ناجا مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند، صحت دارد يا خير گفت: من اين موضوع را پيگيري كردم. با متهمان اين پرونده جلسه گذاشتم و متوجه شدم كه خلاف قانون‌هاي جزئي رخ داد. مثل هل دادن يا زدن گاز اشك‌آور در ماشين حمل اين متهمان.
قاليباف گفت كه پرونده مأموران متخلف به دادگاه رفته است. پس از پاسخ قاليباف حنيف مزروعي كه از متهمان اين پرونده بوده است، در جايگاه پرسش قرار گرفت و خطاب به قاليباف گفت: چون در جاي ديگري دست من به شما نرسيده، در اينجا از شما مي‌پرسم: شما گفتيد اهمال‌هاي جزئي در پرونده وبلاگ‌نويسان صورت گرفته. من به چند نمونه از برخوردها كه شما از آن به عنوان اهمال جزئي ياد مي‌كنيد اشاره مي‌كنم. بازجو زير فشار جسمي و روحي از من خواست كه اعتراف كنم با خانم فلاني رابطه نامشروع داشته‌ام و يا خانم فلاني زير همين فشارها بايد اعتراف مي‌كرد كه با برخي از مسؤولان كشور رابطه نامشروع داشته است. آيا به نظر شما اعتراف‌گيري تحت فشارهاي فيزيكي و روحي اهمال جزئي است؟
قاليباف در پاسخ گفت: دقيقاً بگوييد چه فشارهاي فيزيكي بوده است؟
حنيف مزروعي پاسخ داد: فشار جسمي يعني با چشم‌بند رو به ديوار در اتاقي كه هيچ صدايي از آن خارج نمي‌شود مجبور به نوشتن خواست‌هاي بازجو شوي و اگر طبق ميل بازجو ننويسي مورد ضرب و شتم قرار بگيري...
دانشجويان شديداً تحت تأثير سخنان حنيف مزروعي قرار گرفته بودند و بارها سخنانش را مورد تشويق خود قرار دادند.
قاليباف سخنان مزروعي را قطع كرد و گفت: نه اين طور نبوده. اين حرف‌هاي شما، حرف‌هاي جديدي است كه در جلسه‌اي كه با هم داشتيم آنها را مطرح نكرديد. يكي از مشاوران من كه در آن جلسه حضور داشته الان هم اينجاست و مي‌تواند شهادت دهد.
حنيف مزروعي: كسان ديگري هم هستند تا شهادت دهند كه من اين حرف‌ها را قبلاً هم به شما گفته‌ام. شما در آن جلسه قول‌هايي مبني بر پيگيري اين ماجرا و برخورد با عاملان اين قضيه و قول رودررو كردن ما با بازجو را داديد. آقاي قاليباف، آيا ميزان عمل به قول‌هايي كه الان به عنوان نامزد رياست جمهوري به مردم مي‌دهيد، به اندازه قول‌هايي است كه به ما داديد؟
قاليباف در حالي كه به خاطر قطع كردن سخنان مزروعي از مجري برنامه تذكر دريافت كرده بود، در پاسخ به مزروعي گفت كه «برخوردها اين گونه كه شما مي‌گوييد نبوده است.»
فرمانده سابق نيروي انتظامي در ادامه گفت: من مأموري كه گاز اشك‌آور در داخل ماشين شما زده بود را مؤاخذه كردم. كار اين مأمور خلاف بوده چون از گاز اشك‌آور در ماه رمضان استفاده كرده بود.
گفتني است، يك مأمور نيروي انتظامي در داخل ماشيني كه وبلاگ‌نويسان در آن قرار داشتند، گاز اشك‌آور زده و با بستن در ماشين باعث آزار آنها شده بود.
قاليباف در پايان گفت كه من پيگير اين پرونده بوده‌ام و حتي پرونده برخي از متخلفان به دادگاه رفته است.
او مدعي شد كه مصطفي تاج‌زاده و قابل نيز در جريان اين امر هستند.

