Bird

Bandar Abbas

نظرات - 0 - لينك

هاستینگ و ثبت دومین
به روزها
BlogRolling is currently inaccessible.

ادامه
 
 
 

چند پرسش ساده از علی مطهری

6 دی 90

آقای علی مطهری در مقام تشویق اصلاح طلبان برای ثبت نام در انتخابات گفته‌اند: "اصلاح طلبان مسائل انتخابات گذشته را با انتخابات پيشرو خلط نکنند و مشروط به تحقق مطالباتشان در انتخابات گذشته، به اين عرصه وارد نشوند."
ایشان همچنین ادامه داده‌اند که: "اصلاح طلبان با شرکت در انتخابات آتی، مطالبات خود را در اين انتخابات پيگيری کنند و برای مبارزه با دشمن خارجی و مقابله با هر تهديد نظامی وارد عمل شوند" و در ادامه نتیجه گرفته اند "خوشبختانه اصلاح طلبان اين رشد فکری را دارند که منافع نظام را به منافع خود ترجيح دهند."
در رابطه با این جملات چند سوال ساده پیش می‌آید که امیدوارم آقای مطهری و دوستانشان که به دنبال حضور اصلاح طلبان در انتخابات هستند به آن پاسخ دهند و یا حداقل توضیح دهند شرایط چرا برای حضور اصلاح طلبان محیا است.
آقای مطهری فرموده‌اید مسئله دو انتخابات با یکدیگر خلط نشود. منتهی پرسش این است؛ وقتی اصولا اساس "میزان رای ملت است" از بین رفته است و هیچگونه اعتمادی به ناظران و مجریان انتخابات وجود ندارد، بر همین اساس آیا ایشان حق شرکت نکردن در انتخابات را برای معترضان براساس تجربه انتخابات گذشته قائل هستند؟ یا از نظر ایشان این همچنان خلط مبحث است.
ایشان در جای دیگری گفته‌اند اصلاح طلبان، مطالبات انتخابات گذشته را با انتخابات آتی یکی نکنند. در این خصوص گویا ایشان فراموش کرده‌اند که بیش از نیمی از فعالان انتخابات گذشته همچنان اسیر زندان و حکم زندان و وثیقه‌اند، بگذریم که عده‌ای شان نیز جلای وطن را به همه دردسرهای اشاره شده ترجیح داده‌اند. اصولا سوال اینجاست که حضرت ایشان چه تصوری از اصلاح طلبان دارند؟ آیا اصلاح طلبان را مرغانی می‌دانند که در عزا و عروسی باید سرشان را برید و بعد هم توقع داشت در مراسم بعدی بدون هیچ اعتراض و انتقادی حاضر شوند و برای حکومت دم تکان دهند؟
فرموده‌اند اصلاح طلبان برای مقابله با دشمن خارجی و مقابله با تهدید نظامی وارد عمل شوند. گویا ایشان فراموش کرده‌اند که همه این مشکلات خارجی برای کشور از زمانی پدید آمد که بنیان جمهوریت نظام دچار خلل شد. آیا در زمان دولت اصلاحات دنیا با ما مانند امروز رفتار می‌کرد؟ آیا از زمانی که شورای نگهبان اندک بقایای جمهوریت را از انتخابات مجلس هفتم به بعد پایمال کرد همه این دردسرهای خارجی آغاز نشد؟
نتیجه‌گیری پایانی ایشان هم قابل تامل است، از نظر ایشان و یاران همفکرشان اصلاح طلبان دقیقا مصداق همان مرغ عزا و عروسی هستند که آخر سر هم سر تعاریف کلی‌ای مانند حفظ نظام و غیره از همه چیز خواهند گذشت. بهتر است آقای مطهری به این پرسش پاسخ دهند که منافع نظام وقتی که جوانان بی گناه به جرم خواستن رای‌شان در راهپیمایی سکوت در خیابان‌ها حاضر شدند و به گلوله بسته شدند کجا بود؟ منافع نظام وقتی که تعداد قابل توجهی از مسولان سی سال گذشته کشور بخاطر تشویق مردم برای حضور در انتخابات به زندان افکنده شدند کجا بود؟ و آیا منافع نظام فقط در منافع ایشان و دوستان و یاران‌شان و رهبرشان تعریف می‌شود یا مردم و سایران هم حقی از این منافع دارند؟
در پایان مایلم این پرسش را هم از ایشان بپرسم که بر فرض اینکه اصلاح طلبان در انتخابات آتی شرکت کردند و اقبال عمومی هم همراهی‌شان کرد، چه تضمینی وجود دارد که مانند انتخابات گذشته مجریان و ناظران، آراء تقلبی انتخابات را بعنوان آراء اصلی اعلام نکنند و فعالان ستادی و نامزدهای انتخابات را مانند انتخابات گذشته به زندان و شلاق و حصر و خانه نشینی محکوم نکنند؟
تصور می‌کنم آقای مطهری و دوستانشان اگر تمایل دارند اصلاح طلبان را حداقل در مقام حرف، تشویق به حضور کنند، به پرسش‌های فوق و پرسش‌هایی از این دست پاسخ دهند، زیرا این نکاتی است که معترضان و اصلاح طلبان همچنان برایشان مطرح است و انتظار حضور در فضایی که حاکمیت هر صدای منتقدی را ابتدا خفه می‌کند و بعد توقع همراهی دارد بیشتر یک رویاست تا واقعیت.