نمي‌دانم روزنامه مشاركت پايگاه دشمن بوده يا خير
پاسخ‌هاي قاليباف دانشجويان را قانع نكرد. زيرا باز هم يكي از دانشجويان در جايگاه پرسش‌كنندگان قرار گرفت و خطاب به او گفت: آقاي قاليباف من گمان مي‌كردم شما رئيس‌جمهور خوبي نخواهيد شد اما الان مطمئنم كه قطعاً رئيس‌جمهور خوبي خواهيد بود چون خيلي خوب آسمان و ريسمان را به هم مي‌بافيد و مسائل مبهم و بي‌ربط را در پاسخ‌هايتان مطرح مي‌كنيد.
قاليباف در پاسخ به اين دانشجو گفت: شما يك سؤال بپرسيد من مي‌گويم بله يا خير.
دانشجو: وقتي مطبوعات توقيف شدند، مقام رهبري گفتند كه اين مطبوعات پايگاه دشمن هستند. بلي يا خير؟
قاليباف: برخي بله. برخي خير.
جمعيت حاضر در سالن يكپارچه به تشويق دانشجو پرداخته و قاليباف كه نتوانسته بود پاسخ اين پرسش را بله يا خير بدهد، گفت: شما اسم روزنامه را بگوييد كه من پاسخ دهم.
دانشجو: صبح امروز؟
قاليباف: خير.
دانشجو: مشاركت؟
قاليباف: نمي‌دانم.
اين دانشجو در حالي كه مورد تشويق شديد حاضرين قرار گرفته بود، جايگاه را ترك كرد.

حكم حكومتي را قبول دارم
از قاليباف سؤال شد: «آيا حكم حكومتي را قبول داريد و اجرا مي‌كنيد.» در پاسخ گفت: نظر رهبري قطعاً كارشناسانه است. حكم حكومتي را قبول دارم هرچند كه بعدها معلوم شود كه اشتباه بوده است.

انتخابات مجلس هفتم عادلانه بود
فرمانده سابق نيروي انتظامي در پاسخ به اين سؤال كه آيا انتخابات مجلس هفتم را آزادانه مي‌دانيد، گفت: اين انتخابات را عادلانه مي‌دانم اما معتقدم آزادانه نبود و رفتار شوراي نگهبان در اين دوره از انتخابات مجلس رفتار خوبي نبود.
لازم به ذكر است، سايت انتخابات 9 كه نزديك به قاليباف است هيچ يك از بخش‌هاي پرسش و پاسخ وي را كه در خصوص پرونده وبلاگ‌نويسان بود منتشر نكرده است.
در همين زمينه:
اقبال - صفحه اول
اقبال - چالش با فرمانده
امروز - قاليباف: زدن گاز اشک آور به متهمان وبلاگ نویس، چون در ماه رمضان بود، پسندیده نبود
هاتف نيوز - قاليباف: از نامه فرماندهان سپاه به خاتمي دفاع مي کنم

May 1, 2005

دفاع از 4 نفر

پس از اعلام اينكه 4 نفر در پرونده ما هنوز هم متهم هستند و اينكه بايد بر اساس مدارك!! محاكمه شوند، ما چند نفر از دوستاني كه از بد حادثه درگير اين پرونده جنجالي بوديم تصميم گرفتيم در نامه‌اي خطاب به رئيس قوه قضائيه از اين 4 نفر حمايت كرده و خواستار رسيدگي دقيق‌تر به موارد اتهامي اين دوستان بشويم تا آنها نيز از اين گرفتاري رهايي يابند.
متن كامل نامه ما به رئيس قوه قضائيه و امضاهاي دوستان به شرح زير است:

رياست محترم قوه قضائيه
حضرت آيت‌الله شاهرودي
با سلام،

امضاءكنندگان اين نامه همگي از متهمان پرونده موسوم به وبلاگ نويسان بوده‌اند كه در جلسه ديدار با جنابعالي نيز حضور داشتند.
اما مساله‌اي كه باعث شد تا به اينصورت نامه‌اي را به حضورتان بنويسيم، اعلام نتايج كميته تحقيق تعيين شده از طرف جنابعالي بود و اينكه چند تن از افراد درگير در پرونده را همچنان متهم دانسته و براساس اعلام سخنگوي قوه قضائيه و رئيس دادگستري استان تهران آنها بايد محاكمه بشوند. در اين خصوص نكاتي را خدمتتان عرض مي‌نمائيم تا انشاالله تجديد نظري در اين خصوص صورت گيرد:

جناب آقاي شاهرودي،
در طول مدت زماني كه هر كدام از افراد امضاء كننده اين نامه در بازداشت به سر مي‌برند، فشارهاي سنگين روحي و جسمي و اخلاقي بر متهمان حاضر در اين پرونده و از جمله دوستاني كه هم‌اكنون دوباره متهم خوانده شده‌اند وارد مي‌شد و به صورت مستقيم و غيرمستقيم از حال، تهديدات و فشارهاي وارده بر يكديگر مطلع مي‌شديم و نيك مي‌دانستيم كه تمامي اين تهديدها در جهت ساختن يك پروژه خيالي و اجبار دستگيرشدگان به پذيرفتن يك سناريوي ساختگي است و تمامي بازداشت‌شدگان اين پرونده هر كدام به نوع خاص خود درگير اين نوع فشارها بوده‌اند و درك بسيار روشني از اين ماجرا دارند.

رياست محترم قوه قضائيه،
در طول بازداشت بارها و بارها از ما خواسته شد كه جهت خلاصي از اين ماجرا اعترافاتي را بنويسيم كه اصلا نه جنبه واقعي داشته و نه حتي مقداري از حقيقت را شامل مي‌شد و با تهديد و ارعاب مطالبي را برايمان مي‌آوردند كه ما بايد از روي آنها پاكنويس مي‌كرديم و همانگونه كه مي‌دانيد اين نوع اعترافات هيچ جنبه‌اي از حقيقت را در بر نمي‌گيرد و يكي از دستگيرشدگان برگه‌اي از همين نوع درخواست براي اعترافات دروغين را با خود به همراه آورده كه شما نيز آنرا ملاحظه نموده‌ايد و خود گوياي واقعيت اين ماجراست، حال چگونه اين اعترافات ساختگي و دروغين باعث شده است كه عده‌اي از هم‌پرونده‌اي‌هاي ما براساس همين اعترافات دروغين دوباره متهم خوانده شده و تصميم بر تشكيل دادگاه برايشان گرفته شود.

جناب آقاي شاهرودي،
در طول مدت زمان بازداشت متوجه شديم كه بر اثر فشارهاي وارده دوستاني را مجبور به انجام مصاحبه تلويزيوني كرده‌اند كه يك نمونه كوچكتر آن نيز پس از آزادي تعدادي از بازداشت‌شدگان روي داد و جنابعالي به طور كامل در جريان تهديدها و مسائل پشت پرده اين مصاحبه‌ها هستيد و مي‌دانيد كه چه تهديد‌هاي ناجوانمردانه‌اي اعم از تهديد خانواده‌ها و ... در اين رابطه براي انجام يك مصاحبه صورت گرفته است و اين مسئله نيز بمانند نكاتي كه قبلا آمده است نشان دهنده بي‌اعتبار بودن اين نوع برنامه‌ها تحت فشارهاي مختلف جسمي و روحي است.

رياست محترم قوه قضائيه،
در پايان ما امضا كنندگان نامه فوق با درك فضاي خاص امنيتي و فشارهاي شديد اخلاقي، روحي و جسمي كه خود نيز از آن بي‌بهره نبوديم اذعان مي‌داريم كه دوستان درگير در اين ماجراي اسف‌بار هيچ‌گاه از روي ميل و علاقه در آن شرايط چيزي را نپذيرفتند و تمامي اعترافات ساختگي بوده و هيچ ارزش حقوقي و كيفري را در بر ندارد و دستور فرمائيد تا در خصوص 4 نفر عزيزان ديگر نيز تجديدنظري صورت گرفته و با بررسي دقيق قطعا متوجه خواهيد شد كه جرمي متوجه اين دوستان نيز نخواهد بود.

محبوبه عباسقلي‌‍‌زاده - فرشته قاضي - مسعود قريشي - حنيف مزروعي

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007