برای محمد نوری‌زاد

24 آذر 90

توفیق دیدار و آشنایی با شما را تا به امروز نداشته‌ام؛ اما پس از کودتای انتخاباتی، خوانندهٔ آثار قلم روان شما بوده‌ام و همواره حسرت داشتن ذره‌ای از شجاعت و آزادگی و دلیرمردی‌تان را خورده‌ام. در این سطور، قصد مداحی و مجیز گفتن و به عرش بردن شما را ندارم، بلکه بر آنم که تا حداقل از منظر خود نشان دهم که نوشته‌های شما در شکستن قداست ساختگی دیکتاتور و قبح گفتگو با او، هرچند یک طرفه، چه اهمیتی دارد و، در ایران امروز، چه گرفتاری‌ها و مخاطراتی برای شما دارد که همه را به جان خریده‌اید.

نامه نوشتن به رهبری و خطاب قرار دادن او برای کسی که در خارج از کشور است نه تنها هنر نیست، بلکه شاید اثری هم در رفتارهای حکومت نگذارد؛ اما از داخل کشور نامه نوشتن خطاب به عالی‌رتبه‌ترین مقام رسمی کشور آن هم در جامعه‌ای دیکتاتورزده و تحت سیطرهٔ دایمی اوباش حکومتی شجاعتی عظیم می‌طلبد.

در ایران، انتقاد از کسی که نه قدرتی دارد و نه مقامی از ساده‌ترین کارهاست؛ اما انتقاد از کسی که امروز قدرت مطلقه دارد و مسئول تمام گرفتاری‌های آزادی‌خواهان و مدافعان حقوق مردم است و حتی خطاب قرار دادن او شجاعتی حرگونه و حتی ازجان‌گذشتگی می‌خواهد.

در کشوری که فروهرهای «نجیب» به جرم انتقاد آرام سلاخی می‌شوند و جواب پرسش «رأی من کجاست» گلوله و قبرستان و کهریزک و شکنجه و زندان و باتوم است، نامه نوشتن به رهبری که هر روز خودکامگی‌اش عریان‌تر و زبان سرکوبگر حکومتش صریح‌تر می‌شود از هر کسی برنمی‌آید.

در ایران امروز، که اکثر همراهان انقلاب ۵۷ و نزدیکان رهبر انقلابش یا مقهور شده‌ و سکوت گزیده‌اند یا خانه‌نشین و گوشه‌گیر شده‌اند یا، در پی اعتراض، گرفتار زندان و دادگاه و دردسرهای دیگر شده‌اند، سخن گفتن با صدای رسا و ندای سر دادن ندای اعتراض، آن هم خطاب به مسئول اول مملکت، کاری کوچک نیست.

در کشوری که نخست‌وزیر دوران هشت سالهٔ جنگ طاقت‌فرسایش و رئیس دو دورهٔ مجلسش به جرم ساکت نماندن و ترجیح رأی مردم بر خواست ارباب قدرت و به گناه آزادی‌خواهی و ایستادن در برابر قدرت مطلقه گرفتار حصر و انواع فشارها شده‌اند، سؤال کردن از ارباب قدرت تنها از افرادی یگانه برمی‌آید.

آری، در ایران امروز، فقط افرادی یگانه این جسارت و شجاعت و صلابت را دارند که حرگونه بایستند و قلم سبز آزادی‌خواهی را بر کاغذ بدوانند؛ و محمد نوری‌زاد یکی ازآنان است که تاوان این عمل خود را پرداخته و احتمالاً باز هم خواهد پرداخت، چنان که در هفته‌های اخیر شاهد پرده‌هایی از اقدامات غیراخلاقی حاکمان مدعی دینداری بر ضد او بوده‌ایم.

آقای نوری‌زاد، می‌دانم که این نوشتار در افزودن بر استقامت شما و در پیمودن راهی که برگزیده‌اید اثری نخواهد گذاشت و نوشته‌ای است در میان نوشته‌هایی دیگر در ستایش شما، آن هم از جایی که حکومت دستش بدانجا نمی‌رسد؛ اما بدانید که نام سبزتان در تاریخ مبارزه با دیکتاتوری این سرزمین ماندگار خواهد شد و آیندگان به بزرگی از شما نام خواهند برد.

ادامه ... »

یک سوزن به خودمان و یک جوالدوز به دیگران

23 دی 89

از طریق یکی از رفقا لینکی از وبلاگ مجمع دیوانگان را که در آن نقدی به شبکه های تلویزیونی خارج ازایران با عنوان سوزنی به دوستان خارج نشین را فرستاد که خواندم.

هرچند که نویسنده در نقد خود درجه هایی از بی انصافی هم نگاشته بود که هرکدام پاسخ های قانع کننده‌ای دارد که احتیاجی به بازگویی آن نیست منتهی وی همه چیز را در مورد ایرانیان خارج از کشور درست ذکر کرده است به غیر یک نکته اساسی و کلیدی و آن هم تامین هزینه های یک شبکه تلویزیونی سبز یا اسم دیگری است. آیا از نظر نویسنده هزینه‌های این شبکه از قبل تامین شده بود؟ یا نویسنده استنادش به داستان پردازی‌های کیهان نشینان داخلی و خارجی است؟

درست است که انبوهی از ایرانیان نخبه در خارج از کشور هستند و درست است که تعداد زیادی روزنامه نگار بعد از انتخابات از کشور گریزان شده اند اما آیا همه این انسان‌ها که به اجبار به کوچ رسیده اند احتیاج به امرار معاش هم دارند، آیا فکر نویسنده برای راه اندازی یک شبکه سبز فقط فکر و ایده و نیروی انسانی را کافی می‌داند و با وجود آنها شبکه به تولید می رسد؟

به نظرم اگر قرار باشد نقدی هم صورت بگیرد و سوزنی زده شود ابتدا سوزنی هم به خودمان بزنیم که ما چه کرده ایم و بعد نق بزنیم که اصلا ندیده ایم و ندیده اند و چه و چه. دیدن برنامه های رسا خیلی ساده است و برای کسی که اهل اینترنت باشد حداقل ساده است، اما چگونه است شمایی که می‌فرمایید یکی از برنامه‌های این شبکه را ندیده‌اید نسبت به کیفیت برنامه‌هایش نوشته اید؟ آیا نباید قبل از اینکه وارد نقد و نق زدن بشوید که چرا رفته اند و فلان ماهواره را انتخاب کرده اند از خود سوال میکردید چرا فلان ماهواره؟

جواب این سوالها خیلی راحت است و ساده تر از آنکه فکرش را بکنید منتهی متاسفانه این از آفات جامعه ایرانی ماست که اول غر میزنیم و بعد تحقیق می‌کنیم و حکومت ما هم عینا همین را در مقیاس بزرگتری انجام میدهد اول دستگیر میکند و میزند و بعد تصمیم میگیرد اتهامی بتراشد.

به نظرم اول یک سوزن به خود بزنیم و بعد یک جوالدوز به دیگران

برادر حسین و دمش

9 دی 89

گویا اعلام رابطه حسنه و برادری میان برادران به اصطلاح اصولگرا و رفقای سلطنت طلب‌شان خیلی برای برادر حسین سنگین آمده و امروز سعی کرده با دست و پا زدن مفرط به یه طریقی اعلام برائت بکنه.

البته برادر حسین برای اینکه بازم ثابت کنه که رفیق سلطنت طلب‌اش درست گفته مطلب رو ارجاع داده به دروغ‌های نماینده خارج از کشورش سایت خودنویس.

به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دمم

لینک مطلب کیهان بعلاوه مطلب:

ادامه ... »

پاسخ به دروغ پردازی سایت‌‌های الف و تابناک

7 دی 89

حنیف مزروعی عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی در جوابیه‌ای به سایت‌های دروغ‌پرداز الف و تابناک و مشرق اخبار منتشره در این سایت‌ها را تکذیب نموده و پیوند دو جریان اقتدارگرایی در داخل و خارج از کشور را به آنان تبریک گفته است.

لازم به ذکر است متن جوابیه عضو جبهه مشارکت برای مدیران سایت الف ارسال شد که با عدم انتشار آن نوروز اقدام به انتشار متن کامل این جوابیه می‌نماید.

متن کامل جوابیه حنیف مزروعی به شرح زیر است:

پاسخ به دورغ پردازی وب سایت خبری الف و تابناک


پناه می بریم بخدا از شر شیطان رجیم

" ای مومنان ، هرگاه فاسقی برای شما خبری آورد تحقیق کنید ، مبادا از روی نادانی به قومی رنجی رسانید و سخت از کار خود پشیمان شوید" ( آیه 6 سوره حجرات ) و" ای اهل ایمان ، از بسیاری پندار ها و ظن ها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظن و پندارها معصیت است و نیز هرگز(از حال درونی هم) تجسس نکنید و غیبت یکدیگر را روا مدارید، هیچیک از شما آیا دوست می دارد گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید ، و از خدا پروا کنید ، که خدا بسیار توبه پذیرو مهربان است ."

امروز سایت‌های اقتدارگرای “الف " (که منتسب به آقای احمد توکلی راهیافته تهران مجلس است ) و سایت “تابناک” خبری را با این تیتر" کمک مالی آمریکا به تلویزیون اینترنتی رسا " انتشار داده و درآن آورده است :" شهرام همایون مدیر شبکه تلویزیونی "کانال یک" وابسته به طیف سلطنت طلبان، اخیراً با افشای این کمک مالی، گفت: حنیف مزروعی از اعضای حزب مشارکت با علی رضا نوری زاده وارد همکاری شده تا تلویزیون سبزها را راه اندازی نماید و در این زمینه از آمریکائی ها پول گرفت که صدای موسوی و کروبی را در آمریکا و اروپا پخش کند.
حنیف مزروعی که از گردانندگان سایت رسمی حزب مشارکت بوده، دو ماه پس از انتخابات سال 88 از کشور خارج شد و در بل�یک مستقر شد."

درباره این خبر و درجهت تنویر افکارعمومی نکات ذیل را یاد آور می شوم :

۱- در آموزه های دینی ما براینکه منبع خبر فاسق نباشد ، و اگر فاسق بود ناقل خبر باید برپایه تحقیق و مستندات خود به نقل خبر اقدام کند تا مبادا به قومی و افرادی رنجی رسد و موجب پشیمانی شود ، و اینکه از پراکنش ظن و گمان نسبت به دیگران و تجسس و غیبت و تهمت پرهیز شود ، بسیار تاکید شده است بنابراین نقل خبر رافع مسولیت نقل کننده نیست و این در مورد " سایت الف " هم مصداق دارد.

۲- هرچند پس از کودتای انتخاباتی سال گذشته و تحمیل دولت احمدی ن�اد به نوعی " دروغگویی " در کشور در حال نهادینه شدن است و روزی نیست که شاهد دروغگویی از سوی دولتمردان حاکم و رسانه های رسمی و نیمه رسمی نباشیم اما دراین میان " سایت الف و تابناک " تلاش داشته‌اند که چهره ای منتقد " دولت دروغ " و مدافع اصولگرایی و اخلاق اسلامی از خود به نمایش گذارد اما عملکرد این سایت در برابر سبزهای منتقد " دولت دروغ " ، در دروغ و تهمت زنی به افراد جنبش سبز تفاوت چندانی با افراد " دولت دروغ" ندارد و از اینرو نشر یک چنین خبری از این سایت غریب نمی نماید و ظاهرا برخلاف همه آموزه های دینی منبع فاسق و فاسدی چون " مشرق "و آنهم به نقل از منبع فاسق دیگری برای گردانندگان این سایت حجیت داشته است که اینگونه بی مهابا به نقل این خبر پرداخته اند.

۳- وقتی در ماههای اخیر رسانه های حکومتی همه به نقل خبری از جنتی عضو و دبیر مادائم العمر شورای نگهبان مبنی بر پرداخت یک میلیارد دلار از سوی آمریکا به رهبران جنبش سبز پرداختند و به نقل ازمصلحی وزیر" دولت دروغ " این رقم را به بیش از هفده میلیارد دلار افزایش دادند آنوقت تکلیف امثال شهرام همایون در دروغ گویی و تهمت زنی روشن است! وقتی دو روحانی در این سطح براحتی این چنین دروغ بگویند و تهمت بزنند و رسانه های رسمی نقل کنند دیگر چه انتظاری می توان از دیگران داشت که دروغ نسازند؟ و تهمت نزنند؟

۴- در خبر منتشره فقط یک گزاره درست وجود دارد و آن اینکه من عضو جبهه مشارکت بوده و هستم و دو ماه پس از انتخابات سال 88( بدلایلی که توضیحش اینجا ضروری نیست) از کشور خارج شده و در بل�یک مستقر شده ام ، و مابقی اش همه دروغ است و بدینوسیله تکذیب می شود .

اما نکته قابل تامل درساختن این خبر دروغ این است که چطور دو طیف مدافع حکومت دیکتاتوری(اصولگرایان حاکم + سلطنت طلبان) با هم منافع مشترک و صدای واحدی یافته اند که خبری کذب را اینچنین شادمانه برای خراب کردن رسانه ای سبز و اصلاح طلب پخش می کنند و باید پیوند این دو جریان اقتدارگرایی داخلی و خارجی را تبریک گفت.

می دانم که در دوران نهادینه شدن " دولت دروغ " آنهم با سوء استفاده از دین و دربازار مسگرهای تبلیغاتی که حاکمیت براه انداخته است آنچه البته بجایی نرسد فریاد است اما من به عنوان یک عضو کوچک جنبش سبز مردم مظلوم ایران همه تلاشم را برای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی و شکستن سد سانسور بکار گرفته و می گیرم و درانجام این وظیفه ذره ای تردید به رغم این دورغ پردازی ها بخود نمی دهم و دعا می کنم که ایران عزیز بتواند خود را از شر این "دولت دروغ" و "دروغ پردازان داخلی و خارجی" رهایی بخشد و راه راستی و توسعه ورفاه و فردایی بهتر را درپیش گیرد تا امثال بنده هم بتواند به مام میهن بازگردد و درکنار هموطنان به زندگی و کار بپردازند .

حنیف مزروعی
هفتم دیماه ۱۳۸۹


متن خبر سایت‌های مشرق، الف و تابناک:


ادامه ... »

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007